خانه / خلفاءراشدین / کلام رسول الله (ص)درباره حضرت فاروق اعظم عمر بن خطاب (رض

کلام رسول الله (ص)درباره حضرت فاروق اعظم عمر بن خطاب (رض

کلام رسول الله (ص)درباره حضرت فاروق اعظم عمر بن خطاب (رض

ابوبکر عبدی

حضرت محمد المصطفی صل الله تعالا علیه و آل صحبحه و سلم آخرین پیامبر خدا سرور انبیاء و شفاعت کننده روز آخرت درباره امیر المؤمنین حضرت فاروق اعظم عمربن خطاب رضی الله تعالا عنه خلیفه دوم مسلمین چنین می فرماید.

*((لوکان بعدی نبی لکان عمر بن الخطاب)) یعنی:اگر بعد از من پیغمبری می آمد آن کس عمر پسر خطاب بود.

((الله جعل الحق علی لسان عمر و قلبه))..

*یعنی:خدا حق را بر زبان و قلب عمر نهاده است.

*رسول الله (ص) فرمودند:از طرف الله لقب فاروق اعظم به عمر عطا شد. فاروق به معنی جداکردن حق از باطل است.

*رسول الله (ص)در مسجد یک دست حضرت ابوبکر صدیق و یک دست حضرت فاروق (رض)را بلند کردندو فرمودند هر سه نفر ما در روز قیامت این گونه بر می خیزیم.

*رسول الله (ص)فرمودند:آفتاب بر کسی بهتر از عمر بن خطاب طلوع نکرده است.

*رسول الله (ص) فرمودند:فاروق شمع جنت است.

*رسول الله (ص) فرمودند:وقتی عمر ایمان آورد جبرئیل بر من نازل شد و گفت یا رسول الله(ص) در آسمان تمام ملائیکها برای مسلمان شدن عمر به همدیگر تبریک می گویند.

*آن حضرت (ص) فرمودند:فاروق شیطان و هوای نفسانیش را به بند می کشد.

*پیامبر(ص) فرمودند:یا عمر هرگاه شیطان بداند شما در راهی هستی آن راه را تغییر می دهد و به راهی دیگری می رود چون شیطان از تو می ترسد.

*رسول الله (ص) فرمود: در خواب دیدم یک ظرف پر از شیر برایم آوردند و من آن قدر آشامیدم که آثار آن را زیر ناخون هایم را مشاهده می کردم و باقی مانده شیر را به عمر بن خطاب دادم صحابه ها پرسیدند یا رسول الله(ص) این شیر را به چه تعبیر کردی فرمودند به علم و آگاهی از احکام دین.

*از ابن عباس روایت شده که پیامبر (ص) می فرمود دو وزیر من روی زمین ابوبکر صدیق و عمر فاروق هستند.

*رسول الله (ص)فرمود:عمر با من است و من با عمر و پس از من هر جا که عمر باشد حق همراه است.

*ابی بن کعب می گوید: رسول الله(ص) فرمود عمر اولین کسی است که حق را در آغوش می گیرد و به او می نگرد و به اوسلام می کند و دستش را می گیرد و او را وارد بهشت می کند.

*یکی از صحابه عالی قدر در خواب رسول الله (ص) را می بیند که به او فرمود برو به عمر بن خطاب بگو برای دفع قحط سالی دعا کند.

*رسول الله(ص) فرمودند:برای هر پیامبری دو وزیر از اهل آسمان و دو وزیر از اهل زمین وجود دارد. وزیران من از اهل آسمان جبرئیل و میکائیل اند و دو وزیر من از اهل زمین ابوبکر صدیق و عمر فاروق هستند.

*رسول الله(ص) می فرماید:یک قصر در وسط بهشت قرار دارد که در بهشت نظیر ندارد و خیلی تعریف این قصر می فرمایدصحابه ها عرض کردند یا رسول الله(ص) این قصر متعلق به چه کسی می باشد. فرمودند خدا مخصوص برای عمربن خطاب درست کرده است.

*رسول الله(ص)فرمودند:میان بنی آدم شیطان فقط عمر بن خطاب ترسیده و هیچ گاه شیطان رجیم حتی جرئت نکرده سر راه عمر قرار بگیرد و جایی که عمر بن خطاب است هیچ وقت شیطان آن دور و بر پیدا نمی شود.(در حالی که شیطان خود حضرت آدم و چندین پیامبر را فریب داده است.)

*روزی رسول الله(ص) با حضرت ابوبکرصدیق و حضرت عمر و حضرت عثمان (رض) به کوه احد رفتند که کوه احد از هیبت پیامبر(ص) به لرزه درآمد رسول الله(ص) به کوه احد فرمود یا کوه احد می دانی که هم اکنون یک نبی و یک صدیق و دو شهید مهمان تو هستند.کوه ایستاد و دیگر نلرزید.

*وقتی که حضرت عمر فاروق(رض) هنوز ایمان نیاورده بودند رسول الله(ص) دعا از خذا خواست که عمر بن خطاب را به دین اسلام مشرف گردان که به وسیله عمر دین اسلام ترقی پیدا می کند.

*یک سال وقت زیارت حج فرارسیدو رسول الله(ص) آن سال نتوانست به زیارت خانه خدا برود به حضرت فاروق فرمود ای برادر مرا از دعا های خویش فراموش نکن.حضرت فاروق(رض) می گوید اگر آن وقت تمام اشیاءروی زمین به من داده بودند این قدر خوشحال نمی شدم.

رسول الله(ص) فرمودند: اگر هر آن چه خورشید بر آن تابیده است به من یک جمله بگویند ولی حضرت فاروق این جمله را به من بگوید فقط به جمله فاروق گوش می دهم چون تنها عمر است که با شور و اشتیاق و احساسات و مسئولیت با من حرف می زند.

*رسول الله(ص) فرمود:بگذارید مادر عمر بگوید من پسر به دنیا آورده ام یا مادرانی بودند بچه هایی مثل عمر بدنیا می آوردند.

*رسول الله(ص) فرمودند:اگر در امت های گذشته افرادهایی بودند اهل الهام و مسائل نهانی می دانستند.اگر در امت من چنین کسی وجود داشته باشد عمر بن خطاب است.

*پیامبر(ص) فرمودند:در خواب دیدم که من بر بالای چاهی بوسیله دلویی که شتر ها را با آن آب می دادند آب بیرون می کشیدم که ناگهان ابوبکر صدیق آمد یک یا دو دلو آب بالا کشید و سپس عمر بن خطاب آمد و دلو را از ابوبکر صدیق گرفت و دلو در دست عمر بسیار بزرگ گردید و من هیچ نابغه ای را ندیده بودم که کاربرد فعالیت اورا داشته باشد. تا آن جا که تمام مردم راسیراب کرد و در پیرامون آب خوابگاهی نیز برای شترهای خویش ساخت.

*روزی حضرت فاروق(رض) یک نفر سفیه را می بیند و اورا به خانه می برد و وی را محکم می بندد و مردم همه به فکر کردن می افتندو بیل و کلنگ را بر می دارند به قبرستان می روند و قبر را برای خود حفر می کنند و می گویند مردن حق است. حتی به مسجد هم نمی روند و به فکر مردن خویش می باشند. حضرت فاروق (رض) به حضور رسول الله(ص) می رود و عرض می کند یا رسول الله(ص) این روزها هیچ کس به مسجد نمی آید و به فکر کار و کاسبی دنیا نیستند دلیل چیست؟رسول الله(ص) در جواب می فرماید: آن سفیه که در خانه بسته ای شیطان رجیم می باشدو کسی نیست دیگر در دل مردم فکر و وسوسه ایجاد کند. اورا رها کنید تا مردم به سر زندگی خویش برگردند. حضرت فاروق(رض)اورا آزاد کرده و می بیند که همه مردم به سر زندگی خود برگشتند و هرکسی به فکر مال و عیال خود شد.

*رسول الله(ص)فرمودند: تا روزی که عمر بن خطاب در میان شما باشد دروازه های فتنه بسته خواهند شد. و وقتی عمر بن خطاب از میان شما رفت دروازه های فتنه باز می شوند.

*یک روز تعدادی زنان در حضور رسول الله(ص)نشسته بودند و صدایشان را بلند کرده و هر کسی حرفی می زد که منزل رسول الله (ص) را خیلی شلوغ کرده بودند. کسی حالی نمی شد که این ها چه می گویند. ناگهان حضرت عمر(رض) وارد شد و همه زنان خودشان را جمع و جور کردندو روسری و چادر هایشان را محکم بستند و ساکت و بی صدا نشستند. آن همه سر و صدا خاموش می شود. حضرت فاروق با عصبانیت می فرماید ای عجب چرا از من شرم می کنید. چرا از رسول الله(ص) شرم نمی کنید زنان می گویند شما هم بلند قد و تندرو هستی ما از شما می ترسیم.اما رسول الله(ص) هم کوتاه قد و هم با رحم است از رسول الله نمی ترسیم. حضرت فاروق(رض) خواست ان ها را کتک بزند و ادب کند که رسول الله(ص) فرمود یا عمر شیطان چه قدر از شما می ترسدزنان هم مثل شیطان از تو ترس و رعب دارند. دیگر حضرت فاروق(رض) چیزی به آن زنان نگفت و همه زنها از منزل رسول الله(ص) خارج شدند.

*حضرت فاروق اعظم عمر بن خطاب (رض) گفت پیشنهادی به رسول الله(ص)کردم و رسول الله سکوت کرد بعد فرمودند حضرت جبرئیل(ع) نازل شد و گفت خداوند می فرماید هرچه عمر می گوید ما می گوییم راست گفته است و بشنو.

*یک بار مابین رسول الله (ص) و ام المؤمنین حضرت حفصه (رض) دختر حضرت عمر (رض) اختلاف افتاد و خبر به حضرت عمر (رض) رسید آن قدر غمگین و ناراحت شد که مقداری خاک برداشت و بر سر خود ریخت و گفت خداوندا بعد از این که حفصه با پیامبر نباشدبه عمر و دخترش هیچ اهمیتی نمی دهند. سپس حضرت جبرئیل(ع)در صبح آن روز نازل شد و به رسول الله (ص) گفت به خاطر ترحم و دلسوزی حضرت عمرخداوند تو را امر می فرماید که دوباره با ام المؤمنین حضرت حفصه(رض)آشتی کنی که هم حضرت عمر مقام بالایی پیش خداوند دارد و هم ام المؤمنین حضرت حفصه (رض) زنی بی نهایت نماز خوان و روزه گیر می باشد. پس به خاطر عمر خداوند متعال خودش دخالت فرمودند و قضیه را فیصله دادند.

*رسول الله(ص) فرمودند:رضای من در رضای عمر است.

*پیامبر (ص)می فرماید :اگر خداوند مرا به پیامبری انتخاب نمی کرد عمر پیغمبر می شد.

*آن حضرت (ص)فرمودند:ابوبکر صدیق و عمر فاروق به منزله گوش و چشم من هستند.

*وقتی که سوره عصر بر پیامبر نازل شدرسول الله(ص) این گونه تفسیر نمودند:خداوند به زمان عصر قسم می خورد(لفی خسر)با ابوجهل است.(الاالذین امنو) با ابو بکر است.(عملو الصالحات)با عمر است.(تواصو بالق)با عثمان است(تواصو  بالصبر)با علی است.

حضرت ختمی مرتبت (ص)می فرماید:وقتی که حضرت نوح کشتی درست می کرد موشی و یا حشره دیگری زیر زمین می آمدهر شب کشتی حضرت نوح(ع) را سوراخ می کرد. حضرت نوح (ع) شکایتش را پیش خداوند بردند و خداوند متعال حضرت جبرئیل (ع) را فرستادند و به حضرت نوح (ع) فرمودند هرچهار گوشه کشتی خود اسم چهار خلفای راشدین اصحاب رسول الله حضرت محمد خاتم النبیا(ص)را بنویس که هیچ ضرری به آن نمی رسد و به این ترتیب حضرت جبرئیل (ع)وحی نازل فرمودند بر گوشه ای بنویس ابوبکر صدیق و بر گوشه ای بنویس عمر فاروق و برگوشه ای بنویس عثمان ذی النورین و بر گوشه ای بنویس علی مرتضی. به این ترتیب حضرت نوح (ع) بر هر گوشه ای از کشتی اسم یکی از خلفای راشدین را توشتند.

نام کتاب عملکرد،کرامات و سخنان امیر المؤمنین حضرت عمر(رض)/گرداورنده:ابوبکر عبدی/نشر:تربت جام آوای اسلام ۱۳۸۸

یک نظر

  1. محب رسول وخلفای کبارراشدین

    سعادک الله
    الله یحفظکم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *