خانه / خلفاءراشدین / مهمترین درس‌ها و عبرت‌های فتوحات در عهد حضرت عثمان

مهمترین درس‌ها و عبرت‌های فتوحات در عهد حضرت عثمان

Warning: mysql_query(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75 Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75

مهمترین درس‌ها و عبرت‌های فتوحات در عهد حضرت عثمان

۱- وعده‌های خداوند نسبت به مؤمنان : ابن کثیر، در بحث خود راجع به عثمان بن عفان(رض) چنین می‌گوید : در عهد او، بسیاری از سرزمین‌ها به تصرف مسلمانان در آمد، قلمرو حکومت اسلامی گسترش یافت، پرتو رسالت محمدی در اقصی نقاط عالم درخشیدن گرفت و مردم مصادیق این آیات را به چشم خویش می‌دیدند که تحقق یافته‌اند :

وَعَدَاللهُ الَّذینَ ءاَمنُوا مِنکُم وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فیِ الاَرضِ کَمَا استَخلَفَ الَّذینَ مِن قَُبلِهِم وَ لَیُمَکِّنَن لَهُم دینَهُمُ الَّذِی ارتَضی لَهُم وَ لَیُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم اَمناً یَعبُدُ و نَنی لا یُشرِکُونَ بی‌شَیأً وَ مَن کَفَرَ بَعدَ ذلِکَ فَاُولئِکَ هُمُ الفاسِقُونَ           (نور : ۵۵)

همچنین این آیه که می‌فرماید :هُوَ الَّذی اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَقِّ لِّیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّه وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ (توبه : ۳۳)

نیز تحقیق این بشارت نبوی را بعینه می‌دیدند : «إذا هَلَکَ قَیصُرَ فلا قَیصرَ بَعدَه، و إذ هَلَکَ کسری فلا کسری بَعدَه، و الّذی نَفسی بیده لَتُنَفُقَنّ کنوزُ هما فی سبیل الله» تمامی این وعده‌ها در عهد عثمان تحقیق یافته و جامع عمل به خود پوشانیدند.

۲- تحوّل و پیشرفت در راه و روش جنگ‌ها : پیش از عهد رسول و خلفای راشدین(رض) جنگ‌ها یا به خاطر تصاحب سرزمینی روی می‌داد و یا به خاطر بروز خصومت میان ملت‌ها و قبایل به وقوع می‌‌پیوست اما در دوران آن بزرگواران، مسلمانان قصد داشتند تا اصول و عقاید خویش را در سرتا سر دنیا حاکم گردانند و به همین دلیل میان آنان و زردتشتیان و مشرکان برخوردهایی بوجود آمد. علاوه بر این تحوّل عظیم در اهداف جنگ‌ها، مسلمانان در هنگام رو در رو شدن با دشمان به آنان پیشنهاد می‌کردند که یا اسلام بیاورند، یا به پرداخت جزیه تن در دهند و یا خود را برای نبرد با مسلمانان حاضر کنند. این سیاست بی‌‌نظیر، سبب شد که همه ملّت‌ها زیر پرچم اسلام قرار بگیرند و تنها کینه توزانی که مخالف عدالت و مساوات بودند به دنبال ایجاد فتنه و شورش بودند و مسلمانان نیز ناگزیر بودند به شدت با این قبیل افراد برخورد کنند و به سرکوب آنان روی آورند.

۳-تدوین قانون الزامی سربازی و تشکیل ارتش در عهد عمر(رض) و تداوم آن در عهد عثمان(رض) : نبرد قادسیه، دلیلی شد بر آنکه عمر تصمیم به الزام سربازی نماید و به همین دلیل به تمام والیان دستور داد تا هر فردی را که توان جنگیدن دارد و دارای مرکب و اسلحه است، خواه داوطلبانه و خواه از روی اجبار نزد او آورند و از آنان خواست تا در این امر، تعجیل نمایند.  عمر پیش از این نیز به این قضیه می‌اندیشید و چون دیوان را تأسیس نمود و براساس آن، ارزاق و حقوق سالیانه مسلمانان را تعیین نمود، تصمیم گرفت ارتش دائم تشکیل دهد که ارزاق و حقوقشان از محل درآمدهای بیت‌المال پرداخت می‌شد. در عهد عثمان نیز چون معاویه از او اذن دریانوردی و حمله به قبرص را خواست، عثمان به او دستور داد تا در این کار، مردم را آزاد گذارد تا داوطلبانه با او همراه شوند. اما او نیز چون عمر بر الزام شرکت در فتوحات و نبردهای زمینی تاکید داشت و چون عمر ارزاق و حقوقی را برای آن سربازان تعیین نموده بود.

۴- اهتمام ویژه عثمان به مرزهای دولت اسلامی : با توسعه قلمرو اسلامی در عهد عثمان، لازم می‌آمد که همچنان سیاست حفظ امنیت مرزهای این قلمرو از حمله دشمنان، استمرار یابد. این سیاست از طریق اعزام سربازان و مرزداران و یا ایجاد پایگاه‌های دفاعی مختلف اجرا می‌شد. در اینجا نظر خوانندگان را به اولین نامه عثمان بن عفان خطاب به امرا و فرماندهان ارتش جلب می‌کنیم : بدانید که شما محافظان امّت هستید. عمر قوانینی را برای شما وضع نمود که ما کاملاً در جریان آن دستورات می‌باشیم. هر کدام از شما که از رویه خود منحرف شود و روش خویش را تغییر دهد، ما نیز به امر خداوند شما را عزل می‌نماییم و دیگری را جانشین شما خواهیم نمود. پس خوب مراقب باشید و بدانید که من دقیقاً ناظر و مراقب اعمال شمایم و به وظایف شما نظارت کامل دارم.

عثمان برای اینکه امور اداری و کشوری با سهولت بیشتری صورت بپذیرد، امارت تمامی مناطق شام و حفاظت از مرزهای آن را به معاویه بن ابی سفیان محول نمود. همچنین او را مأمور کرد تا خود یا یکی از فرماندهان آگاه، با تجربه، شجاع، و علاقه‌مند به جهاد با رومیان، به جانب مرز «شمشاط» رفته و رومیان را از آن ناحیه براند.  نیز به او دستور داد تا سپاهیانی را به مرز انطاکیه اعزام داشته و در آنجا ساکن کند و در عین حال زمین‌هایی را در آنجا به آنان واگدار نماید.  عثمان شخصاً به اوضاع مرزها رسیدگی می‌نمود و افرادی را بدان مناطق می‌فرستاد تا اخبار آن نقاط را به اطلاع او برساند.

نقل است که چون معاویه عمّوریه را فتح نمود، قلعه‌هایی را در حد فاصل مرز انطاکیه و مرز طرسوس یافت که خالی از سکنه بودند. او نیز تصمیم گرفت، سربازانی را از شام، شبه جزیره، قنسرین بدان دژها گسیل دارد تا هنگام بازگشت سپاهیان اسلام به درون قلمرو خود، از آن مرزها حفاظت به عمل آورند. همچنین در تابستان، یک یا دو سال بعد از بازگشت از آن فتوحات، او یزید بن حر عبسی را به همان نقاط اعزام نمود و به او دستور داد تا همان کار را انجام دهد.  در ا« روزگار، سرداران گاه در تابستان و گاه در زمستان به بلاد روم عزیمت کرده و پس از جنگ‌های خود با رومیان، سربازان زیادی را در آن مناطق مستقر می‌کردند تا پس از بازگشت خود، از آن مرزها مراقبت و محافظت کنند.

به واقع می‌توان ادعا نمود که معاویه بن ابوسفیان در طول امارت خود بر شام و مرزها و سواحل آن و نیز حراست از آن مناطق، لیاقت بسیاری از خود نشان داد و کارنامه موفقی از خود به جای گذاشت.

همچنین عثمان(رض) به عبدالله بن سعد بن ابی سرح فرمان داد تا با اعزام کردن سپاهیانی به اسکندریه و مستقر نمودن آنان در آن منطقه، از مرز آنجا حفاظت کامل به عمل آورد. نیز به او دستور داد تا ارزاق و حقوق آن مرزداران را تعیین نماید و هر چند وقت یک بار، جای آنان را با دیگران عوض نماید، تا این حضور مستمر در مرزها، به آنان ضرر و زیانی وارد نسازد.

او در نامه‌ای خطاب به ابن ابی سرح چنین نوشت : می‌دانی که امیر المؤمنین عمر بن خطّاب نسبت به امنیت اسکندریه اهتمامی خاص داشت رومیان تا به حال دوبار صلح را نقص کرده‌اند و به همین دلیل بر تو لازم است که سپاهیانی را به حفاظت و حراست آنجا بگماری. در عین حال ارزاق و حقوقشان را پرداخت نما و هر شش ماه دیگران را جایگزین آنان کن.  رسم فرماندهان و سرداران اسلام این بود که چون زمین را به تصرف در می‌آوردند و به قلعه‌های آن سرزمین‌ها دست می‌یافتند، اقدام به بازسازی و تعمیر آنها می‌کردند و سپس سربازانی را در آن‌ها مستقر می‌نمودند. همچنین آنان علاوه بر این اقدامات، خود، دست به ساخت قلعه‌ها و پایگاه‌های دفاعی جدیدی می‌زدند. من جمله قلعه‌هایی که معاویه بن ابو سفیان به بازسازی آن‌ها مبادرت کرد، قلعه‌های رود فرات بودند که شامل قلعه‌های سمیساط ، ملطیه ، شمشاط، کمخ ، قالیقلا  می‌شد. این‌ها قلعه‌هایی بودند که مسلمانان در عهد عثمان و هنگام فتح ارمنستان بر آن‌ها چیره شدند و پس اقدام به بازسازی آن‌ها و استقرار سربازان در آن قلعه‌ها نمودند.

به عنوان مثال، جبیب بن مسلمه فهری، دو هزار سرباز را در قلعه قالیقلا مستقر نمود و زمین‌هایی را در آنجا به آنان واگذار کرد تا از مرزهای آن منطقه حراست کنند.  همچنین خود عثمان به حبیب بن مسلمه دستور داد تا شخصاً در مرزهای شام و شبه جزیره مستقر شده و به امنیت آن نظارت مستقیم داشته باشد.  نیز چون براء بن عازب(رض) منطقه قزوین را فتح نمود، پانصد مسلمان جنگجو را در آنجا باقی گذاشت و فرماندهی بر ایشان تعیین نمود و سپس زمین‌هایی را به آنان واگذار کرد که تنها متعلق به آنان بود و هیچ کس دیگر را در آنجا حقی نبود. آنان نیز به آبادانی آن همت گماردند و به کشیدن نهر‌های آب و حفر چاه‌ها اقدام نمودند.

همچنین بعد از اینکه سعید بن عاص، طمیسه  را به تصرف در آورد، دو هزار سرباز را در آنجا مستقر نمود و فردی را به فرماندهی آنان منصوب نمود.

امثال این قبیل اقدامات در دوران خلافت عثمان بسیار بودند و فرماندهان و سرداران خلیف مسلمین، سربازانی را جهت حراست از مرزهای قلمرو اسلامی در جای جای مرزهای آن مستقر می‌کردند.

در عین حال، عثمان به غزوات و لشکر‌کشی‌های تابستانه و زمستانه فرماندهان و سرداران خود اهتمام خاصّی داشت و هر سال مقدمات و ملزومات آن‌ها را فراهم می‌آورد و فرماندهان و سرداران بزرگی چون معاویه بن ابوسفیان، خود، بدان مأموریت‌ها مبادرت می‌ورزیدند. مثلاً معاویه در شهر «منبج»  پلی را بنا نمود که از قبل وجود نداشت و هدف از ساخت آن ایجاد مسیری برای لشکرکشی‌های تابستانه بود. در جنگ با رومیان، عثمان اختیارات وسیعی به معاویه داد و به او اجازه داد تا فرماندهان لشکرکشی‌های تابستانه و زمستانه را خود او تعیین نماید. او نیز سفیان بن عوف را بدان کار گماشت که در تمام دوران خلافت عثمان بر این سمت باقی ماند. لازم به ذکر است که غزوات و لشکرکشی‌های تابستانه و زمستانه مسلمانان تنها محدود به مرزهای خشکی نمی‌شد، بلکه در دریا و مرزهای دریایی نیز چنین رویه‌ای برای عهد عثمان برقرار بود.

۵- تقسیم غنایم بین شامیان و عراقیان : یش از ورود سپاهیان کوفه به ارمنستان، حبیب بن مسلمه توانست سپاه رومیان را در هم شکند و بر آنان پیروز شود و به غنایم عظیمی دست یافت و چون کوفیان بدانجا رسیدند در مورد تقسیم غنایم بین آنان و شامیان دچار اختلاف شدند. حبیب بن مسلمه نامه‌ای به معاویه نوشت و او را از ماجرا با خبر ساخت و او نیز به نوبه خود طی نامه‌ای به عثمان بن عفان(رض) قضیه را برای او بازگو نمود. عثمان دستور داد تا غنایم بین شامیان و کوفیان تقسیم شود و چون نامه عثمان به دست حبیب بن مسلمه رسید، آن را بر شامیان قرائت نمود. شامیان نیز با شنیدن دستور عثمان، گفتند : ما به فرمان امیر المؤمنین گردن می‌نهیم و پس غنایم را با عراقیان تقسیم نمودند.

۶- حفظ وحدت کلمه در هنگام مواجه با دشمنان : بعد از فتوحات، عبدالله بن عامر در خراسان، هنگام بازگشت، قیس بن هیثم سلّمی را به امارت آنجا منصوب نمود. با بازگشت عبدالله بن عامر، «قارن» سپاهیانی قریب به چهل هزار نفر از مردمانی طبیسن، باد غیس، هرات و قهستان فراهم آورد و قصد حمله به مسلمانان را نمود. قیس بن هیثم نیز عبدالله بن خازم را به مشورت طلبید و از او چاره کار را جویا شد. عبدالله نیز فرصت را غنیمت شمرد و به قیس گفت : من صلاح کار را در این می‌بینم که تو از خراسان خارج شوی و امارت آن را به من بسپاری، زیرا مدت‌ها پیش عبدالله بن عامر قول امارت خراسان را به من داده بود و نامه‌ای دروغین را به قیس نشان داد. قیس نیز با وجودیکه به نیرنگ عبدالله بن خازم پی برده بود، مع ذالک از نزاع با او امتناع ورزید و خراسان را ترک نمود.

در واقع قیس بن هیثم این کار را تنها به این دلیل انجام داد تا وحد کلمه سپاهیان اسلام حفظ شود و دچار تفرقه و نزاع نشوند که در آن شرایط به شکست آنان می‌انجامید. به هر صورت، به لطف الهی، سپاهیان اسلام توانستند بار دیگر بر دشمنان خود پیروز شوند و آنان را تا رو مار کنند.

۷- تامین نیازهای سربازان جزو شروط صلح بود : با گسترش روز افزون فتوحات مسلمانان در عهد عثمان، فرماندهان را بر آن داشت تا در شروط صلح‌نامه‌ها خود این قید را بگنجانند که مردم باید با دادن غذا و چهار پایانی به سپاهیان، آذوقه و مایحتاج آنان را تأمین کنند. هدف از این اقدام این بود تا سربازان مجبور نباشند که از همان آغاز حرکت، آذوقه و مایحتاج خود را به همراه ببرند. این کار باعث می‌شد آنان بهتر و چالاک‌تر به جنگ با دشمنان بپردازند.

۸- کسب اطلاعات در مورد دشمنان : عثمان خود به کسب اطلاعات در مورد دشمنان اهتمامی خاص داشت و شخصاً بر این کار نظارت می‌کرد.  امرا و سرداران او نیز چون دیگر فرماندهان جاسوسانی را در میان مناطق تحت تسلط دشمن می‌فرستادند تا اطلاعات با ارزشی را در مورد آن به دست آورند.  همچنین آنان در صلح‌نامه‌های خود، این قید را می‌گنجاندند که مردم آن سرزمین باید نسبت به مسلمانان خیانت نکرده و آنان را از تحرکات و حملات دشمنان به مسلمانان آگاه کنند و اخبار و اوضاع آنان را به اطلاع مسلمانان برسانند.

۹- عبدالرحمن بن ربیعه با هلی، من جمله فرماندهان فتوحات در عهد عثمان : عبدالرحمن از فرماندهان عالی رتبه سپاهیان اسلام بود که به دلیل اعتقاد راسخ به دین و پایبند به شدید به آن، مورد اعتقاد همه سرداران و سربازان سپاه اسلام قرار داشت. در کنار این ایمان محکم، شجاعت و دلیری و نیز علم او به احکام دین شهره خاص و عام بود و به همین دلیل سالیان متمادی و با وجود تغییر خلیفه و نیز امرای کوفه که او زیر نظر مستقیم آنان قرار داشت، همچنان به عنوان والی منطقه باب الابواب در سمت خود باقی ماند. او کاملاً پایبند قوانین جوانمردانه رزم بود و هرگز مرتکب خیانت نمی‌شد و به هیچکس از پشت خنجر نمی‌زد.در واقع اخلاق نیکو و روش پسندیده او در حکومت، تأثیر بس شگرفی در میان مردم منطقه باب الابواب و جنوب دریای خزر و حفظ امنیت و آرامش آن دیار داشت. آن منطقه در خط مقدم نشر و گسترش اسلام وفتح سرزمین‌های شمال قرار گرفته بود و تأثیرات بزرگانی چون عبدالرحمن، تا بدان حدّ بود که بعد از گذشت چهارده قرن و بروز حوادث و مصایب بسیار بر مردمان آن سرزمین، اسلام همچنان در آن مناطق پا برجا مانده است.

نقل است که چون با مسلمانان، باب الابواب را فتح نمود، پادشاه آنجا از او سوال کرد که بعد از این منطقه قصد حمله به کجا را دارد و هنگامیکه اعلام نمود که قصد دارد به منطقه ترک‌نشین «بلنجر» حمله برد، پادشاه به او گفت : صلاح در این است که در همین سرزمین با آنان پیکار کنیم. اما عبدالرحمن از قبول این طرح امتناع کرد و گفت صلاح کار را در این می‌بینم ما به سرزمین آنان شتابیم و در آنجا با آنان بجنگیم و گفت : به خداوند سوگند با مردانی که همراه من هستند می‌توانم به سد «ردم»  هم برسم. پادشاه از او پرسید : اینان که هستند و عبدالرحمان جواب داد : آنان کسانی هستند که یار و یاور رسول خدا بوده و به خاطر دین خداوند، پای به این سرزمین گذاشته‌اند. آنان قبل از اسلام افرادی بودند با اخلاق و بزرگوار و چون اسلام آوردند بر عظمت شخصیت آنان افزوده شد. آنان همیشه به همین صورت خواهند ماند و همیشه پیروز میادین کارزار خواهند بود مگر اینکه از اخلاق مردانی که مغلوب کرده‌اند متأثر شوند و از آن اخلاق والای خود دور گردند.

عبدالرحمان در زمان عمر، به بلنجر حمله برد. ترکان می‌گفتند : آنان با سپاهیانی از فرشتگان به جنگ ما آمده‌اند که آنان را از مرگ حفظ می‌کنند. به خاطر این شایعاتی که خود را مورد مسلمانان ساخته بودند، هراسناک از مقابل آنان گریختند و در قلعه بلنجر پناه گرفتند مسلمانان نیز با کسب غنایمی بسیار به بیضاء که در فاصله دویست فرسنگی بلنجر واقع بود، بازگشتند بدون اینکه حتی یک نفر از سپاهیان او کشته شوند.  بدون شک ایمان و مصونیت عجیب مسلمانان باعث این پیروزی‌های پیاپی و فتوحات بدون وقفه بود و در مقابل روحیه ضعیف دشمنان، هر روز شکستی دیگر را بر ایشان رقم می‌زد.

ترکان نیز چون پیروزی‌های متوالی مسلمانان بر دیگر ملّت‌ها را شنیده بودند، از مقابله با آنان پرهیز کرده و و در قلعه خود پنهان شده بودند. در این جنگ، هیچ نبردی میان مسلمانان و ترکان روی نداد و به همین دلیل هیچکدام از مسلمانان به شهادت نرسیدند.

عبدالرحمن از ایمانی راسخ و اخلاق والا برخوردار بود و همین ویژگی‌ها، خود عامل مهم در برقراری امنیت و آرامش و گسترش اسلام در باب الأبواب بود. او مردیبود وفادار و در نهایت امانت‌داری. روایت می‌کنند که پیش از تصرف باب الأبواب، پادشاه آنجا سفیری را با هدایایی به چین فرستاده بود. چون آن فرستاده با هدایای خاقان چین که در میان آن‌ها یاقوتی گرانبها بود، نزد پادشاه خود بازگشت، او را در مجلس عبدالرحمن یافت. پادشاه آن یاقوت را از فرستاده تحویل گرفت و سپس آن را به عبدالرحمن داد، عبدالرحمن بلافاصله آن را به پادشاه برگردانید. پادشاه که از این رفتار عبدالرحمن تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت : این یاقوت از تمام سرزمین باب الأبواب بهتر و با ارزش‌تر است. به خداوند سوگند من شما را بیشتر از سلاطین خاندان کسری دوست دارم. اگر در زمان حکومت آنان بودم و خبر این یاقوت به آنان می‌رسید، آن را از من می‌ستاندند!!!!

پادشاه باب الأبواب و اطرافیان او حقّ داشتند که از این رفتار عبدالرحمن تعجب کنند، زیرا آنان تمام عمر خود را در منجلاب خیانت و دروغ گذرانده و در محیطی مملوّ از خیانت، عمر به سر برده بودند و چون امانت‌داری و وفاداری بی‌نظیر مسلمانان را دیدند، نتوانستند خود را کنترل کنند و با از یاد بردن حکومت و سلطنت از دست رفته خود، با کلماتی که از اعماق دل سر بر آورده بود، تعجب خود را از این رفتار عبدالرحمن نشان داند.

عبدالرحمن می‌دانست که نه او و نه بیت المال مسلمین حق تصاحب چنین یاقوت با ارزشی را ندارد. نزد او آن یاقوت با خاک هیچ فرقی نداشت. عبدالراحمن مردی بود بزرگوار و سخاوتمند و مهمان‌نواز، شجاع و غیور، زاهد منش و با تقوا و عالم در دین. او با وجود آنکه جنگجو بود و حاکم یک سرزمین، هیچ چیز از متاع بی‌ارزش دنیا نداشت. سرانجام این سردار بزرگ فتوحات در سال سی و دوم بعد ازهجرت و در منطقه بلنجر به مقام رفیع شهادت نائل آمد.  او من جمله صحابه‌ای بود که در اواخر عمر حضرت رسول ایشان را درک کردند و به رسالت ایشان ایمان آوردند.

۱۰- سلمان بن ربیعه باهلی، از سرداران بزرگ فتوحات در عهد عثمان(رض) : این صحابی جلیل القدر، نخستین فردی بود که در کوفه به منصب قضا منصوب شد. عمر بن خطّاب، پیش از شریح او را قاضی کوفه کرده بود، اما چون سعد بن ابی و قاص، در عهد عثمان برای بار دوم به امارت کوفه منصوب شد، خود منصب قضا را به عهده گرفت. همچنین سلمان در نبرد قادسیه شرکت کرد و در آنجا و نیز در مدائن منصب قضا داشت. باید این را به یاد داشت که در عهد عمر، هر کسی صلاحیّت منصب قضا را نداشت و نیز هر کسی را توان آن نبود تا در کوفه که از یک طرف مملو از بزرگان عرب و صحابه بزرگوار بود و از دیگر سو خیل عظیمی از ملت‌ها و اقوام و قبایل مختلف در آنجا سکونت دشتند، در جایگاه قضا نشیند و این دلیلی است بر میزان علم و معرفت سلمان نسبت به شریعت و عدل و دینداری و خرد شخصیت قوی او که سبب شد تا همه مردم به او اعتماد کامل داشته باشند. همچنین سلمان در فتح مدائن و نیز فتح باب الأبواب، عهده‌دار تقسیم غنایم بود که خود، بیانگر تقوا و درستکاری او می‌باشد. سلمان مردی بود صالح و خدا ترس که هر سال به حج می‌رفت، مردی کم نظیر که از اخلاق والایی برخوردار بود، کریم بود و سخاوتمند و مهمان نواز، شجاع بود و غیور، وفادار بود و راستگو و آنچه را برای خود دوست می‌داشت برای دیگران نیز می‌پسندید، این مرد بزرگ بعد از یک عمر جهاد در راه خدا و داشتن مناصب قضا و امارت، آنگاه که به شهادت رسید، نه دیناری از خود به جا گذاشت و نه خانه‌ای. او در میان دیگر سرداران هم عصرش از امتیاز و خاصی در مدیریت و رهبری برخوردار بود. چون عثمان بن عفان، نامه‌ای به ولید بن عقبه امیر کوفه، نوشت و به او دستور داد تا سپاهیانی را به فرماندهی مردی شجاع و با ایمان جهت تقویت شامیان به جانب اعزام کند، ولید بدون هیچ شک و تردیدی، سلمان را برای این مأموریت م�

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *