خانه / امهات المؤمنین / ام المؤمنین عایشه الگویی در مواجهه با مشکلات

ام المؤمنین عایشه الگویی در مواجهه با مشکلات

ام المؤمنین عایشه الگویی در مواجهه با مشکلات
نویسنده:عزیز محمد ابو     ترجمه:جامی الاحمدی
ام المؤمنین عایشه (رضی الله عنها) در خانه پاک پیامبری رشد کرد و پرورش یافت؛ و چه نیکو پرورشی بود؛ زیرا کسی که بر دستان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) تربیت شود در حد ذات خود مدرسه ای خواهد بود که مالامال از آموختنی ها است. و این حالت عملاً در شخصیت ام المؤمنین عایشه (رضی الله عنها) تبارز یافته بود، افکار و تعقلات وی از مفاهیم اسلامی سیراب گردیده و رفتار و سکناتش تطبیقی عملی و زنده و تجسدی از این افکار بود.
پس کسی که چنین حالتی داشته باشد آیا عاقلانه است که عملی را انجام دهد متناقض با آنچه در عقل و جان وی از افکار و مفاهیم و سلوک ملکه گشته است؟!
این وضعیت تنها شامل حضرت عایشه نبود بلکه این شیوه ای پیشتاز از اسلوبهای سلوک بلند پایه اسلامی در نزد صحابه (رضی الله عنهم) بود، روشی که در آن بهترین و برگزیده ترین انسجام بین افکار و سلوک را میتوان یافت و به ندرت جدای و تفاوتی بین آنها ایجاد میشود.
حضرت عایشه صدیقه دختر برترین تصدیق کننده، آن شخصیت پاک و مطهر در زندگی خود با بزرگترین حادثه و آزمونی که ممکن است یک زن با آن مواجه شود رو به رو گردید. آن واقعه وحشت آور تهمت زنا بود، چه سخت تجربه ای بود و چه نفرت انگیز تهمتی، این واقعه محدود و محصور بین چند شخص و یا خانواده یا قوم نبود، بلکه در تمام خانواده های یک اجتماع انتشار یافته و برای گستراندن آن بوق و سرناهای تبلیغاتی به بدترین وجه آن به کار گرفته شده بود این مشکلی بود بزرگ و آزمونی بس عظیم که تاب تحمل آن را جز شخصی استوار و با عظمت که بر این سختی فائق آید و بر آن غلبه نماید نداشت. و اما حضرت عایشه (رضی الله عنها) در مقابل این مشکل دشوار چه کرد؟ چگونه با آن رو به رو شد و چطور مانع آن گشت و بر آن غلبه یافت؟ و چه درسها و اندرزهایی بر آن مرتب میشود؟
مشکل چیست؟ چگونه با آن مواجه شویم و بر آن فائق آییم؟
میتوان در تعریف مشکل چنین گفت که آن درک یا احساسی است به وجود سختی که نمیتوان از مواجهه با آن سرپیچید. و یا مرحله ای است دشوار که برای تحقق هدفی نا چار به عبور از آنیم. و یا هم رو به رو شدن و بر خورد با واقعه ای ناپسند؛ گویا ما خواهان چیزی بودیم اما مخالفش را یافته ایم.
و اما اولین قدم برای توانا شدن در مواجهه با مشکلات و غلبه بر آنها این است که ما راهی را بپیماییم در مسیر آگاهی به وجود مشکل، یعنی آن را به خوبی بشناسیم و اطراف و جوانب آن را بررسی کنیم، سپس راه حلهای متعددی را بسنجیم و بعد از آن برترین چاره را تطبیق دهیم و خود را در رابطه با دوستی آن مطمئن سازیم و آنگاه در نتایج ما حصل غور نماییم. که التبه انجام این مسائل خواهان بذل کوشش و تلاش فکری در مراحل مختلف و مواضع گوناگون آن میباشد. اگرچه احیاناً طی این مراحل با سرعت زیادی حاصل میشود و گاهی هم وقت در برمیگیرد ولی در هر صورت آنچه ضروری است صبر و تأمل و پی گیری آن و اکتساب مهارتهای فکری لازمه در رابطه با طی این مراحل میباشد.
ام المؤمنین چگونه با مشکل مقابله کرد؟
در مورد مشکلی که بر حضرت عایشه (رضی الله عنها) در حادثه افک گذشت اطلاع دارید. خلاصه مطالب این است که از طرف منافقین و بعضی از مسلمانان شایعه ای پخش شد مبنی بر اتهام ام المؤمنین عایشه (رضی الله عنها) به عمل زنا، به دلیل اینکه ایشان در یکی از غزوات پیامبر از سپاه عقب مانده بود، و یکی از اصحاب به نام صفوان بن معطل سلمی (رضی الله عنه) ایشان را [در بیابان تنها یافت سپس] بر پشت شتر خویش نشانده و به لشکر رساند. و همین بود که شایعات همچو آتشی که در خاشاک افتد منتشر شد.
مشکلی که حضرت عایشه با آن رو به رو شد دو بخش داشت. بخش اول زمانی که ام المؤمنین فهمید سپاه رفته و او تنها مانده است و بخش دوم زمانی که شایعه در مورد وی پخش شد در حالی که وی حتی از تفکر محض در رابطه به این موضوع غافل بود. اینک ببینیم ام المؤمنین در برابر هر بخش این مشکل چه کرد؟
۱٫         درک درست مشکل: از جمله مهمترین بخشهای مقابله با مشکل شناخت آن است زیرا تا زمانی که فرد حس نکند مشکل مفهومی ندارد. عایشه (رضی الله عنها) آنگاه که بازگشت و سپاه را نیافت فهمید که با مشکلی مواجه گشته است، این در مورد بخش اول مشکل وی و اما در مورد بخش دوم یعنی اتهام اش به زنا وقتی مشکل را درک کرد که ام مسطح وی را از شایعه ای که در مورد او پخش شده بود با خبر ساخت. این در حالی بود که عایشه (رضی الله عنها) هرگز قبل از آن این مسأله را حس نکرده بود. چرا که در آغاز چون ام مسطح، مسطح را دشنام داد حضرت عایشه تعجب کرد و از وی دفاع نمود.
۲٫         حفظ تعادل روانی و دوری از اضطراب و ترس: حضرت عایشه با وجود اینکه در حالت بدی قرار داشت، با کمال متانت آرامش خود را حفظ نمود. سپاه رفته بود و او تنها در صحرا باقی مانده بود. همچنین وقتی از شایعه با خبر شد و آن مصیبت بزرگ سراسر وجودش را فرا گرفت تعادل خویش را به خوبی حفظ کرد. با وجود اینکه از آنچه در مورد وی گفته میشد به شدت غافلگیر شده و یکه خورده بود، گویا او این گفته خداوند را به تصویر میکشید: «فصبر جمیل و الله المستعان علی ما تصفون»
تعادل روانی میتواند با یاری خواستن از خداوند و دعا و نماز و یاد وی، و همچنین با حسن ظن نسبت به خداوند و مسلمانانی که به نوعی با موضوع ارتباط دارند و نیک فالی، تحقق بخشید؛ چنانکه جانب ایمانی و عقیدتی اعتقادات فردی را نیز نمیتوان نادیده گرفت، این محافظت بر روحیات شخصی لازمه عبور موفقانه از هر مرحله در حل مشکل است. و این آن چیزی است که ام المؤمنین حضرت عایشه با وجود اینکه از این واقعات متأثر هم شده بود، آن را مراعات میکرد.
۳٫         مشخص کردن ماهیت مشکل و شناخت ابعاد گوناگونش: عایشه (رضی الله عنها) مشکلی را که با آن مواجه شده بود مشخص کرد اینگونه که: سپاه رفته و وی تنها مانده است. و لازمه این موقعیت این است که ایشان از مرگ در آن مکان و یا اسیر شدن و یا هم تجاوز وحشت داشته باشند. در بخش دوم مشکل خویش نیز حضرت به همین گونه عمل کرد و حدود آن را مشخص ساخت و چون از شایعه مطلع شد خود را به جوانب آن آگاه ساخت. او را به زنا متهم کرده بودند با خود اندیشید این چگونه تهمتی است؟ و چه چیزهای لازمه آن است؟
۴٫       تفکر در رابطه با راه حلهای ممکن برای مشکل: چه چیزهایی ممکن است به ذهن حضرت عایشه در این موقعیت خطور کرده باشد.
• پیوستن به سپاه، اما او شتر راهبری نداشت و تاریکی فراگیر شده بود و به تنهایی رفتن برایش ممکن نبود.
• ماندن در همانجا و پنهان کردن خویش.
• رفتن به جای دیگر.
• انتظار در همانجا چرا که در هر حال یا لشکر و یا هم جمعی از آنها باز خواهند گشت زیرا چون او را نیابند حتماً در جستجوی او به عقب بر میگردند.
• جستجو از کسی که مانند او از سپاه عقب مانده و یا فردی که در عقب سپاه حرکت میکند.
و اما در مورد بخش دوم (یعنی موضوع شایعه) حتماً ام المؤمنین در این موارد فکر کرده است:
• دفاع از خویشتن.
• باقی ماندن در خانه پیامبر(صلی الله علیه وسلم) و سپردن کار به وی. اما او دید که پیامبر از موضوع بسیار متأثر شده و شایعه به هرجا سرایت کرده و انتشار یافته است.
• پیوستن به خانواده اش و صبر و امید بستن به خداوند متعال.
۵٫         تطبیق دادن نزدیک ترین راه حل از بین راه حلها و گزینه های موجود: عایشه (رضی الله عنها) از میان راه حلهایی که به ذهنش میرسید ماندن در جای سپاه را برگزید چرا که اطمینان داشت یا لشکر و یا هم کسی از بین آنها باز خواهد گشت و عملاً هم چنین شد و صفوان آمد. ظاهراً حضرت عایشه گمان کرده بود که او از طرف لشکر فرستاده شده است، پس بدون اینکه سخنی در رابطه با موضوع رد و بدل کند سوار شتر شد. بر این اساس آنچه در مورد وی گفته شد بود هرگز به ذهنش خطور نمیکرد، چرا که این مرد به گمان وی از طرف سپاه فرستاده شده بود تا وی را بیاورد.
و اما در مورد موضوع قذف، از پیامبر خواست تا او را اجازه دهد که به خانواده اش بپیوندد. و واقعاً که بهترین کار را انجام داد؛ زیرا موضوع نیازمند حکمی قاطع بود و تا هنوز در این رابطه بر پیامبر وحی نشده بود. ضمن اینکه مسائلی مانند این، محتاج فرصت است تا قرار و آرام گیرد؛ بناءً این انتخاب یعنی رفتن به خانه پدری حکمت و نیک رأیی فوق العاده ای را در بر دارد که مؤید آن موافقت سریع پیامبر(صلی الله علیه وسلم) با خواسته عایشه (رضی الله عنها)است.
۶٫         تحلیل مشکل، نتایج و ابعاد آن: هنگامی که بر ام المؤمنین آشکار شد آنچه کرده و تصامیمی که گرفته درست بوده است و او توانسته از عهده این مشکل به بهترین وجه آن بر آید، و خداوند هم برائت وی را از بالای هفت آسمان فرو فرستاد، و در رابطه با وی آیاتی نازل نمود که مدام تلاوت میگردد و بسیاری از احکام و معالجات اجتماعی بر آن مرتب گردید که در آن خیری زیاد نهفته است. همچنین برای مشکلاتی مشابه راه حل های معلومی پیدا شد که در هنگام وقوع میتوان از آن پیروی نمود در حالی که قبل از این حادثه چنین نبود.
اثر تربیت اسلامی در قدرت شخصیت مسلمان
بر هیچ یک از ما پوشیده نیست که ضروری ترین حاجت مسلمانان تمسک به قرآن و سنت است چرا که هرگز نمیتوانیم از این دو بی نیاز باشیم و هرگز پشتوانه ای برای رفعت به جز این دو نمی یابیم و هیچ گاه عزتی برایمان بدون این دو نخواهد بود. و همین امر توجه خاص ما را برای فهم درست این دو مصدر میطلبد، فهمی عملی و واقعی، فهمی که بر دنیای واقع حاکم شود، و با حقایق آن ارتباط تنگاتنگ و محکم داشته باشد، همانگونه که پیامبر و یارانش چنین کردند. مجرد حفظ و قرائت و یادآوری این دساتیر کافی نیست هرچند این اعمال نیز پسندیده است و در هر کدام خیر و اجری همراه میباشد. باید فهم دقیق و تطبیق عملی را همراه آن نموده مثلاً نمیتوان قبول کرد که فردی صرفاً با ادعای توکل کاملاً وعملاً معنی آن را فهمیده است در حالی که زندگی، روابط و معیارهایش فقط بر اسباب و مسببات بنا شده است. همانطور فردی که به زبان خویش بگوید«روزی و اجل به دست خدا است» اما رفتار و کردارش کاملاً مخالف این قول وی باشد، نمیتوان پذیرفت که مفهوم رزق و اجل را دقیقاً فهمیده است. و یا آنی که میگوید «خداوند بخشنده و مهربان است» و جانب عقوبت و قهر او را نادیده میگیرد و احکام خداوند را بی ارزش و خوار میشمارد، نمیتوان قبول کرد که مفهوم بخشندگی را درست درک کرده است.
اسلام دین عمل است، یعنی برای عملی شدن به آمده است، و هرگز سزاوار نیست که برای مجرد معلومات و حفظ تکرارش کنیم. از نمونه های واقعی این گفته کیفیت رو به رو شدن با مشکلات و غلبه بر آنها و حل آنها است؛ اسلام پیروانش را به گونه ای پرورش میدهد که بتوانند به کمک این تربیت درست خود راه برای حل مشکلات مهیا سازند، حال چه این مصیبت شخصی باشد و یا عمومی و شامل دیگران هم بشود، اسلام برای تحقق این امر دو روش را مشخص کرده است: عمومی و خصوصی.
اما روش عمومی عبارت است از تمرکز بر ایجاد اجتماعی که در آن عقیده و احکام همخوان و همجنس یکدیگر باشند، یعنی _این عقیده و احکام_ جوشیده از یک مصدر و منبع باشد، آنگاه است که تناقضی در عملکرد اجتماعی و رفتار فردی پیدا نمیشود. چون وقتی فرزندانت را بر افکاری مشخص تربیت کردی، آنگاه مطمئن خواهی شد که هرگز از ایشان چیزی مخالف از قوانین خانواده سر نخواهد زد و به این ترتیب مشکلات کم خواهد شد. چنانکه همین روش، زندگی عمومی را بر افراد اجتماع واجب میگرداند و به این ترتیب بسیاری از تسهیلات را برای فرد مهیا میسازد، از طغیان غرائز جلوگیری میکند و رسانه های گروهی را به گونه ای جهت میبخشد که از انگیزش غرائز امتناع ورزند و از اختلاط جلوگیری میکند. و رفتار را در عرصه های مختلف مقید بر اصولی میگرداند که ضامن دفع بسیاری از مشکلات میباشد.
بدین ترتیب اسلام موانع محکمی در مقابل مشکلات فردی و اجتماعی و خانوادگی طرح میکند که همه همخوان و همنوا اند، بناءً بسیاری از انحرافات و برخوردهای اجتماعی که به سبب اختلاف افکار و یا تطبیق نا برابر آنها و یا هم وجود تناقض در آنها پیدا میشود، به وجه قابل ملاحظه ای تقلیل مییابد. و این نکته مهمی به وجود میآید.
بناءً این نکته مهمی است که باید هر مسلمان در رابطه با جامعه خود فکر کند و در جهت ایجاد جامعه ای با این خصوصیات تلاش مستمر نماید تا اینکه از ضایع شدن شخصیت خود و زن و فرزندش در مقابل امواج گوبنده بی سر و سامانیها و افکار متناقض مطمئن گردد؛ شاید تو بتوانی فرزندانت را تربیت صحیح و درست نمائی، ولی هرگز مطمئن نخواهی بود که از کوچه و بازار و یا از مدرسه و محل کار افکار متناقض آنها را متأثر نسازد.
این جزئی از روش خاصی است که مسلمان را هنگام رو به رو شدن با مشکلات و سختیها حفاظت میکند و او را بر تفکر پیرامون حل مشکلات و غلبه بر آنها قادر میسازد.
نقل از سایت تابش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *