خانه / امهات المؤمنین / حفصه بنت عمر(رض) همسر پیامبر(ص) دربهشت

حفصه بنت عمر(رض) همسر پیامبر(ص) دربهشت

Warning: mysql_query(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75 Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75

حفصه بنت عمر

نویسنده: محمود المصری أبو عمار/ ترجمه: اسحاق بن عبدالله دبیری العوضی

او بسیار روزه دار و شب زنده دار است و همسر تو (پیامبر ص) در بهشت است ما بیشتر و بیشتر نزدیک می شویم تا بوی خوش گُلی از گلستان خانواده عمر را استنشاق کنیم.قرار ما با ام المؤمنین حفصه دختر عمر بن خطاب ـ خداوند از او و پدرش راضی باد! ـ می باشد. آن گُلی که خداوند مکارم و فضایل را در او جمع گردانیده، مکارم و فضایلی که قلم از وصف آن یا از صرف ذکرش ناتوان است.

پدرش، فاروق این امت است.

او مردی بزرگ و توانمند است. توانمند در عدالت و مهربانی و محبت و رحمت.

او مردی است که جزیره العرب او را به دنیا آورده و اسلام او را تربیت کرده و پرورش داده است.

او عبادتگذار و وارعی است که عبادتش از لحاظ تحرک و ذکاوت و عمل فوران می کند.

او استاد و معلمی است که بسیاری از مفاهیم زندگی را تصحیح کرده و از اخلاق و سلوک خود، لباس عظمت و شکوه بر تن حیات کرده است. او پیشوای متقیان است.

او مردی است که الگو و سرمشقی به همه مردم داده که هیچ گاه کهنه نمی شود. الگویی که در حاکمی بزرگ تجلی پیدا کرده که دنیا بر آستانه درش، پربرکت و پرخیر شده و پر از غنایم و چیزهای حلال و پاکیزه شده است؛ پس عمر به زیبایی هرچه بیشتر آنها را رها کرد و بزرگوارانه به مردم داد. چیزهای حلال و پاکیزه دنیا را به آنان تقدیم می دارد و چیزهای ناپسند و گمراه کننده را از آنان دور می کند تا جایی که وقتی دستانش را از علایق و تعلقات این سرای فانی فوت می کند، در وقت گرمای مرگبار ظهر پشت سر شتری که از اموال صدقه است گام بر می دارد از ترس اینکه مبادا از بین رود.

یا خمیده بالای دیگ ایستاده تا مقداری غذای پاک برای زنی غریب که درد زایمان به سراغش آمده.

یا برای کودکانی که از گرسنگی در تاریکی شبِ بسیار تاریک گریه می کنند، بپزد.

او مردی است که آیات قرآن چندین بار موافق رأی و گفته اش نازل شد.

او مردی است که اسلام آوردنش، مایه فتح و پیروزی اسلام، هجرتش مایه نصرت و پیروزی اسلام، و خلافتش مایه عدالت برای مسلمانان بود.

او فاروق امت اسلام، عمر بن خطاب است(۱).

عمویش، زید بن خطاب است، کسی که در جنگ بدر و مقاطع حساس حضور یافت. ـ و در جنگ یمامه به شهادت رسید ـ او مردی است که عمر – رضی الله عنه – درباره اش می گوید: زید در دو کار نیکو از من پیشی گرفت: قبل از من اسلام آورد و قبل از من به شهادت رسید. هم چنین درباره اش می گوید: باد صبا نوزیده مگر این که زید بن خطاب را به یاد من آورده است.

مادرش، زینب بنت مظعون خواهر صحابی جلیل القدر، عثمان بن مظعون – رضی الله عنه – است؛ کسی که وقتی وفات یافت، پیامبر محبوبص کنار جنازه اش حضور یافت و او را بوسید و اشک هایش بر رخسار عثمان جاری شد…(۲) و عثمان اولین کسی است که در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد…و کسی است که وقتی دختر رسول الله ص وفات یافت، پیامبرص به او گفت: «الحقی بسلفنا الخیر عثمان بن مظعون»(۳) : «به پیشینیان خیر ما، عثمان بن مظعون ملحق شو».

عمه اش، فاطمه بنت خطابک است. او یکی از زنانی است که از پیشگامان و سابقین به سوی اسلام بوده است. شوهرش سعید بن زید یکی از ده نفری است که از طرف خداوند به بهشت مژده داده شده اند.

برادرش، آن عابد و زاهد و پرهیزگار و وارع و عالم، عبدالله بن عمرک است؛ کسی که پیامبرص درباره اش می فرماید: «إن عبدالله رجل صالح»(۴): «همانا عبدالله مردی صالح است».

و مادرمان عایشهک درباره اش می گوید: کسی را ندیده ام که به اندازه عبدالله بن عمر پایبند سنت باشد(۵).

پس آیا کسی می تواند با قلم یا زبانش از عظمت آن همه فضایل و مکارم و افتخارات تعبیر کند؟!!!

نشأت مبارک

پس از این مقدمه راجع به خانواده عمر که مادرمان حفصهک در آن بزرگ شده می توانیم تصور کنیم چگونه حفصه نشأتی مبارک داشت و در سایه محیطی زندگی می کرد که خیلی به ندرت می توانیم نظیری برای آن بیابیم.

حفصه ک زمانی به دنیا آمد که قریش بنای کعبه را بازسازی می کردند. این واقعه پنج سال قبل از بعثت پیامبرص بود. آن زمانی که پیامبرص با رأی درست و بصیرت فوق العاده و درایت خاص خود، اختلاف و نزاع میان قریش بر سر قرار دادن «حجر الأسود» در جایش، را خاتمه داد.

حفصه علم و ادبیات را دوست می داشت، و نوشتن را از «شفاء» دختر عبدالله، آن زن قریشی و عدوی یاد گرفت. و پیوسته به دنبال علم بود تا این که یکی از زنان فصیح در میان قریش شد.

همانا اسلام آوردن عمر مایه فتح و پیروزی اسلام بود

وقتی که خورشید اسلام بر سرزمین جزیره العرب طلوع کرد و عمر هم چنان بر شرک بود، پیامبرص آرزو می کرد که عمر اسلام آورد تا شوکت و اقتداری علیه مشرکان باشد و آنان را بترساند. پیامبرص می فرمود: «اللهم أعز الإسلام بأحب هذین الرجلین إلیک: بأبی جهل بن هشام، أو بعمر بن الخطاب، قال: وکان أحبهما إلیه عمر»(۶): «خدایا! اسلام را با محبوب ترین این دو مرد در نظرت عزت ده: با ابوجهل بن هشام، یا با عمر بن خطاب. راوی گوید: محبوب ترین آن دو مرد در نزد خداوند عمر بن خطاب بود». یعنی عمر بن خطاب اسلام آورد و خداوند به وسیله او اسلام را عزت و اقتدار داد.

اسلام آوردن عمر سبب بزرگی برای ظهور و قدرت و توان اسلام بود. چون عمر در توان و قدرت و شجاعت برجسته بود، و به خاطر خدا از ملامت هیچ ملامت کننده ای نمی ترسید.

عبدالله بن مسعود می گوید: همانا اسلام آوردن عمر، مایه فتح و پیروزی اسلام بود، و هجرتش مایه نصرت و پیروزی اسلام بود، و خلافتش مایه رحمت بود. ما کنار کعبه نماز نمی خواندیم تا این که عمر اسلام آورد. پس وقتی که عمر اسلام آورد، با قریش پیکار و مبارزه کرد تا این که کنار کعبه نماز خواند و ما هم همراهش نماز خواندیم(۷).

این چنین اسلام وارد این خانه مبارک شد تا پناهگاهی محکم شود که از اسلام و مسلمانان پشتیبانی و حمایت کند.

این چنین، خانواده مبارکِ عمر در سایه این دین عظیم و در کنار این پیامبر گرامیص زندگی کرد، تا از سرچشمه پاک سیراب شوند و از سنت و سیرت و اخلاق و عبادت و سلوک و مهر و محبت پیامبرص یاد بگیرند

ازدواج حفصه با خُنیس – رضی الله عنه –

وقتی حفصهک به سن بلوغ رسید، یکی از پیشگامان و سابقین به سوی اسلام، به نام «خُنیس بن حذافه» برادر «عبدالله بن حذافه» م به خواستگاری او آمد. پس خُنیس با حفصه ازدواج کرد. و حفصه همراه او در خوشبختی زیاد در سایه ایمان و اطاعت زندگی کرد.

خُنیس قبل از آن که پیامبرص داخل خانه ارقم بن ابوالأرقم شود، اسلام آورد و اسلام آوردنش به دست ابوبکر صدیق – رضی الله عنه – بود.

به سوی خداوند بشتابید

اذیت و آزار مشرکان به اصحاب پیامبر محبوبص شدت یافت، پس پیامبرص به اصحاب و یارانش اشاره کرد که به سرزمین حبشه هجرت کنند. خُنیس هم از جمله افرادی بود که به حبشه هجرت کرد و سپس به مکه بازگشت. وقتی که دید اذیت و آزار و شکنجه مشرکان روز به روز زیاد می شود، همسرش حفصه را با خود برداشت و به یثرب (مدینه منوره) هجرت کردند پس از آن که پیامبرص به اصحاب و یارانش اجازه داد که به مدینه هجرت کنند. آن جا این دو زوج در کنار انصار زندگی کردند و خوشبختی و سعادت شان با هجرت پیامبر ص به مدینه ـ شهری که با آمدن پیامبرص هر چیزی در دور و بر آن نورانی شد ـ زیاد شد. خدایا! زندگی همراه پیامبر محبوبص چه قدر زیباست!

فراق دردناک

در غزوه بدر که خداوند در آن، نصرت و عزت و پیروزی برای مسلمانان تقدیر کرده بود، خُنیس از قهرمانان این جنگ بود. او از اعماق قلبش شهادت را آرزو می کرد. وقتی که در آن غزوه شرکت کرد، زخم های زیادی در بدنش ایجاد شد اما با وجود آن هم چنان مبارزه می کرد تا کلام و دین خداوند، غالب، و آیین کافران مغلوب باشد. پس از پایان یافتن غزوه بدر خُنیس مجروح به مدینه بازگشت.

این صحابی جلیل القدر وفات یافت؛ کسی که جان خود را در راه خداوند باخت و به بزرگ ترین فضیلت و افتخار دست یافت؛ پیامبر محبوبص بر او نماز جنازه خواند و او را در قبرستان بقیع کنار قبر صحابی جلیل القدر عثمان بن مظعون به خاک سپرد.

این چنین فراق و دوری دردناک آمد …و این چنین حفصهک که هنوز جوان بود، بیوه شد. و برای مرگ شوهرش بسیار اندوهگین شد تا جایی نزدیک بود قلبش پاره شود؛ اما او در اوج سعادت و خوشبختی بود، چون شوهرش مرگ کریمانه ای داشت و زخم هایش که همه اش به خاطر خدا بود، برایش گواهی می دهند.

این چنین حفصه مادر مؤمنان شد

عمر برای دختر جوانش که در سن هیجده سالگی بیوه شد، متأسف و ناراحت شد. این مسأله عمر را دردمند می کرد که بیوه گی، جوانی حفصه را می رباید و زندگی اش را می مکد. و هر وقت داخل خانه اش می شد و دخترش را اندوهگین می دید، احساس درد و ناراحتی می کرد. پس از تفکر طولانی صلاح دید که شوهری را برایش انتخاب کند تا در کنارش آرام گیرد(۸).

پدرش او را به ابوبکر پیشنهاد کرد اما ابوبکر جوابی به او نداد. او را به عثمان پیشنهاد کرد، عثمان گفت: در نظر دارم این روزها ازدواج نکنم. پس عمر از آن دو دلخور شد و دلش شکست، و شکایت حالش را نزد پیامبرص برد، پیامبرص فرمود: «یتزوج حفصه من هو خیر من عثمان؛ ویتزوج عثمان من هی خیر من حفصه»: «کسی بهتر از عثمان با حفصه ازدواج می کند و عثمان با کسی بهتر از حفصه ازدواج می کند». سپس پیامبرص از حفصه خواستگاری کرد و عمر، حفصه را به ازدواج او درآورد(۹).

و رسول الله ص دخترش، ام کلثوم را پس از وفات خواهرش رقیه به ازدواج عثمان درآورد.

وقتی که عمر، حفصه را به ازدواج پیامبرص درآورد، ابوبکر او را دید و عذرخواهی کرد و گفت: از من دلخور نشو، چون رسول اللهص از حفصه یاد کرده بود و درست نبود که من رازش را افشا کنم و اگر پیامبرص او را رها می کرد، قطعاً با او ازدواج می کردم(۱۰).

رسول اللهص سال سوم هجری، قبل از جنگ اُحد با حفصه ازدواج کرد، و چهارصد درهم را به عنوان مهریه به او داد. و این ازدواج، بزرگ ترین اکرام و افتخار و منت و احسان برای حفصه و پدرش ـ م ـ بود.

جایگاه والای حفصهحفصهک جایگاه والایی را در قلب پیامبرص اشغال کرد، بلکه جایگاه او میان همسران پیامبرص هم والا بود.

تا جایی که مادرمان عایشهک درباره اش می گفت: او کسی بود که از میان همسران پیامبرص، در جایگاه و منزلت رقیب من بود(۱۱).

البته زندگی همسران پاک پیامبرص خالی از برخی احساسات و عواطف بشری نبود؛ احساسات و عواطفی که حسادت یا هم چشمی و امثال آنها را به دنبال دارد، از این رو پیامبر محبوبص امور زندگی اش را با تربیت ربانی در خانه اش همراه همسرانش و همراه یاران و امتش سامان می داد و همگی را به سوی طریق صحیح هدایت می کرد(۲۱).

با یک مثال، مطلب روشن می شود

این موضع گیری است که برای ما روشن می سازد چگونه حسادت گاهی اوقات میان همسران پیامبر محبوبص ظاهر می شد …و چگونه پیامبرص آن امور را با حکمت و تفکر و اندیشه و مهر و محبت سامان می داد.

در صحیح بخاری و صحیح مسلم از روایت عایشهک آمده که وی گوید: رسول اللهص نزد زینب بنت جحش عسل می خورد و کنار او می ماند. من و حفصه با هم همدستی کردیم که پیامبرص نزد هر کدام از ما بیاید، به او بگوید گیاه مغافیر خورده ای؟ من بوی گیاه مغافیر را از تو احساس می کنم. پیامبرص فرمود: «لا ولکنی کنت أشرب عسلاً عند زینب بنت جحش فلن أعود وقد حلفت لا تخبری بذلک أحداً»(۳۱).

«نه، ولی نزد زینب بنت جحش عسل خورده ام، اما از این به بعد دیگر این کار را نمی کنم و تو را سوگند می دهم که این خبر را به کسی نگویی»و نسائی و حاکم(۱۴) از روایت انس – رضی الله عنه – آورده اند که رسول اللهص، کنیزی داشت که با او نزدیکی می کرد. عایشه و حفصه مدام تلاش کردند تا این که پیامبر ص آن کنیز را بر خود حرام کرد. آن گاه خداوند این آیه را نازل کرد«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ » (التحریم: ۱).

«ای پیامبر! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام می کنی؟ و خداوند آمرزنده و رحیم است»(۱۵).

حفصه برای به دست آوردن خشنودی پیامبر محبوب ص مسابقه می دهد

حفصهک همراه با پیامبر محبوبص زیباترین روزهای عمرش را گذراند. هر روز علم و فقه و طاعتش برای خداوند ـ ? ـ زیاد می شد. چرا زیاد نشود در حالی که او از منبع و سرچشمه زلال علم نبوی سیراب می شد؟

حفصه با همسران پیامبرانص برای به دست آوردن خشنودی اش مسابقه می داد. او از هیچ تلاشی جهت خوشبخت کردن و مسرور کردن پیامبرص دریغ نمی کرد. و هر لحظه از عمرش که سپری می شد در حالی که در کنار پیامبرص بود، بیشتر و بیشتر به خداوند نزدیک می شد. او از پیامبر محبوبص هر طاعت و عبادتی که او را به خداوند نزدیک کند، یاد گرفته بود.

زندگی زناشویی که باعث می شود خوشبختی بر روی خانه بال بگشاید، این چنین است.

حفصه همسر پیامبر ص در بهشت است

در روزی از روزها پیامبر محبوبص حفصهک را طلاق داد، و دل حفصه شکست و تمام دنیا در برابر چشمانش تار شد و او باور نمی کرد که شوهر و محبوب و پیامبرشص او را طلاق داده است …ناگهان جبرئیل؛ فرمانی را از خداوند متعال که هفت طبقه آسمان را می شکافت، نازل کرد تا پیامبر محبوبص را امر کند به این که به سوی حفصه رجوع کند و باری دیگر حفصه را نزد خود برگرداند.

در حدیثی آمده که پیامبرص حفصه را یک طلاق داد، سپس بنا به دستور جبرئیل؛ به او، حفصه را برگرداند(۱۶)، و جبرئیل گفت: «إنها صوّامه، قوّامه، وهی زوجتک فی الجنه»: «او بسیار روزه دار و شب زنده دار، و همسر تو در بهشت است».

این عجب فضیلت و افتخاری است که تمام فضایل و مناقب در برابر آن از روی خجالت و شرمساری می گریزند. این، قدر و منزلت مادرمان حفصهک نزد خداست.

علم و فقه حفصه

مادرمان حفصهک به علم و فقه و تقوا معروف بود. و این صفات، جایگاه کریمانه ای به او نزد رسول اللهص داده بود. و همان جایگاه در عصر خلافت راشده به ویژه در زمان خلافت پدرش، عمر هم چنان محفوظ بود. و بسیار پیش می آمد که عمر به آراء و نظرات فقهی حفصه تکیه می کرد؛ از آن جمله سئوال عمر از حفصه بود که: حداکثر مدتی که زن می تواند دوری شوهرش را تحمل کند، چه قدر است؟ حفصهک گفت: شش یا چهارماه است(۱۷).

ام المؤمنین حفصهک در زمینه حدیث نبوی و عبادت مرجع بسیاری از صحابه بود. برادرش عبدالله بن عمر کسی که در همه چیز از رسول اللهص پیروی می کرد، آن چه را که حفصه در خانه رسول اللهص دیده بود، از او دریافت می کرد. علاوه بر آن، ابوبکر صدیق – رضی الله عنه – ام المؤمنین حفصه را از میان همسران پیامبرص انتخاب کرده بود تا حافظ قرآنی باشد که ابوبکر آن را جمع آوری نموده بود. شاید انتخاب حفصه برای این کار از جانب ابوبکر به خاطر آن صفاتی باشد که در وجود حفصه جمع شده بود؛ صفاتی از قبیل تقوا، علم و دانش و روزه داری. البته ناگفته نماند که حفصه در عصر خود قرائت خیلی خوبی داشت. مردان کمی بودند که در قرائت و کتابت معروف شده باشند، پس در میان زنان وضعیت چگونه باید باشد؟ ام المؤمنین حفصه، شاگرد نجیب نبوی بود که بسیاری از احکام نبوی را به مردم رساند(۱۸)

وفات پیامبر محبوب ص

حفصه هم چنان نمونه ای از همسر باوفا و صادقی بود که از هیچ تلاشی جهت خوشبخت کردن شوهرش دریغ نمی کرد.

خوشبختی مدام بر روی این خانه مبارک خیمه زده بود تا این که آن روز آمد که تمام هستی تار شد وقتی که پیامبر محبوبص وفات یافت. قلب حفصه به خاطر وفات پیامبرص کسی که شوهر و محبوب و پیامبرش بود، پر از غم و اندوه شد.

حفصهه پس از وفات پیامبر محبوبص در عصر خود، هم چنان عبادتگذار برای خداوند ـ ? ـ بود تا جایی که دور و نزدیک همه به فضل و برتری اش در نماز و عبادت گواهی می دادند.

عمر فاروق خلافت را عهده دار می شود

وقتی که عمر فاروق – رضی الله عنه – خلافت مسلمانان را عهده دار شد، حفصهک هیچ تغییری نکرد بلکه هم چنان در زهد و پارسایی و بینوایی زندگی می کرد؛ روز به روز به خاطر کثرت روزه و شب زنده داری به خداوند متعال نزدیک می شد، چون او به یقین می دانست که سلطنت پدرش به او هیچ نفعی نمی رساند و تنها عمل صالح و نیک به او نفع می رساند؛ عملی که حفصه با آن در پیشگاه خداوند ـ ? ـ حاضر می شود.

حفصهک هم چنان مجد و افتخارات و زهد و پارسایی و تقوا و عدالت و فتوحات پدرش را مشاهده می کرد تا این که آن روز فرا رسید که عمر با ضربات جنایتکارانه از شمشیر ابولؤلؤ مجوسی ـ علیه اللعنه ـ به قتل رسید. و عمر فاروق در لحظات آخر عمر پر از بذل و بخشش و ایثار و فداکاری اش بر بستر مرگ خوابید. دخترش حفصهک بر او داخل شد و یک ساعت به خاطر مرگش گریه کرد. سپس بیرون رفت در حالی که پدرش را به خدا می سپرد.

به عبدالله بن عباس گفتند: راجع به عمر چه می گویی؟

گفت: رحمت خداوند بر ابوحفص! به خدا قسم، او یاور و پشتیبان اسلام، پناهگاه یتیمان، مکان ایمان، یاری گر ضعیفان، و سنگر خلفا بود. او کسی بود که نیکی ها به او ختم می شد. عمر – رضی الله عنه – پناهگاه حق و یاری گر مردم بود. با صبر و پایداری و تحمل و تقوا حق خداوند را بر پای داشت تا دین را پیروز کرد و سرزمین ها را فتح نمود، و نام خدا بر تپه ها و کوه ها و مکان های مرتفع برده می شد. در فراخی و تنگدستی برای خدا عظمت قائل بود و در هر آن شکرگذار خدا بود. خداوند ندامت و پشیمانی را تا روز قیامت شامل حال کسانی گرداند که او را می رنجانند و دشمن او هستند(۱۹).

امانت قرآن بر دوش های حفصه حمل شد

مادرمان حفصهک امانت قرآن را بر دوش هایش حمل کرد. او کسی بود که ابوبکر وی را انتخاب کرد تا قرآنی را که زید بن ثابت جمع آوری کرد، نگهداری کند. و آن مصحف هایی که قرآن در آن جمع آوری شد، تا عهد خلافت عثمان هم چنان نزد حفصه بود تا این که عثمان آنها را در یک مصحف جمع آوری کرد.

این هم ماجرای جمع آوری قرآن

ابوبکر – رضی الله عنه – سپاهی را به فرماندهی خالد بن ولید همراه جمع کثیری از صحابه جهت پیکار با «مسیلمه کذاب» ـ نفرین خدا بر وی باد! ـ تدارک دید. مسلمانان با وی به شدت جنگیدند تا این که خداوند او را خوار کرد و کشته شد…در ضمن آن جنگ، تعداد زیادی از حاملان و حافظان قرآن به قتل رسیدند. عده ای می گویند: این افراد هفتصد نفر بودند و بعضی دیگر می گویند، بیشتر از هفتصد نفر بودند. این جنگ در مکانی به نام یمامه بود. از این جا اندیشه جمع آوری قرآن پیش از آن که باقی حافظان کشته شوند، به ذهن ابوبکر رسید.

اینک ماجرا را از زبان کاتب وحی رسول اللهص، زید بن ثابت می شنویم(۲۰).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *