خانه / سیره / کمالات ویژه ی پیامبر از نگاه قرآن

کمالات ویژه ی پیامبر از نگاه قرآن

Warning: mysql_query(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75 Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75

کمالات ویژه ی پیامبر از نگاه قرآن

تحقیق و گردآوری: ابو أسماء

پیامبر عظیم الشأن اسلام تمام کمالات و فضائل پیامبران پیشین را- از حضرت آدم تا حضرت عیسی علیهم السلام – دارد. و افزون بر همه آنها از کمالات ویژه ای نیز برخوردار است . یکی از کمالات او این است که خاص جامعیت و اکملیت در ارزشها و صفات اخلاقی است. حال به بعضی از کمالات ویژه آن بزرگوار از نگاه قرآن می پردازیم:

 

کمالات ویژه ی پیامبر از نگاه قرآن:

۱-     خاتمیت

یکی از ویژگی های پیامبر اسلام خاتمیت اوست خدای متعال فرموده اند:«وما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله وخاتم النبیین وکان الله بکل شیءعلیما»[احزاب /۴۰] محمد پدر نسبی هیچ یک از مردان شمانبوده بلکه فرستاده ی خدا واخرین پیغمبران است (ورابطه ی او با شما رابطه ی نبوت ورهبری است)بدین خاطر اوست که واپسین مقررات را وضع می کند تا انسانها برابر آنها راه بروند ومطابق با واپسین رسالت آسمانبرای زمینیان زندگی کنند. رسالتی که تبدیل وتغییری بعد از این در ان روی نمی دهد.[فی ظلال القرآن]

خاتم با فتحه ی تاء به معنی مُهر که در پایان نوشته ها قرار می گیرد می باشد یعنی خداوند متعال با فرستادن پیامبر (ص)صحیفه ی رسالت پیامبران را ختم می کند از این جهت است که او را ختم المرسلین می خوانند. وهمچنین خاتم با کسره ی تاء به معنی انگشتری است یعنی پیامبرعظیم الشأن زیور تمام انبیا بوده است.

 

خاتمیت نشان می دهد که تا روز قیامت احدی بهتر و کاملتر از پیامبر اسلام نخواهد آمد زیرا اگر از وی برتر یافت می شد حتما ، آنکس به مقام خاتمیت می رسید ، نه رسول اکرم –صلی الله علیه وآله وسلم- وچون آن حضرت به نص قرآن خاتم پیامبران است پس افضل از وی وجود نخواهد یافت.

 

۲-     حامل کامل ترین کتاب و کامل ترین دین:

 

خداوند متعال می فرماید تمام کتابهای آسمانی زیر سیطره ی قرآن است. «وانزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب ومهیمنا علیه فاحکم بینهم بما انزلنا ولا تتبع أهوائهم عما جائک من الحق لکل جعلنا منکم شرعه ومنهاجا ولو شاءالله لجعلکم امه واحده ولکن لیبلوکم فیما آتاکم فاستبقوالخیرات الی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم فیه تختلفون»[مائده/۴۸]

 

بر تو(ای پیغمبر)کتاب(کامل وشامل قرآن)را نازل کردیم که(در همه ی احکام واخبار خود)ملازم حق وموافق ومصدق کتابهای پیشین(آسمانی) وشاهد(برصحت وسقم)وحافظ(اصول مسائل)آنها است. پس (اگر اهل کتاب از تو داوری خواستند)میان انان بر طبق چیزی داوری کن که خدا بر تو نازل کرده است. وبه خاطر پیروی از امیال وارزوی های ایشان ،از حق وحقیقتی که برای تو امده است روی مگردان.(ای مردم)برای هر ملتی از شما راهی (برای رسیدن به جقایق)وبرنامه ای(جهت بیان احکام)قرار داده ایم. اگر خدا می خواست همه ی شما (مردمان)را ملت واحدی می کرد(وبر یک روال ویک سرشت می سرشت،لذا راه وبرنامه ی ارشادی انان درهمه ی امکنه وازمنه یکی می شد)واما (خدا چنین نکرد)تا شما را در آنچه (از شرائع )به شما داده است بیازماید(وفرمانبردار یزدان وسرکش از فرمان خدای منان جدا ومعلوم شود).پس ( فرصت را در یابید)وبه سوی نیکی ها بشتابید(وبه جای مشاجره در اختلافات به مسابقه در خیرات بپردازید وبدانید که) جملگی بازگشتتان به سوی خدا خواهد بود واز انچه کا در آن اختلاف می کرده اید آگاهتان خواهد کرد.

 

 

قرآن آخرین شکل دین خدا است .واپسین مرجع در کار دینداری است. آخرین مرجع برنامه ی زندگی ،و قوانین مردمان،و نظام زندگی آنان است .اصلا تعدیلی و تبدیلی بدان راه ندارد. بدین خاطر است که هرگونه اختلافی را باید بدین کتاب برگرداند تا درباره آن به قضاوت بپردازد،چه این اختلاف درباره ی جهانبینی اعتقادی میان پیروان آئین های آسمانی دیگر باشد. یا درباره ی شریعتی باشد که این کتاب در شکل اخیر خود آن را به ارمغان آورده است.و یا اینکه چنین اختلافی میان خود مسلمانان پدید آمده باشد. در هرحال مرجعی که آراء و نظرات خود را درباره ی کاروبار زندگی بطور کلی بدان برگردانند. این کتاب است وبس . که براستی کتابی کامل و شامل است. [فی ظلال القرآن]

 

در جای دیگر خداوند متعال پیامبر عظیم الشأن اسلام را حامل قرآن و الگوی مجسم آن معرفی کرده است:«انک لتلقی القرآن من لدن حکیم علیم»[نمل/۶]وتو (ای محمد)کسی هستی که قرآن از سوی خداوند حکیم(در گرداندن امور آفریدگان و)آگاه(از کار وبار سعادت وشقاوت دنیوی واخروی ایشان)به تو القاءوعطا می گردد. «واژه ی «تلقی»: به توالقاءوعطا می گردد.به تو رسانده واموخته می شود»[فی ظلال القرآن]

 

و نیز قرآن دین پیامبر را کاملترین و جامعترین دین معرفی کرده و وعده ی پیروزی آن را بر همه ی ادیان داده است:«هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون»[توبه/۳۳]خدا است که پیغمبرخود(محمد)را همراه با هدایت ودین راستین(به میان مردم)روانه کرده است تا این آئین(کامل وشامل) را برهمه ی آئینها پیروز گرداند (وبه منصه ی ظهورش رساند)هرچند که مشرکان نپسندند.

 

«دین حق»کرنش بردن و تواضع کردن در برابر یزدان یگانه ی جهان است و در اعتقاد و عبادت و تشریع و قانونگذاری یکجا و روی هم . دین همان دنیویت است که به معنی : کرنش و فرمانبرداری است… هر برنامه ای وهر مذهبی وهر نظامی که مردمان در ان از یزدان جهان اطاعت وپیروی کنند و ولایت و حاکمیت او را بپذیرند،تحت پوشش دین قرار می گیرند. [فی ظلال القرآن]

 

۳-     گواه بر همه جهانیان:

 

خدای متعال رسول گرامی اسلام را امام و شاهد همه ی جهانیان معرفی کرده و این مطلب نشان می دهد که پیامبر نه تنها امام همه انسانها،بلکه امام پیامبران نیز هست و این نشانه ی برتری پیامبراسلام (ص) بر همه ی انبیا و یکی از ویژگی های آن حضرت است:خداوند فرموده است:«فکیف اذ جئنا من کل امه بشهید وجئنا بک علی هؤلاء شهید»[نساء/۴۱]

 

۴-     تجلیل خاص در خطاب:

خدای متعال حرمتی خاص برای حضرت رسول –صلی الله علیه واله وسلم- قائل است که چنین حرمتی را برای انبیای گذشته قائل نبود. نشانه های این حرمت خاص در آیات وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم.

 

الف)خدای متعال انبیای گذشته را با نام مخصوص آنان خطاب می کند مانند یا آدم[سوره بقره/۳۵] یا موسی[قصص/۳۱]یا موسی[هود/۴۶] یا عیسی[مائده/۱۱۶]یا داود[ص/۲۶]… اما پیامبر اسلام را حتی یک بار با نام خطاب نکرده بلکه همیشه او را با تجلیل خاص و با استفاده از القاب مورد خطاب قرار داده است مانند یا ایها النبی و یا ایها الرسول و…

 

ب)به امت نیز دستور داده است که پیامبر(ص) را همانند افراد عادی صدا نزنند بلکه با تجلیل و تکریم خاص مورد خطاب قرار دهند: « ولا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم قد یعلم الله الذین یتسللون منکم ولو اذا فلیحذرالذین یخالفون عن امره أن تصیبهم فتنه أو یصیبهم عذاب الیم»[نور /۶۳]

 

ای مومنان دعوت پیغمبر را رد میان خویش(برای اجتماع وشرکت در کارهای مهم)همسان دعوت برخی از خود به شمار نیاورید(چرا که فرمانش فرمان خدا ودعوتش دعوت پروردگاراست)خدا آگاه از کسانی است که در میان شما خویشتن را می دزدند و پشت سر دیگران خود را پنهان می دارند(تا پیغمبرآنان را نبیند واز انصراف وگریزایشان نپرشد وکاری بدانان حواله نکند)آنان که با فرمان او مخالفت می کنند باید از این بترسند که بلائی (در برابرعصیانی که می ورزند)گریبانگیرشان گردد.یا اینکه عذاب دردناکی گریبانگیرشان شود(اعم از قحطی وزلزله ودیگر مصائب دنیوی ودوزخ و دیگر شکنجه های اخروی).

 

پس نباید پیغمبر را با نام خود مخاطب قرار داد و گفت ای محمد !و نباید او را با کنیه صدا زد و گفت ای اباالقاسم! بدانگونه که مسلمانان همدیگر را به نام یا کنیه مخاطب قرار می دهند و فریاد می زنند بلکه باید با احترامی که خدا برای او قائل شده است وی را خواند وگفت: ای پیغمبر خدا ! ای فرستاده ی خدا!

 

لازم است دلها از احترام و بزرگداشت پیغمبر خدا لبریز شود تا دلها هر واژه ای و هر سخنی و هر رهنمودی از واژه ها و سخنها و رهنمودهای او را مهم و عظیم بشمارد و محترم تلقی کند. این هم یک نگرش ضروری است. چه لازم است مربی دارای وقار باشد.و رهبر و پیشوا دارای هیبت و حشمت باشد. فرق است میان این که مربی و رهبر و پیشوا دارای وقار و هیبت و حشمت باشند، و میان اینکه آنان متواضع و آرام بوده و نرمش داشته باشند،و در نتیجه دیگران فراموش بکنند که او مربی و رهبر و پیشوای ایشان است.و او را صدا بزنند بدانگونه که همدیگر را صدا می زنند… لازم است که منزلت و مکانت مربی و رهبر و پیشوا دل و درون کسانی محفوظ و مصون بماند که ایشان را تربیت و رهبری و پیشوایی می کنند. تا بدین وسیله در ژرفای درونشان بزرگی و سترگی مربی و رهبر و پیشوا در اوج خود بماند و مردمان شرم و حیا بکنند از اینکه از حدود و ثغور احترام و تعظیم ایشان کوتاهی و تخطی نمایند.[فی ظلال القرآن]

 

ج)همچنین از مسلمانان خواسته که صدایشان را بلندتر از صدای رسول نکنند:«یا ایها الذین امنوا لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی ولا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض أن تحبط أعمالکم وأنتم لا تشعرون»[حجرات/۲]

 

ای کسانی که ایمان اورده اید صدای خود را از صدای پیغمبر بلند تر نکنید وهمچنان که با هم سخن می گوئید با او به آواز سخن مگوئید،تا نادانسته اعمالتان بی اجر وضایع نشود.

 

ای مومنان باید که پیغمبر (ص) را تعظیم و تکریم کنید پیغمبری که شما را به سوی ایمان دعوت کرده است تا نادانسته اعمالتان بی اجر و ضایع نشود… ابن زبیر گفته است که عمر(رض) پس از نزول این آیه چیزی به پیغمبر نمی گفت ،مگر وقتی که از او درخواست توضیح و تبیین چیزی می فرمود!.. از ابوبکر(رض) روایت شده است که پس از نزول این آیه گفته است به پیغمبر خدا (ص) عرض کردم،ای فرستاده ی خدا به خدا سوگند با تو سخن نمی گویم مگر به سان در گوشی!

 

امام احمد گفته است: هاشم و سلیمان پسر مغیره برایمان از انس پسر مالک روایت کرده اند که گفته است :وقتی این آیه نازل گردید .ثابت پسر قیس پسر شماس صدایی بلند داشت .به خود گفت :من بوده ام که در پیش پیغمبر خدا (ص) صدای خویش را بلند کرده ام .من از دوزخیانم. اعمال من هدر رفته است وضایع گردیده است! در میان اهل وعیال خود غمگین نشست .پیغمبرخدا(ص) از حال واحوال او پرسید یکی از مردمان به سوی او رفت وبدو گفت : پیغمبر خدا تورا می جوید،تورا چه شده است؟ گفت من بوده ام که صدای خود را بالاتر از صدای پیغمبر برده ام وبا صدای بلند با او سخن گفته ام. اعمالم هدر رفته است وضایع گردیده است! من از دوزخیانم ! مردمان به خدمت پیغمبر (ص)آمدندواو را از انچه که ثابت پسر قیس پسر شماس گفته بود با خبر کردند. پیغمبر(ص)فرمود:«لا .بل هو من اهل الجنه» نه بلکه او از زمره ی بهشتیان است. انس گفته است :ثابت پسر قیس پسر شماس در میان ما می رفت ومی آمد وما او را از زمره ی بهشتیان می دانستیم.

 

د) در آیه ی دیگر رعایت ادب در محضر رسول خدا را نشانه ی تقوی معرفی کرده است و فرموده است:«إن الذین یغضون أصواتهم عند رسول الله اولئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی اهم مغفره وأجر عظیم»[حجرات /۳]آنان که صدای خود را نزد پیغمبر خدا پائین نموده وآهسته بر می آورند کسانی اند که خداوند دلهایشان را برای پرهیزگاری پاکیزه وناب داشته است. ایشان امرزش سترگ وپاداش بزرگی دارند.

 

تقوا و پرهیزگاری عطاء بزرگی است خداوند برای تقوا و پرهیزگاری دلهایی را برمی گزیند،پس از انکه آنها را امتحان می کند و می آزماید و پس از آنکه آنها را می پالاید و پاکیزه می کند .خداوند تقوا و پرهیزگاری را به دلی وارد نمی گرداند مگر اینکه آن دل برای پذیرش تقوا و پرهیزگاری آمدگی پیدا کرده باشد. و ثابت شده باشد که ان دل سزاوار تقوا و پرهیزگاری است.کسانی که صدای خود را نزد پیغمبر خدا (ص) پائین آورده اند وآهسته برآورده اند،خدا دلهایشان را امتحان کرده است وآزموده است وان دلها را برای دریافت آن عطا آماده نموده است. عطای تقوا وپرهیزگاری ، خداوند همراه با این عطا مغفرت وپاداش بزرگی را برایشان مقرر فرموده است ولازم گردانده است.

 

از امیر المومنین عمر بن خطاب(رض) روایت شده است که صدای دو مردرا در مسجد النبی(ص) شنید. دید که صداهایشان بلند گردیده است و اوج گرفته است. به پیش ایشان رفت وگفت :آیا می دانید کجا هستید؟ سپس فرمود اهل کجائید؟ گفتند اهل طائف هستیم. فرمود: اگر از اهالی مدینه بودید با کتک زدن به دردتان می آوردم!

 

علمای این امت از چنین کاری اطلاع داشته اند و آگاهانه گفته اند :بلند کردن صدا نزد قبر پیامبر(ص) مکروه است. بدان سان که در زمان حیات پیغمبر (ص) بلند کردن صدا در خدمتش مکروه بوده است. این هم برای احترام پیغمبر در هر حال واحوالی است.

 

 

۵-رسالت جهانی:

 

خدای متعال هر پیامبری از پیامبران گذشته را برای هدایت قومی خاص فرستاده ورسالت هریک ازآنان محدود به منطقه وزمان خاص بود.خداوند در مورد حضرت صالح می فرماید: «والی ثمود أخاهم صالحا قال یاقوم اعبدوا الله مالکم من اله غیره»[اعراف/۷۳]

 

ودر مورد هود می فرماید: «والی عاد أخاهم هودا قال یاقوم اعبدوا الله مالکم من اله غیره إن أنتم الا مفترون»[هود/۵۰]

 

و در مورد نوح می فرماید:«کذبت قوم نوح المرسلین ،اذقال لهم أخوهم نوح الا تتقون ، انی لکم رسول امین»[شعرا/۱۰۵-۱۰۷]

 

یکی از ویژگی های پیامبر اسلام آن است که رسالت آن حضرت جهانی و جاودانه است و محدود به زمان یا مکان یا قوم خاصی نیست. خدای متعال فرموده است:«وما أرسلناک الا کافه للناس بشیرا ونذیرا ولکن أکثر الناس لایعلمون»[سبأ/۲۸]

 

۶-الگوی جامع و کامل در اخلاق:

 

در قرآن وقتی که قصص نبیین را مطالعه می کنی خداوند متعال هر پیامبری را با چند صفت خاص ستوده است مثلا آدم را به توبه کننده و ادریس را به صداقت و نوح را به شکر گذاری و هود را به توکل و صالح را به خیرخواه و امین و ابراهیم را به قهرمان انابه و شکیبایی و غیره .

اما در باره پیامبر گرامی اسلام علاوه بر شمردن بعضی از صفات برجسته ی وی به صورت جامع و کلی فرموده است: «وانک لعلی خلق عظیم»[قلم/۴] تو دارای اخلاق عظیمی هستی.

 

این بزرگترین گواهی و تعظیم و تکریم است . چون همه ی جوانب ونواحی جهان هستی در این ستاسش منحصر پیغمبر(ص) بزرگوار همآوا می گردد و آن را پژواک می کند. این ستایش آسمانی در دل جهان هستی استوار و پایدار می شود ! هر قلمی و هر اندیشه ای از توصیف این سخن بزرگ خداوندگار هسنی درمانده و ناتوان می ماند. گواهی و شهادتی از جانب خدا است و با مقیاس و معیار خدا است،و درباره ی بنده ی خدا است. و در این گواهی و شهادت بدو می فرماید: «وانک لعلی خلق عظیم» مدلول خلق عظیم همان است که در پیشگاه یزدان است. چیزی است که کسی از جهانیان نهایت آن را درک وفهم نمی کند.[فی ظلال القرآن]

 

این تنها محمد است که بدین افق عظیم می رسد . این تهنا محمد (ص) است که به اوج قله ی کمال انسانی مجانس با نفخه ی ربانی در هستی انسانی میرسد.این تنها محمد است که برازنده ی این رسالت آسمانی برای سراسر جهان انسانی است. تا بدانجا که این رسالت در شخص او زنده مجسم می گردد،و در پیکره ی یک انسان روی زمین راه میرود. این تنها محمد است که خدا می دانسته است او سزاوار این مقام و منزلت است. خدا بهتر می داند که رسالت خود را به چه کسی ارمغان می دارد. در سوره ی قلم خداوند اعلام واعلان می دارد که محمد(ص) دارای خلق عظیم و خوی سترگ است. در سوره ی احزاب نیز اعلام و اعلان فرموده است که یزدان والا مقام و پاک ذات وپاک صفات ،و فرشتگانش بر او درود می فرستند:«ان الله وملائکته یصلون علی النبی » خداوند وفرشتگانش بر پیغمبر درود می فرستند.[احزاب/۵۶]

 

تنها خداوند بزرگوار است که می تواند به بنده ای از بندگانش چنین فضل و کرمی را ارمغان بدارد.

 

خدایی که تمام موجودات عالم در مقابل عظمتش بی مقدارند از اخلاق پیامبر به عظمت یاد کرده است ،وقتی خدای متعال از چیزی به بزرگی و احترام یاد کند معلوم می شود از عظمت فوق العاده ای برخوردار است.

 

این ارج نهادن و اعتبار دادن ،ارج و اعتبار یگانه و ممتازی در اخلاق اسلامی است. اخلاق اسلامی از محیط برگرفته نمی شود،و اصلا از ارزشهای زمینی برنمی جوشد.و بر ارزشی از ارزشهای عرف و عادت مردمان یا مصلحت و یا ارتباط ها و پیوندهای ایشان که در نسلی از نسلها بوده است ،یاری نمی طلبد و تکیه نمی کند. بلکه اخلاق اسلامی از آسمان یاری می طلبد و بر آسمان تکیه می کند. از ندا زدن آسمان به زمین استمداد می جوید،ندایی که زمین را فریاد می دارد که به افق بنگرد. اخلاق اسلامی از صفات مطلق خدا یاری می جوید،تا انسانها آن صفات را در حدود تاب و توان خود تحقق بخشند و پیاده کنند.در نتیجه انسانیت والا را تحقق بخشند و پیاده کنند. [فی ظلال القرآن]

 

گذشته از این اخلاق اسلامی فضایل جداگانه و گسیخته از یکدیگر ،بسان :صدق و صداقت ،وامانت و عدالت،رحمت و شفقت،خوبی و نیکی ،و… نیست بلکه اخلاق اسلامی برنامه ی کاملی است که در آن تربیت تهذیبی با قوانین نظم و نظام زندگی ،به تعاون و همیاری می پردازد،و اندیشه ی زندگی به طور کلی و رویکرد های آن جملگی ،بر آن برنامه ،استوار و پایدار می گردد و در پایانه ی گشت و گذار به خدا منتهی می شود،نه به ارزش و اعتبار دیگری از ارزشها واعتبارهای این زندگی!

 

این اخلاق اسلامی با کمال وجمال وهماهنگی وراستی ودرستی وپایداری واستمرار واستقراری که دارد. در محمد(ص) مجسم گردیده است. و در مدح وثنای یزدان بزرگوار نمودار و پدید آمده است .

 

منابع:

۱-     تفسیر فی ظلال /سیدقطب ترجمه دکتر مصطفی خرمدل. نشر احسان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *