خانه / امهات المؤمنین / خدیجه، صاحب قلب مهربان

خدیجه، صاحب قلب مهربان

Warning: mysql_query(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75 Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75

خدیجه، صاحب قلب مهربان

محمود المصری أبو عمار: ترجمه: اسحاق بن عبدالله دبیری العوضی

در نشستی که مملو از انوار ربانی بود محمدص با خدیجه صحبت می کرد. صدای گرفته اش تارهای قلب خدیجه را لمس می کرد و آن حکمتی که از بین لبانش بیرون می آمد، روح خدیجه را با خوشبختی سرشار و بالداری که بالای جسمش بلند می شد و در افق نورانی زندگی می کرد فرا می گرفت.

در آن لحظات، بنده آزاد شده خدیجه آمد و گفت: ای سرور من! حلیمه دختر عبدالله بن حارث سعدیه آمده و می خواهد داخل شود. وقتی که رسول اللهص نام حلیمه سعدیه را شنید، قلبش پُر از مهربانی و دلسوزی شد و خاطرات دوست داشتنی و خوب در ذهنش تداعی شد. خاطراتی دوست داشتنی که بیابان بنی سعد و دوران شیرخوارگی اش را در آن جا به یاد آورد. لحظه ای سرشار از احساسات لطیف بود. لحظه ای که با یک چشم به هم زدن یا حتی سریع تر از آن، دوران کودکی اش و دورانی که در دامان حلیمه بزرگ شد را زنده کرد.

خدیجه برخاست تا حلیمه را به داخل بیاورد. پیامبرص راجع به محبت و شفقت و کرامت و بزرگواری و دلسوزی حلیمه زیاد سخن گفت و هنگامی که چشمش به او افتاد، خدیجه صدای زیبای محمدص را شنید که با اشتیاق و مهربانی بانگ برمی آورد: «مادر! مادر!».

خدیجه به رسول الله)ص (نگاه کرد، دید که او ردایش را برای حلیمه گسترانده و دستش را در نهایت دلسوزی و مهربانی بر سر حلیمه کشید، و خدیجه شادمانی سرشاری را در چهره پیامبرص احساس کرد. خوشحالی زیادی در چشمانش موج می زد، گویی که در دامان مادرش، آمنه دختر وهب قرار گرفته و او از قبرش زنده شده است.

در گرماگرم دیدار بین رسول الله)ص( و حلیمه، پیامبرص حال و اوضاعش را پرسید، او از سختی و دشواری زندگی که در بیابان بنی سعد پیش آمد به پیامبر ص شکایت برد. سپس راجع به تنگ دستی و معیشت سخت و تلخی فقر با پیامبر ص درد دل کرد. پیامبرص هم، به او کمک و بخشش زیادی نمود.

پس از آن پیامبرص ـ با تأسف ـ راجع به دردی که پیامبرص به خاطر تنگ دستی و فقر و نداری دایه اش، حلیمه کشید و گرفتاری و سختی ای که شامل حال حلیمه و قومش شده بود، با همسرش خدیجه صحبت کرد. سراسر قلب خدیجه پر از عطوفت و مهربانی شد و از ته دل چهل رأس گوسفند را به حلیمه داد و به همراه آن شتری را برای حمل و نقل آب به او بخشید. هم چنین مخارج و هزینه های برگشتش را به او داد. خدیجهک به طور مداوم همه اموال و دارایی اش را جهت راضی کردن شوهرش، محمدص به او می داد و پیامبرص نیز از او نهایت تشکر و قدردانی را می نمود سپس نزد دایه اش، حلیمه می رفت تا آن چه را که خدیجه به او بخشیده بود در اختیارش قرار دهد(۱).

منبع: نام کتاب: … بانوان نمونه عصر پیامبر ص (صحابیات حول الرسول)/گردآورنده وتنظیم: … محمود المصری أبو عمار/ترجمه: … اسحاق بن عبدالله دبیری العوضی/ناشر: … انتشارات حقیقت/تیراژ: … ۲۵٫۰۰۰/سال چاپ: … ۱۳۸۸هـ. ش برابر ربیع الأول با ۱۴۳۰٫ق/نوبت چاپ: … اول

__________

(۱) – نساء أهل البیت، ص ۳۱-۳۲٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *