خانه / اهل بیت / فرزندان رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم)

فرزندان رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم)

فرزندان رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم)

شیخ الحدیث مولانا محمد زکریا کاندهلوی/ مترجم: نصیر احمد سید زاده

محدثین و تاریخ نویسان بر ایناتفاق نظر دارند که دختران آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) چهر نفر بوده اند. تحقیق اکثریت بر این است که از میان آنها بزرگترینشان زینب بوده است. بعد از او حضرت رقیه و سپس حضرت ام کلثوم و در آخر سیّده فاطمه  _ رضی الله عنهن اجمعین_.درباره پسران آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) اختلاف زیادی وجود دارد

و سبب اختلاف این است که همه آنهادر دوران کودکی وفت یافته اند . در میان عربها توجه زیادی به نوشتن تاریخ نبود وتا آن زمان جان نثارانی مانند صحابه (رضی الله عنهما)نیز موجود نبودند که هر واقعه را کاملاً ثبت و یاد داشت کنند.

اغلب میگویند سه پسر بوده اند؛ حضرت قاسم، حضرت عبدالله، و حضرت ابراهیم. بعضی گفته اند پسر چهارمی به نام طیب و پسر پنجمی به نام طاهر نیز داشته است. بعضی گفته اند طیب و طاهر نامهای حضرت عبدالله بوده اند ولذا سه پسر بوده اند.

عده ای دو پسر دو پسر دیگر به نام مطهر و مطیب ذکر کرده اند که طیب و مطیب با هم متولد شده اند و طاهر و مطهر با هم که با این حساب هفت پسر می شوند.

البته تحقیق اکثریت بر این است که همان سه پسر بوده اند.لازم به یادآوری است که تمام اولاد آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) غیر از ابراهیم از حضرت خدیجه متواد شده اند.

حضرت قاسم(رضی الله عنهُ )

از پسران ، پیش از همه قاسم به دنیا آمده است. البته در این مورد اختلاف شده که آیا حضرت زینب از او بزرگتر بوده یا کوچکتر؟ به هر حال قاسم در کودکی وفات یافت. اکثر محققین عمرش را دو سال و بعضی کمتر و بعضی بیشتر نیز گفته اند.[۱]

حضرت عبد الله(رضی اللهُ عنهُ)

پسر دوم آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) عبدالله نام داشت که بعد از بعثت به دنیا آمده است و به همین خاطر به طیب و طاهر مشهور است . وی در زمان کودکی وفات یافت . بعضی نوشته اند : در وقت وفات او ( و بعضی نوشته اند در وقت وفات حضرت قاسم(رضی الله عنهُ))کفار خوشحال شدند که دیگر نسل آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) منقطع شد. در جواب آنها سورۀ کوثر نازل شد. کفار که می گفتند بعد از چند روز نام مبارک آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) نیز از میان می رود، آن چنان جواب داده شدند که امروز پس از گذشت چهارده قرن نیزمیلیونها نفر یافت می شوند که برای نام مبار آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) خودشان را فدا کنند.

حضرت ابراهیم(رضی الله عنهُ)

پسر سوم آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) ابراهیم بود. او به اتفاق همه، بعد از هجرت، در مدینه طیبه در ماه ذیحجه سال هشتم هجری به دنیا آمد. وی از حضرت ماریه _ رضی الله عنها_ کنیز آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) متولد شده و آخرین فرزند آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) است.

روز هفتم تولد او، آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) برای عقیقۀ او دو گوسفند ذبح کرد و هموزن موهایش ، نقره صدقه نمود و دستور داد موهایش را دفن کنند، ابوهند بیاضی موهای سرش را تراشید.

آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: من نام پدرم حضرت ابراهیم (علیه السلام) را بر او نهادم. او در عمر۱۶ماهگی در دهم ربیع الاول دهم هجری وفات نمود .بعضی عمرش را ۱۸ ماه نوشته اند. آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) دربارۀ او چنین فرمود: «در بهشت شیر دهنده ای برای او تعیین شده است.»

حضرت زینب (رضی الله عنها)

حضرت زینب (رضی الله عنها) از میان دختران ، از همه بزرگتر است. تاریخ نویسانمی که خلاف این قول را نوشته اند به اشتباه رفته اند. حضرت زینب(رضی الله عنها) پنج سال بعد از ازدواج آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) زمانیکه عمر شریف آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) سی سال بود، متولد شد و در آغوش والدین خود بزرگ شد و با پسر خاله اش ابوالعاص بن ربیع ازدواج کرد.

بعد از جنگ بدر، هنگامی که داشت به مدینه هجرت می کرد، مورد هجوم مشرکین قرار گرفت و به سبب آن زخمی گشت آثار این زخم تا آخر عمرش ماند تااین که در سال ۸هجری وفات نمود.

شوهرش نیز در سال ششم هجری مسلمانشد و به مدینه طیبه آمد. حضرت زینب (رضی الله عنها) در نکاح او ماند و دو فرزند از او متولد شد؛ یک پسرو یک دختر ، نام پسر علی(رضی الله عنهُ)بود که بعد از وفات مادر خود ، قریب بلوغ ، در حیات آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) فوت نمود کسی که در فتح مکه با آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) بر شتر سوار بود همین علی بود.

نام دختر اماه (رضی الله عنها) بود دربارۀ حضرت امامه در کتابهای حدیث نقل شده است که زمانیکه آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) به سجده می رفت، او بر کمرش سوار می شد. او بعد از وفات آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) زنده بود . پس از وفات سیده فاطمه (رضی الله عنها) حضرت علی (رضی الله عنهُ) امامه را که خواهر زاده ی حضرت فاطمه (رضی الله عنها) بود،به نکاح خود در آورد؛ و بعد از وفات حضرت علی(رضی الله عنهُ) به نکاح مغیره بن نوفل در آمد. حضرت علی(رضی الله عنهُ) از او صاحب فرزند نشد. از حضرت مغیره طبق گفتۀ بعضی یک فرزند به نام یحیی به دنیا آمد . البته بعضی این نظر را رد کرده اند و می گویند: خود حضرت فاطمه (رضی الله عنها) وصیت فرموده بود که بعد از وفات او حضرت علی با (امامه) خواهر زاده فاطمه یعنی دختر زینب ازدواج کند . وفات او در سال ۵۰ هجری واقع شد.

حضرت رقیه(رضی الله عنها)

دومین دختر آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) حضرت رقیه (رضی الله عنها) بود. او سه سال بعد از ولادت خواهرش زینب (رضی الله عنها) متولد شده است، زمانی که عمر شریف آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم)۳۳ سال بود.

بعضی حضرت رقیه را از حضرت زینب بزرگتر گفته اند، اما صحیح آن است که او از حضرت زینب کوچکتر بوده است. ابتدا در نکاح عُتبه پسر ابولهب که عموی آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) است، درآمد. وقتی سورۀ «لهب» نازل شد، ابولهب به عتبه و برادش عتیبه که دختر سوم آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) ، ام کلثوم را در نکاح داشت ، گفت: ملاقات من با هر دو شما حرام است تا زمانیکه دختران محمد را طلاق ندهید.

بنا بر این ، آنان دختران آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) را طلاق دادند. این هر دو نکاح در زمان کودکی آنان صورت گرفته بود و عروسی آنان نشده بود.عتبه در فتح مکه مسلمان شد زمانی که همسرش را قبلاً طلاق داده بود.

حضرت رقیه در نکاح حضرت عثمان (رضی الله عنهُ) در آده بود و هر دو دوباره به حبشه هجرت کردند .زملنی که آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم )فرمود : قریب است به من دستور هجرت داده شود و مدینه منوره جای هجرت من خواهد بود، صحابه کرام شروع به هجرت کردند و این دو بزرگوار پیش از آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) به مدینه منوره رسیده بودند.

هنگامی که آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم )به جنگ بدر رفتند ، حضرت رقیه بیمار بود. به همین سبب آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) حضرت عثمان(رضی الله عنهُ) را جهت پرستاری و مراقبت از او در مدینه گذاشتند که بعد از مدتی حضرت رقیه وفات کرد.

زمانیکه حضرت رقیه را دفن کرده و به خانه ها برگشتند،مژده پیروزی در بدر به مدینه رسید. آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) که در راه بازگشت به مدینه بود، نتوانست در مراسم تدفین او شرکت کند.

وی از شوهر اوّلی خود اولادی نداشت چون با هم عروسی نکردهبودن بعد از این که به نکاح حضرت عثمان(رضی الله عنهُ) درآمد و به حبشه هجرت کرده بود صاحب پسریبه نام عبدالله شد، که بعد از وفات مادرش نیز زنده بود و در سن ۶ سالگی در سال ۴ هجری وفات یافت. بعضی نوشته اند که یک سال پیشاز مادر خود وفات نموده است. علاوه بر این حضرت رقیه(رضی الله عنها) اولاد دیگری نداشته است.

حضرت ام کلثوم(رضی الله عنها)

سومین دختر آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) ام کلثوم (رضی الله عنها) بود. در این امر اختلاف است که از میان او و فاطمه کدام یک بزرگتر است. نظر اکثر بر این است که ام کلثوم بزرگتراست. اولین نکاح ایشان با عتیبه بن بولهب صورت گرفته بود که قبل از این که با او عروسی شود به سبب نازل شدن سوره «لهب»طلاق داده شد. شوهر رقیّه بعداً مسلمان شد و عُتیبه حضرت ام کلثوم را طلاق داد و با بی ادبی و گستاخی زیاد کلمات نامناسبی در حضور اقدس آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) به بان آورد.

آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) در حق او دعای بد کرد وفرمود: یا الله! سگی را براو مسلط بفرما.

در آن وقت ابو طالب در آنجا بود وبا وجود مسلمان نبودن ، متوجه شد و به او گفت: تو را از دعای بد خلاصی نسیت. چنانکه عتیبه یک بار به سفر شام می رفت ابولهب با وجود عداوت و دشمنی اش با رسول الله گفت: من از دعای بد محمد(صلی الله علیه و آله و سلم )احساس خطر می کنم، شما همه افراد قافله باید از پسر من حفاظت کنید.

آنها به جایی توقف کردند که در آنجا شیر و حیوانات وحشی زیاد بود ، او هنگام شب همه وسایل و اسباب قافله را در یک جا جمع کرده مانند تپه ای در آورد و عتیبه را بالای آن خواباند، تمام افراد کاروان در چهار طرف او به قصد نگهبانی خوابیدند، شبانگاه شیری آمد و دهان همه را بود کرد و سرانجام بالای همان بلندی رفت، سر عتیبه را از تنش جا کرد. او فریادی برآورد آم در همان لحظه کارش تمام شده بود.

به هر حال اینجاست که باید از عداوت و دشمنی با اهل الله ترسید، زیرا خداوند متعال فرموده است »: مَن عَادَی لِی وَلیّاً فَقَدآذَنتُهُ بِالحَربِ»یعنی هر کسی دوستی از دوستان مرا بیازارد از جانب من به او اعلام جنگ است.

بعد از وفات حضرت رقیه درماه ربیع الاول سال سوم هجری، حضرت ام کلثوم به  نکاح  حضرت عثمان(رضی الله عنهُ) درآمد. آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) می فرمود:من ام کلثوم را طبق وحی آسمانی به نکاح عثمان در آوردم.در بعضی روایات درباره حضرت رقیه و حضرت ام کلثوم هر دو این مطلب را فرموده است.

در نکاح اتول به جز عقد نوبت به عروسی نرسید واز حضرت عثمان (رضی الله عنهُ) نیز برای او فرزندی متولد نشد و در ماه شعبان سال نهم هجری وفات کرد.بعد از وفات او، آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: اکر مرا صد دختر می بود همه را یکی بعد از دیگری به نکاح عثمان (رضی الله عنهُ) در می آوردم.

حضرت فاطمه (رضی الله عنها)

چهرمین دختر آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) سرور زنان بهشت، حضرت فاطمه (رضی الله عنها) است به عقیده اکثر محدثین از نظر سن از همه کوچکتر است.

یک سال بعد از بعثت، زمانیکه عمر شریف آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) ۴۱سال بود به دنیا آمد. بعضی تولد او را ۵سال قبل از بعثتدر عمر ۳۵ سالگی آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) نوشته اند. میگویند نام او از طریق الهام یا وحی تعیین شده است. .«فطم»به معنی بازداشتن است یعنی او از آتش دوزخ محفوظ است.

در سال دوم هجری به نکاح حضرت علی(رضی الله عنهُ) در آمد و بعد از عقد نکاح پس از ۷ ماه و ۱۵ روز برنامه عروسی انجام گرفت. این نکاح نیز به حکم خداوند متعال انجام گرفت. هنگام نکاح ۱۵ سال و ۵ ماه سن داشت. از این روایت ، قول اول او در ۴۱ سالگی آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) متولد شده ،تأیید می شود. سن حضرت علی (رضی الله عنهُ)در آن وقت ۲۱ سال و ۵ ماه یا ۲۴ سال و ۱ ماه و ۱۵ روز بود.

آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم )از میان تمام دختران ، او را بیشتر دوست می داشت. وقتی به سفر تشریف می برد، بعد از همه در آخر از او جدا میشد و هرگاه از سفر بر میگشت قبل ار همه، پیش او می رفت.

حضرت علی(رضی الله عنهُ) خواست با دختر ابوجهل ازدواج کند. فاطمه (رضی الله عنها) از این بابت رنجیده خاطر شد وبه خدمت آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) شکایت برد.آ آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: فاطمه پارۀ تن من است، کسی که او را برنجاند مرا رنجانیده است. بنابر این حضرت علی در زندگی او ازدواج دیگری نکرد و بعد از وفات او با خواهر زاده ی او امامه (رضی الله عنها) ازدواج نمود.

شش ماه بعد از وفات نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم )حضرت فاطمه(رضی الله عنها) بیمار شد. یک روز به خادم خود فرمود:من غسل می کنم آّب بیاور . غسل کرد و لباس نو پوشید و فرمود که رختخواب مرا در وسط اتاق پهن کن، به رختخواب رفت، رو به قبله ، دست راست را زیر رخسارش گذاشته خوابید و فرمود: حالا من می میرم، این را گفت و از دنیا رفت.

سلسه اولاد آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم ) از او جاریشد و _ إن شاءالله_ تا قیامت برقرار خواهد ماند.اولاد او ۶نفر ، ۳پسر و ۳دختربدوند. پیش از همه حضرت حسن(رضی الله عنهُ)  در سال دوم ازدواجش یعنی سال سوم هجری به دنیا آمد ، بعد حضرت حسین(رضی الله عنهُ)در سال ۴هجری متولدشد. سپس حضرت محسن کهدر دوران کودکی وفات یافت. ازدختران او اولین دختر حضرت رقیه بود که در طفولیت وفات کرد، دومین دختر حضرت ام کلثوم بود که ابتدا در نکاح امیر المؤمنین حضرت عمر (رضی الله عنهُ) در آمد و از او پسری به نام زید و دختر ی به نام رقیه متولد شد.

بعد از شهادت حضرت عمر (رضی الله عنهُ) نکاح او با عون بن جعفر صورت گرفت که صاحب فرزند نشد. بعد از وفات عون، نکاحش با برادر او محمد بن جعفر انجام شد . از او صاحب یک دختر شد که در کودکی وفات  کرد. پس از وفات محمد به نکاح سومین برادر به نام عبد الله بن جعفر درآمد. از او نیز صاحب فرزند نشد، ودر عقد همین برادربود که وفات کرد. در همان روز پسش نیز که از حضرت عمر(رضی الله عنهُ) بود، وفات کرد. هر دو چنازه را هم زمان دفن کردند. هیچ سلسله اولادی از او جاری نشد. این سه برادر (که یکی بعد از دیگری حضرت ام کلثوم را نکاح کردند) همان عبدالله ، عون ، و محمد بودند آنها برادر زادگان حضرت علی و فرزندان جعفر طیار بودند.

سومین دخترحضرت فاطمه_رضی الله عنها_ حضرت زینب بود که در نکاح عبدالله بن جعفر در آمد و از او دو پسر به نامهای عبدالله وعون متولد شدندو در نکاح او وفات یافت،پس از وفات زینب (رضی الله عنها)عبدالله بن جعفر ام کلثوم را به نکاح خود در آورد. اینها فرزندان فاطمه (رضی الله عنها) بودند و حضرت علی  (رضی الله عنهُ) از همسران دیگر که بعد از وفات حضرت فاطمه با آنها ازدواج کرده اولاد دیگری نیز دارد، تاریخ نویسان تمام فرزندان حضرت علی (رضی الله عنهُ) را ۳۲ نفر نوشته اند به قول آنان ۱۶ پسر و ۱۶ دختر بوده اند . فرزندان حضرت امام حسن (رضی الله عنهُ) ۱۵ پسر و ۸ دختر اند و اولاد حضرت ( امام حسین(رضی الله عنهُ)۶ پسر و ۳ دختر بوده اند.

رضی الله عنهم و ارضاهم اجمعین و جعلنا بهدیهم مبتعین. والله آعم و علمهاتم.

منبع: کتاب:فضایل اعمال/تألیف:شیخ الحدیث مولانا محمد زکریا کاندهلوی/مترجم: نصیر احمد سید زاده/انتشارات:صدیق/چاپ سوم۱۳۸۶

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[۱]) به همین خاطر به آن حضرت «ابوالقاسم» می گویند.

 

برچسب ها : فرزندان حضرت محمد محمد و فرزندانش پیامبر و پسرانش پیامبر و دخترانش رسول الله و فرزندانش پیامبر و قاسم پیامبر و عبدالله پیامبر و زینب پیامبر و رقیه پیامبر و ام کلثوم پیامبر و فاطمه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *