خانه / خلفاءراشدین / شیوه عثمان بن عفّان (رض)در حکومت

شیوه عثمان بن عفّان (رض)در حکومت

Warning: mysql_query(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75 Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75

شیوه عثمان بن عفّان در حکومت

چون بیعت مردم با عثمان تمام شد، خطیبی از جانب او برخاست و اعلام کرد که عثمان براساس قرآن و سنت و شیوه شیخین حکومت خواهد نمود. عثمان نیز در خطبه خویش با تأکید بر این مهم، اعلام نمود که او جز در موارد اجرای حدود، براساس صبر و حکمت حکومت خواهد کرد. او همچنین مردم را به پرهیز از متاع بی‌ارزش دنیا فراخواند تا دچار نزاع و حسادت نست به هم نشوند که این امر سبب تفرقه امت می‌شود. گویا عثمان، با بصیرت ایمان خویش، می‌دید که امت اسلام به خاطر پرداختن به دنیا و تبعیت از هوی و هوس، در دام فتنه‌ای عظیم گرفتار خواهد شد.

عثمان در خطبه خویش چنین گفت : مرا به عنوان خلیفه انتخاب کردند و من هم آن را پذیرفتم. بدانید که من پیرو راه راست هستم و بدعت‌گذار نمی‌باشم. من سوگند یاد می‌کنم که پیرو قرآن و سنت رسول خدا(ص)باشم و از راه و روش خلفای قبل از خود و نیکوکاران و محسنین تبعیت نمایم و جز در موارد اجرای حدود و مجازات، نسبت به شما با صبر و رأفت رفتار کنم. دنیا چون گیاهی است زیبا که نظر مردمان بسیاری را به سوی خود جلب کرده است. ای مردم به متاع بی‌ارزش دنیا دل نبندید و به آن اطمینان نکنید که آن قابل اطمینان نیست و بدانید که تنها کسی از دام آن نجات می‌یابد که به آن پشت کند . در این میان روایتی است که در آن گفته شده، عثمان چون شروع به خطبه نمود، دچار لکنت زبان شد و نمی‌دانست که چه می‌گوید. سپس به مردم گفت : سوارکاری برای اولین بار مشکل است، اگر زنده بمانم خطبه را برای شما درست و واضح خواهم خواند. باید دانست این روایت که ابن عبدریّا آنرا را در «العقد الفریر» آورده است، نادرست و بی‌اساس می‌باشد.

اول: نامه‌های عثمان به کارگزاران، والیان، فرماندهان لشکری و عامّه مردم :

عثمان بنا به وصیت عمر، تا یکسال هیچکدام از کارگزاران دولت را از کار برکنار نکرد. اگر فردی محقق، در نامه‌هایی که عثمان به والیان و کارگزارن دولت نوشت، خوب و عمیق بنگرد به راه و روش او در حکومت پی خواهد برد.

ما در اینجا به تحقیق در این راه و روش خواهیم پرداخت.

۱– اولین نامه عثمان به همه والیان :

خداوند، اولین وظیفه رهبران را حفاظت و مراقبت از ملّتشان قرار داده و نه جمع کردن خراج و مالیّات. بدانید که رهبران نخستین دین، حافظ و مراقب امت بودند و نه خراج بگیر، اما بعد از آنان، رهبران این امّت تنها خراج بگیر خواهند بود و دیگر حافظ و مراقب امت نیستند. اگر اوضاع به این صورت شود، شرم و حیا، حس امانت‌داری و وفاداری از میان می‌رود. بدانید که درست‌ترین روش‌های حکومت اینست که حاکمان مراقب امور و مسائل امت باشند و به وظایف خود در قبال آنان عمل کنند، اموال مردم را از آنان نگیرند و تنها آن مقدار که بر ایشان است از آنان طلب نمایند، اهل ذمّه را احترام گذارند، در گام نخست اموالشان را از آنان نگیرند و تنها آن مقدار که بر ایشان است از آنان طلب کنند و نسبت به دشمنانشان از در وفای به عهد و پیمان وارد شوند . می‌بینم که عثمان در این نامه، وظیفه حاکمان در برابر امت را روشن می‌سازد. او بیان می‌کند وظیفه حاکمان حفاظت و مراقبت از امت و مصالح و منافع آنان است نه جمع کردن مالیات و خراج از ایشان. به همین دلیل ایشان اعلام می‌دارد که سیاست حکام باید بر این اساس باشد که رهبران با گرفتن تنها آن مقدار مالیات و خراج که بر مردم است، حقوق مردم را رعایت نمایند و از مشغول شدن به جمع‌آوری مالیات و ثروت اندوختن بپرهیزند که در غیر این صورت حیا و آزرم از میان می‌رود و حس امانت‌داری و وفاداری از جامعه رخت برخواهد بست.

در واقع در نامه عثمان بر این نکات تأکید شده بود : حفظ عدالت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در جامعه که از طریق رعایت حقوق شهروندان و گرفتن تنها آن مقدار خراج و مالیات که بر عهده آنان است، حاصل می‌آید و نیز اساس قرار دادن این اصل که وظیفه دولت حفاظت و مراقبت از امّت است نه جمع کردن مالیات و ثروت اندوختن.

عثمان بن عفّان در این نامه بیان می‌دارد که در صورت تبدیل شدن حاکمان به خراج‌بیگران و جمع‌کنندگان مالیات به جای محافظان و سرپرستان امّت، اخلاق نیکو و پسندیده از میان جامعه رخت بر بسته و دیگر شاهد شرم و حیا و حس امانت‌داری و وفاداری در میان افراد جامعه نخواهیم بود، زیرا مابین حاکمان و مردم ریسمانی وجود دارد والا و با ارزش که تنها یک چیز آنرا استحکام می‌بخشد و آن حرکت به سوی رضای خداوند متعال است.

اگر حاکمان با اطاعت از رهبران امت و امانت‌دار بودن نسبت به بیت‌المال و وفادار ماندن به رهبران، در این مسیر حرکت کنند آنگاه حیا و آرزم در جامعه فراگیر شده و مردم را از ارتکاب کارهای ناپسند و گرفتار شدن در گناهان منع می‌کند. عثمان، والیان را به رعایت عدالت در حق مردم سفارش نمود که آن حاصل نمی‌شود جز آن هنگام که حکام تنها آن مالیاتی را که بر مردم است از آنان بگیرند و تنها انجام وظایفی را که بر دوششان است از آن بخواهند و در مقابل اموال مردم را حیف و میل نکنند و آن را حق صاحبشان بدانند.

از دیگر سو عثمان، وفادار بودن به پیمان‌ها و عقدنامه‌ها را مهمترین دلایل فتح و پیروزی بر دشمنان می‌داند و والیان مرا به رعایت آن سفارش می‌کند و این امریست که تاریخ تأثیر این اخلاق والا را در موفقیتهای مسلمانان به اثبات رسانیده است.

۲– نامه ایشان به فرماندهان سپاه :

اولین نامه‌ای که ایشان به فرماندهان سپاه در دیگر مناطق سرزمین اسلامی می‌نوشتند به این شرح است : شما حافظان و نگهبانان امت هستید. عمر، شما را بر اساس شورا نصبت کرد و قوانین و دستورات شما را در شورا تدوین نمود. هر کدام از شما که از راه راست منحرف شود، خداوند او را، براساس قوانین خود، از میان می‌برد و دیگران را جایگزین او می‌نماید. بنابراین دقت کنید که چگونه رفتار می‌کنید زیرا من در امر خلافت که خداوند مرا ملزم به رعایت و مراقبت آن نموده دقیق بوده و مراقب اعمال کارگزاران دولت می‌باشم.

در این نامه، نکته‌ای که قابل توجه است این می‌باشد که در خلافت اسلامی، با تغییر خلیفه، همه امور و مسائل دچار تغییر نمی‌شوند، زیرا همه خلفا و کارگزاران آنان در یک مسیر حرکت می‌کنند و آن اجرای اسلام و احکام آن در دنیا و میان مردمان است. نیز در این نامه به این امر اشاره شده است که حکومت و دستورات خلفا براساس شورای امت می‌باشد و به این ترتیب تمامی امور مهم زیر نظر بزرگان و صاحب‌نظران امت تصویب و اجرا می‌شود و اگر حاکمی بمیرد و جانشین او بیاید، باز همه بر همان روش و در جهت همان هدف والای اجرای اسلام گام برمی‌دارند. همچنین حضرت(رض) بر این اصل تأکید کرده‌اند که هر کس از دین خدا و صراط مستقیم او منحرف شود، سنت و قانون خداوند بزرگ و متعال در مورد او اجرا خواهد شد، زیرا کمک و نصرت خداوند به دوستان خود مشروط به پایبندی به دین و تسلیم بودن در برابر اوامر و دستورات اوست و اگر مردمانی از این راه منحرف شوند، خداوند با اقتدار کامل، آنان را از میان برده و مردمانی دیگر را جایگزین آنان می‌نماید . کمااینکه در قرآن نیز چنین آمده است :

 لَهُو مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِه یَحْفَظُونَهو مِنْ أَمْرِ اللهِ اِنَّ اللهَ لایُغَیِّرُ مابِقَوْمٍ حَتّی یُضَیِّرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ وَ اِذآ اَرادَ اللهُ بِقَوْمٍ سُوءً اَفَلا مَرَدَّ لَهُو وَ مالَهُمْ مِنْ دُونِه مِنْ والٍ    (رعد : ۱۱)

در آخر نامه، حضرت تأکید کرده‌اند که ایشان نسبت به وظایف خود آگاه بود و بدانها عمل می‌نماید، زیرا ار هم حاکمان به وظایف خود عمل کنند و هم مردم در آن صورت هر فردی از افراد جامعه به این احساس والا می‌رسد که در راه خدمت به امّت گام برمی‌دارد.

۳– نامه ایشان به کارگزاران امر خراج و مالیات :

اولین نامه ایشان به کارگزاران امر خراج و مالیات به شرح ذیل می‌باشد :

بدانید که خداوند مردمان را به حق آفرید و جز حق، چیز دیگری را از آنان نمی‌پذیرد. بنابراین دنبال حق باشید و با آن حق را به صاحب آن بدهید. امانت‌دار باشید و به آن پایبند باشید، اولین افرادی نباشید که آنرا از بین می‌برند که در خیانتهای نسلهای بعد از خود شریک هستید. وفاداری را ترویج دهید و به یتیمان ستم نکنید زیرا خداوند با هر که به آنان ظلم نماید دشمن است . در این نامه بیان شده است که خداوند، از بندگان خود تنها حق را می‌پذیرد و حق بر دو رکن امانت‌داری و وفاداری استوار است. پس ایشان از یتیمان و هم پیمانان مسلمانان یاد می‌کند و به کارگزارن سفارش می‌کنند در آنان نهایت تلاش را نماید . زیر خداوند از ستم‌کنندگان به آنان، انتقام خواهد گرفت که دشمن ستمکاران است و این بیانگر جنبه ظلم ستیزی دین اسلام و تأکید آن بر دستگیری از ضعفاست.

۴– نامه او به عامّه مردم :

 بدانید تا زمانیکه از قرآن و سنت رسول خدا(ص)تبعیت کنید به هدایت دست یافته‌اید. اگر در میان شما سه خصلت پدید آید به بیراهه بدعت گرفتار خواهید آمد. آنها عبارتند از : نعمت فراوان، ازدواج فرزندان شما با دختران ملل دیگر و تبعیت از فهم اعراب بادیه‌نشین و غیر عربها سنت به قرآن، زیرا رسول خدا(ص)فرمودند : کفر در میان غیرعَرب است که آنان هرگاه در امری دچار شک و اختلاف شوند به بدعت و اجتهاد خود در آن امور روی می‌آورند.

در این نامه، عثمان مردم را به تبعیت از قرآن و سنت و اجتناب از بدعت تشویق می‌نماید و آنان را از انحرافاتی که بر اثر گرفتار آمدن در سه خصلت پدید می‌آید، برحذر داشته است و آنها عبارتند : نعمت فراوان که مردمان را به رفاه و کنار گذاشتن تلاش و کوشش و سستی اراده‌ها دچار می‌کند، ازدواج با زنان و دختران ملل دیگر که در طول تاریخ در تمامی زمینه‌ها تأثیرات خود رابه جا گذاشته است و رواج فهم و استنباط اعراب بادیه‌نشین و ملل غیرعرب، زیرا اعراب بادیه‌نشین به خاطر سرسخت و خشن بودن، به ندرت به هدایت راستین دست یافته‌اند کمااینکه بیشتر خوارج از بادیه‌نشینان بودند، هرچند که بسیار قرآن تلاوت می‌کردند و شب و روز به عبادت مشغول بودند، ملل غیرعرب هم چون تحت تأثیر ادیان و تفکّرات کهنی که مخالف قرآن و سنّت رسول خدا(ص)می‌باشند، قرار دارند، باید از التقاط این ادیان و عقائد و باورهای راستین اسلام و پیدایش انواع بدعتها ممانعت کرد و از آن پرهیز نمود، همانطور که گمراهترین فرقه و مکاتبی که در تاریخ اسلام ظهور کرده‌اند از اینان پدید آمده است.

دوم : مرجع عالی قوانین دولت

عثمان در خطبه نخستین خود اعلام نمود که مرجع عالی قوانین و عملکرد دولت او قرآن، سنت و شیوه حکومت شیخین است، همانطورکه خود او چنین گفته : من پیرو قرآن و سنّت رسول خدا(ص)هستم و از بدعت اجتناب خواهم نمود و سوگند یاد می‌کنم که بعد از تبعیت از آن دو، از راه و روش دو خلیفه پیشین خود که شما بر آنان و حکومتشان اجماع نظر داشتید پیروی نمایم.

۱– مرجع اول، قرآن است. خداوند در رابطه با مرجعیت آن چنین فرموده است :

 اِنّآ اَنْزَلْنَا اِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ بِمآ أَرائکَ اللهُ وَلاتَکُنْ لِلْخآئِنینَ خَصیماً         (نساء : ۱۰۵)

بنابراین قرآن شامل تمام احکام مربوط به امور زندگی یک فرد مسلمان و اصول و مبادی که برای اصلاح بخشهای مختلف حیات یک جامعه لازم است، می‌باشد. نیز قواعد و اصولی را که دولت اسلامی باید بر آن‌ها استوار گردد را در بردارد.

۲- مرجع دوم : سنت پاک رسول خداست که اصول قوانین اسلامی بر پایه آن می‌باشد و از طریق آن می‌توان موارد و مصادیق اجرای احکام قرآن را شناخت.

۳- تبعیت از راه و روش ابوبکر و عمر :

رسول خدا(ص)در مورد آن دو چنین فرمودند :

«اِقْتَدُوا باللَّذین مِنْ بَعْدی : أبی بکرَ و عُمَرَ.» و

دولت ذی‌النورین، دولتی بود تحت تأثیر دین و احکام آن، به عبارتی دیگر در آن حکومت، شریعت اسلام مافوق تمام قوانین دیگر بود به نحوی که تصویری درخشان از حکومت اسلام را به منصه ظهور رسانید که در آن حاکم و مردم، همه تابع قوانین و دستورات شرها می‌باشند . در واقع در جامعه صحابه، همه در برابر شریعت سر تسلیم فرود آورده و به آن مقید بوده‌اند. در چنین جامعه‌ای، اطاعت از خلیفه، تنها در گرو اطاعت او از شریعت است کمااینکه پیامبر خدا(ص) فرموده است :

«لاطَاعهَ المَعْصِیَهِ، إنَّما الطَّاعهُ فی المَعْروفٍ.»

قدرت شریعت در دولت خلفای راشدین، در کنار دیگر ویژگیها، از مهمترین ویژگیهای آن دولت بود. این ویژگی‌ها عبارتند از : * قدرت حکومت فراگیر بوده و در جهت ایجاد تعامل و توازن بین نیازهای دنیا و آخرت امت اسلام بود.* حکومت متعهد به اطاعت از شریعت بود.* حکومت بر پایه فقط وحدت امّت اسلام استوار بود.

 سوم : حق امت در بازخواست خلیفه

بدون شک، قدرت خلیفه، مطلق نبود و باید در چهارچوب دو امر باشد : ۱- مخالف نصّ صریحی که در قرآن و سنّت آمده است نباشد. در ضمن نوع اجرای آن تصمیم نیز مطابق با روح و اهداف شریعت باشد. ۲- مخالف مواردی که امت اسلام بر آن‌ها اجماع‌نظر دارد نباشد.

اساس این حق امت از آن جا نشأت می‌گیرد که خلیفه نماینده مردم است، از آنان قدرت خود را می‌گیرد و چارچوب قدرت او را امّت تعیین می‌‌کند، بنابراین هرگاه امّت تعین اجرای شریعت دین وحفظ مصالح امّت را در افزایش و یا کاهش قدرت و اختیارات خلیفه بداند، می‌تواند این کار مهم را انجام دهد که این از طریق مجلس شورای منتخبین امت صورت می‌گیرد . عثمان نیز بر همین اساس خطاب به صحابه فرمود : هرگاه دیدید که براساس دستور قرآن، باید مرا به زنجیر بکشید، حتماً اینکار را انجام دهید  بنابراین هنگامیکه دسته‌ای از مسلمانان، نسبت به عملکردش به او متعرض شده و او را مورد بازخواست قرار دادند، خواسته آنان را تقبیح و محکوم نکرد و به آنان اعلام نمود که حاضر است در صورتیکه اشتباهات او اثبات شود آن‌ها را اصلاح نماید.

چهارم : شورا

از مهمترین ارکان حکومت اسلامی، مشورت رهبران حکومت با مسلمانان و پذیرش آرا و نظرات شورای امّت می‌باشد، کمااینکه قرآن چنین می‌فرماید :

 فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظً الْقَلْبِ لاَنْفضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرُ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الاَمْرِ فَاذِا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَوَکِّلینَ      (آل عمران : ۱۵۹)

همچنین خداوند در قرآن چنین فرموده است :

 وَالَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُو الصَّلوهَ وَ اَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ           (شوری : ۳۸)

بر همین اساس، عثمان، در حکومت خود، مجلسی را متشکل از بزرگان صحابه رسول الله تشکیل داده  و کارگزاران و فرماندهان خویش را بدان سفارش می‌کرد :

بر آن روشی که در دوران خلافت عمر بر آن بودید بمانید و از آن منحرف نشوید و هرگاه در مسأله‌ای نیاز به تصمیم مشکل و مهمی داشتید، آنرا به من و شورا واگذار کنید تا ما امّت را بر آن به اجماع برسانیم و سپس انجام آنرا به شما بسپاریم.

فرماندهان و والیان آن حضرت هم چون قصد نبرد و کارزار با دشمنان را داشتند از خلیفه درخواست اذن می‌کردند. آن حضرت هم مسأله را با بزرگان صحابه در میان می‌گذاشت و در مورد لوازم و تجهیزات و همچنین برنامه‌ها و نقشه‌های کار با آنان صحبت می‌نمود و سپس به فرماندهان اذن آن کار را می‌داد . به عنوان مثال هنگامیکه عبدالله بن أبی سَرْح قصد داشت تا به سواحل شمال آفریقا لشکرکشی کند و خطر رومیان را از مرزهای حکومت اسلام دور نماید، نامه‌ای به خلیفه نوشت و از او اذن این کار را درخواست کرد. خلیفه نیز بعد از مشورت با شورای صحابه، این اذن را به او داد.

یا آن هنگامی که معاویه بن ابی‌سفیان قصدحمله به جزایر «قبرص» و«رودس» را داشت، نامه‌ای به خلیفه نویشت و نظر خلیفه را در این مسأله جویا شد. خلیفه نیز تا به نظر و رأی شورای صحابه آگاه نشد به نامه معاویه جوابی نداد و چون صحابه با این کار موافقت کردند، او نیز به معاویه اذن حمله با آن جزایر را صادر نمود.

همچنین خود فرماندهان خلیفهنیزبه مشورت با یکدیگر می‌پرداختند و نظر یکدیگر را در مسائل مهم جویا می‌شدند . از دیگر موارد مشورت خلیفه با شورای صحابه می‌توان به این موارد اشاره کرد : مسأله جمع‌آوری و تدوین قرآن، قضیه قتل هرمزان به دست عبیدالله بن عمر، اتخاذ تدابیر لازم برای کنترل فتنه و شروش معترضیان به خلیفه، مسائل قضا و بسیاری موارد دیگر که در مباحث بعد به آن خواهیم پرداخت.

پنجم : عدالت و مساوات

مهمترین وظایف حکومت اسلامی، تشکیل حکومت بر پایه اصول اسلامی است و عدالت و مساوات از مهمترین این اصول می‌‌باشند. ذی‌النورین هم در نامه خود به مردمان تمامی سرزمین‌های اسلامی از آنان خواست که امر به معروف ونهی از منکر کنند، هیچ مؤمنی خود را خوار و ذلیلِ دیگران نکند و بدانید من تا زمانیکه فردی مورد ستم قرار گرفته، با او و علیه فرد ستمکار هستم . ذی‌النورین سیاست خود را بر پایه عدل و مساوات بنیان نهاد و آن را به بهترین شکل اجرا می‌نمود. به عنوان مثال، هنگامی که شهود گواهی دادند که ولید بن عقبه شُرب خمر کرده است، ایشان بدون هیچ عذر و بهانه‌ای، حدّ را در مورد ولید که برادر مادری او نیز بود به اجرا گذاشت و او را از امارت کوفه عزل نمود و چون سعید بن عاص را جایگزین او نمود، مردم کوفه او را نپذیرفتند و آن حضرت با سعه‌صدر، نظر مردم را قبول کردند و ابوموسی اشعری(رض) را به امارت کوفه منصوب نمودند. همچنین روایت است که روزی ایشان از دست خدمتکار خود خشمگین شدند و گوش او را محکم کشیدند. شب هنگام و در بستر خواب، ذی‌النورین از این کار خود بسیار پشیمان شدند و از آن خدمتکار خواستند که او نیز به همان شکل انتقام بگیرد. هر چند خدمتکار، در ابتدا از این کار امتن�

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *