خانه / خلفاءراشدین / برخی از نصایح حکیمانه حضرت عمر

برخی از نصایح حکیمانه حضرت عمر

Warning: mysql_query(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75 Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75

 

برخی از نصایح حکیمانه حضرت عمر

 

عمر بن خطاب t فرمود: هر کس راز خود را بپوشد، زمام خیر در دست اوست. و هر کس خود را در معرض سوء ظن قرار دهد، کسی جز خود را سرزنش ننماید. سخن برادر خود را تا جایی که ممکن است حمل برخیر کنید زیاد سوگند نخور که خدا حقیرت می کند. و بهترین پاداش کسی که در مورد تو خدا را نافرمانی کرده این است که تو در برخورد با او خدا را راضی کنی.و برای خود برادران نیکی جهت مجالست برگزین. چرا که آنها باعث زینت تو در روزهای خوش و پشتوانه ات در روزهای ناگوار، خواهند بود.[۱]

 

اینها نصائح سودمندی است که در امور آموزش و پرورش جزو نصایح نایاب شمرده می شوند و اکنون به شرح آنها می پردازیم:

 

ـ هر کس راز خود را بپوشد زمام خیر به دست اوست:

 

یقینا انسان تا مادامی که راز خود را پوشیده نگه دارد، حاکم خویشتن است اما بعد از این که راز خود را افشا نماید، کنترل اوضاع از دستش خارج می شود و عواقب آن به خودش بر می گردد.

 

ـ هر کس خود را در معرض تهمت و سوء ظن قرار دهد، کسی جز خویشتن را سرزنش نکند:

 

انسان قبل از دیگران مسئول خویشتن است. پس نباید کاری کند که در معرض تهمت و سوء ظن مردم قرار گیرد. و اگر احتمال می داد که رفتاراش برای مردم شک برانگیز است، فورا حقیقت امر را آشکار سازد و گمان های بد را برطرف نماید. چنان که شبی دو مرد از کنار رسول خدا که بایکی از همسرانش قدم می زد، رد شدند، آن حضرت فرمود: قدری درنگ کنید. آن گاه به آنها گفت: این صفیه دختر حی است که با من قدم می زند.[۲]

 

ـ سخن برادرت را تا مادامی که احتمال نیکی وجود دارد به بدی مگیر:

 

این توجیه بسیار جالبی است که به کمک آن می توان از سوء ظن پرهیز نمود. چرا که مسلمان باید نسبت به برادران خود همواره گمان نیک داشته باشد. بنابراین سخنان دو پهلویی را که هم معنی بد و هم معنی نیک دارند باید به همان معنی نیک حمل کرد. تا شری به پا نشود و از ایجاد اختلاف و نزاع جلوگیری به عمل آید.

 

ـ نهی از زیاد سوگند خوردن:

 

باید دانست که سوگند خوردن به خدای بزرگ، نوعی تعظیم و احترام به خداست. و سوگند خوردن در صورت نیاز و با احساس ترس و تعظیم و احترام، بیانگر توحید و تجلیل خداوند است. اما اگر سوگند بر سر زبان ها به گونه ای رایج باشد که حتی در امورکوچک و بی ارزش، نام خدا گرفته شود و سوگند خورده شود، طبعا چنین سوگندهایی فاقد تعظیم و تجلیل بوده و نوعی اهانت به نام پروردگار محسوب می شود. بنابراین چنین افرادی را خداوند تحقیر خواهد نمود و یقینا آنها با خسارت بزرگی در دنیا و آخرت روبرو خواهند شد.

 

 

ـ پاداش کسی که خدا را در مورد تو نافرمانی کرده است:

 

مثلا شخصی با شما اختلاف دارد آن گاه در برخورد باشما از اخلاق اسلامی فاصله گرفته و به مال، جان و یا آبرویت تعرض می نماید و خدا را نافرمانی می کند، بهترین عکس العمل شما این است که در برخورد با او، خدا را از خود راضی کنی. یعنی با رعایت اخلاق و آداب اسلامی با او برخورد نمایی. و بدی را با بدی پاسخ ندهی بلکه طبق دستور شریعت اسلامی حقت را از او بگیری و اگر از حقت به خاطر خدا کوتاه بیایی و گذشت نمایی، یقینا قدم بزرگی در جهت اطاعت خدا برداشته ای.

 

ـ مصاحبت با برادران نیک را برگزین:

 

شما چه بسا برادرانی می یابید که آنها رامادرتان به دنیا نیاورده است. چنین برادرانی که دلهایشان بر اساس ایمان و تقوا به هم پیوند خورده است از برادران نسبی در اخوت و هم دردی و هم دلی، پیشی می گیرند.

 

آری برادران دینی باعث سعادت انسان می شوند، در وقت صلح و خوشی، همنشینان خوبی هستند و در اعمال نیک و تقوا با انسان همکاری خواهند کرد و به هنگام مصیبت و بلا، یاورانی خوبی هستند که تا آخرین لحظه با جان و مال در کنار برادر مسلمان خود خواهند بود و او را بر خویشتن ترجیح خواهند داد حتی اگر خودشان در مضیقه باشند.

 

اینها بعضی از نصائح سودمند عمری بود. اگر اهل ادب از سخنان حکمت آمیز متنبی شاعرعرب در شگفت اند باید گفت که سخنان متنبی به پای سخنان حکمت آمیز عمر بن خطاب نمی رسند. چرا که سخنان متنبی بر گرفته از تجربه های مردمی است. اما نصایح عمر بن خطاب، قانون و دستورهای قضایی و اخلاقی کاملی است که دردوران حکومت خود به مردم القا نمود. البته آنها به صورت قانون مدون در اختیار دولت قرار نگرفتند بلکه به صورت مختصرو ساده بیان و در میان مردم شایع می شدند. و از نظر ادبی نیز جایگاه والائی داشتند که از جمله می توان به این سخنان کوتاه و ادیبانه ی اشاره کرد که خطاب به یکی از استانداران خود گفت: از کی شما مردم را بردگان خود قرار داده اید در حالی که آزاد از مادر متولد شده اند؛ یا این که گفت: حکومت داری بدون مدارای نه چندان ضعیف و قدرت نه چندان خشن، ممکن نیست.

 

همچنین فرمود: من فرماندهی می خواهم که وقتی فرمانده است، خود را یکی از مردم و هر گاه یکی از مردم است، خود را فرمانده تصور بکند.

 

و در مورد والیان گفت: از ستم قدرتمندان و ناتوانی پرهیزگاران به خدا شکایت می کنم. و درجایی فرمود: کسی که بدی را تشخیص نمی دهد، شایسته است که در آن بیفتد.و همچنین

می گفت: من نه فریبکار هستم ونه فریب فریبکار را می خورم.[۳] همچنین گفته است: خداوند انسان را به هیچ چیزی امر نکرده، مگر این که توان انجام آن را داده است و از هیچ چیزی منع نکرد، مگر این که از آن بی نیاز ساخته است.[۴]

 

عمر بن خطاب t فرمود: هر کس راز خود را بپوشد، زمام خیر در دست اوست. و هر کس خود را در معرض سوء ظن قرار دهد، کسی جز خود را سرزنش ننماید. سخن برادر خود را تا جایی که ممکن است حمل برخیر کنید زیاد سوگند نخور که خدا حقیرت می کند. و بهترین پاداش کسی که در مورد تو خدا را نافرمانی کرده این است که تو در برخورد با او خدا را راضی کنی.و برای خود برادران نیکی جهت مجالست برگزین. چرا که آنها باعث زینت تو در روزهای خوش و پشتوانه ات در روزهای ناگوار، خواهند بود.[۵]

 

اینها نصائح سودمندی است که در امور آموزش و پرورش جزو نصایح نایاب شمرده می شوند و اکنون به شرح آنها می پردازیم:

 

ـ هر کس راز خود را بپوشد زمام خیر به دست اوست:

 

یقینا انسان تا مادامی که راز خود را پوشیده نگه دارد، حاکم خویشتن است اما بعد از این که راز خود را افشا نماید، کنترل اوضاع از دستش خارج می شود و عواقب آن به خودش بر می گردد.

 

ـ هر کس خود را در معرض تهمت و سوء ظن قرار دهد، کسی جز خویشتن را سرزنش نکند:

 

انسان قبل از دیگران مسئول خویشتن است. پس نباید کاری کند که در معرض تهمت و سوء ظن مردم قرار گیرد. و اگر احتمال می داد که رفتاراش برای مردم شک برانگیز است، فورا حقیقت امر را آشکار سازد و گمان های بد را برطرف نماید. چنان که شبی دو مرد از کنار رسول خدا که بایکی از همسرانش قدم می زد، رد شدند، آن حضرت فرمود: قدری درنگ کنید. آن گاه به آنها گفت: این صفیه دختر حی است که با من قدم می زند.[۶]

 

ـ سخن برادرت را تا مادامی که احتمال نیکی وجود دارد به بدی مگیر:

 

این توجیه بسیار جالبی است که به کمک آن می توان از سوء ظن پرهیز نمود. چرا که مسلمان باید نسبت به برادران خود همواره گمان نیک داشته باشد. بنابراین سخنان دو پهلویی را که هم معنی بد و هم معنی نیک دارند باید به همان معنی نیک حمل کرد. تا شری به پا نشود و از ایجاد اختلاف و نزاع جلوگیری به عمل آید.

 

ـ نهی از زیاد سوگند خوردن:

 

باید دانست که سوگند خوردن به خدای بزرگ، نوعی تعظیم و احترام به خداست. و سوگند خوردن در صورت نیاز و با احساس ترس و تعظیم و احترام، بیانگر توحید و تجلیل خداوند است. اما اگر سوگند بر سر زبان ها به گونه ای رایج باشد که حتی در امورکوچک و بی ارزش، نام خدا گرفته شود و سوگند خورده شود، طبعا چنین سوگندهایی فاقد تعظیم و تجلیل بوده و نوعی اهانت به نام پروردگار محسوب می شود. بنابراین چنین افرادی را خداوند تحقیر خواهد نمود و یقینا آنها با خسارت بزرگی در دنیا و آخرت روبرو خواهند شد.

 

 

ـ پاداش کسی که خدا را در مورد تو نافرمانی کرده است:

 

مثلا شخصی با شما اختلاف دارد آن گاه در برخورد باشما از اخلاق اسلامی فاصله گرفته و به مال، جان و یا آبرویت تعرض می نماید و خدا را نافرمانی می کند، بهترین عکس العمل شما این است که در برخورد با او، خدا را از خود راضی کنی. یعنی با رعایت اخلاق و آداب اسلامی با او برخورد نمایی. و بدی را با بدی پاسخ ندهی بلکه طبق دستور شریعت اسلامی حقت را از او بگیری و اگر از حقت به خاطر خدا کوتاه بیایی و گذشت نمایی، یقینا قدم بزرگی در جهت اطاعت خدا برداشته ای.

 

ـ مصاحبت با برادران نیک را برگزین:

 

شما چه بسا برادرانی می یابید که آنها رامادرتان به دنیا نیاورده است. چنین برادرانی که دلهایشان بر اساس ایمان و تقوا به هم پیوند خورده است از برادران نسبی در اخوت و هم دردی و هم دلی، پیشی می گیرند.

 

آری برادران دینی باعث سعادت انسان می شوند، در وقت صلح و خوشی، همنشینان خوبی هستند و در اعمال نیک و تقوا با انسان همکاری خواهند کرد و به هنگام مصیبت و بلا، یاورانی خوبی هستند که تا آخرین لحظه با جان و مال در کنار برادر مسلمان خود خواهند بود و او را بر خویشتن ترجیح خواهند داد حتی اگر خودشان در مضیقه باشند.

 

اینها بعضی از نصائح سودمند عمری بود. اگر اهل ادب از سخنان حکمت آمیز متنبی شاعرعرب در شگفت اند باید گفت که سخنان متنبی به پای سخنان حکمت آمیز عمر بن خطاب نمی رسند. چرا که سخنان متنبی بر گرفته از تجربه های مردمی است. اما نصایح عمر بن خطاب، قانون و دستورهای قضایی و اخلاقی کاملی است که دردوران حکومت خود به مردم القا نمود. البته آنها به صورت قانون مدون در اختیار دولت قرار نگرفتند بلکه به صورت مختصرو ساده بیان و در میان مردم شایع می شدند. و از نظر ادبی نیز جایگاه والائی داشتند که از جمله می توان به این سخنان کوتاه و ادیبانه ی اشاره کرد که خطاب به یکی از استانداران خود گفت: از کی شما مردم را بردگان خود قرار داده اید در حالی که آزاد از مادر متولد شده اند؛ یا این که گفت: حکومت داری بدون مدارای نه چندان ضعیف و قدرت نه چندان خشن، ممکن نیست.

 

همچنین فرمود: من فرماندهی می خواهم که وقتی فرمانده است، خود را یکی از مردم و هر گاه یکی از مردم است، خود را فرمانده تصور بکند.

 

و در مورد والیان گفت: از ستم قدرتمندان و ناتوانی پرهیزگاران به خدا شکایت می کنم. و درجایی فرمود: کسی که بدی را تشخیص نمی دهد، شایسته است که در آن بیفتد.و همچنین

می گفت: من نه فریبکار هستم ونه فریب فریبکار را می خورم.[۷] همچنین گفته است: خداوند انسان را به هیچ چیزی امر نکرده، مگر این که توان انجام آن را داده است و از هیچ چیزی منع نکرد، مگر این که از آن بی نیاز ساخته است.[۸]

 

——————————————–

 

منبع : عقیده / عمر بن خطاب

 

تألیف: علی محمد الصلابی

 

 

[۱] تاریخ دمشق (۴۴۳۵۹) و تاریخ اسلامی.

 

[۲] تاریخ اسلامی.

 

[۳] اخبار عمر.

 

[۴] ادب الدنیا والدین (ماوردی) و فرائد الکلام.

 

[۵] تاریخ دمشق (۴۴۳۵۹) و تاریخ اسلامی.

 

[۶] تاریخ اسلامی.

 

[۷] اخبار عمر.

 

[۸] ادب الدنیا والدین (ماوردی) و فرائد الکلام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *