خانه / امهات المؤمنین / خدیجه نخستین همسر پیامبر(ص)

خدیجه نخستین همسر پیامبر(ص)

Warning: mysql_query(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75 Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75

خدیجه نخستین همسر پیامبر(ص)

نویسنده:محمد حکیم پور

نخستین ازدواج محمد با حضرت خدیجه(رض) بنت خویلد صورت گرفت: زنی که تا آن زمان دوبار شوهر کرده بودو دارای فرزندانی ارشد چون محمد بود.در این هنگام چنانکه از سوی نزدیکان محمد(ص) گزارش شده است،او بیست و پنج ساله و خدیجه چهل – و به قولی چهل و پنج- ساله بود. تقریبا” تمام گزارش¬های تاریخی حکایت از آن دارند که این ازدواج به درخواست و الحاح خدیجه انجام پذیرفت. او گویا قطع نظر از جمال و زیبایی محمد(ص) به شدت تحت تأثیر امانتداری وی – که مزد بگیر و عامل بازرگانی خدیجه بوده است- قرار گرفته بود، اما درخواست خدیجه از محمد(ص) بیشتر با رؤیای بسیار مشهوری که پاره ای از تاریخ نگاران مسلمان به نقل آن پرداخته اند، ارتباط داشته است.خدیجه چنانکه مشهور است برای تفسیر رؤیای خود به ورقه بن نوفل- پسر عموی خود و از علما و معبرین یهودی- مراجعه کرده بود و ابن نوفل، رؤیای او را به نبوت و مقام والای الهی محمد(ص) در آینده ای نزدیک تعبیر نموده بود. تمام این قضایا بی شک در علاقه و میل باطنی روزافزون خدیجه نسبت به محمد تأثیر داشت. از طرف دیگر محمد(ص) به یک خاندان بسیار شریف عربستان غربی به نام بنی هاشم تعلق داشت.موضوعی که می توانست علاقه مندی مضاعف خدیجه را نسبت به حضرتش موجب شود.خاصه آنکه جامعه شناسی بدوی عربستان قرن هفتم میلادی به خوبی نشان می دهد که اصالت نسب در کنار قدرت اقتصادی، عاملی تعیین کننده در گزینش همسر بوده است.

اما پیوند محمد(ص) با خدیجه در عین حال که خود پاسخهای قانع کننده ای را در خصوص ازدواج¬های متعدد محمد(ص) در اختیار پژوهشگر می نهد، پرسشهای بسیاری را نیز بر می انگیزد: اینکه محمد با وجود فاصله سنی قابل ملاحظه با خدیجه، با او ازدواج کرده است، همواره موضوع جنجال برانگیز بسیاری از پرسش ها بود است. بویژه آنکه اگر کسی بخواهد ویژگی های اقلیمی و اکولوژیک عربستان در قرن هفتم میلادی در نظر آورد، به آسانی می تواند بفهمد که چهل یا چهل و پنج سالگی برای یک زن، آنهم پس از دو بار ازدواج ناموفق نمی تواند خالی از آثار کهولت و پیری زود رسی باشد که معمولا” در عربستان دامنگیر زنان بوده است. لذا به نظر می رسد جوانی و زیبایی همسر برای محمد(ص) نباید قاعدتا” محل توجه ویژه ای باشد. زیرا همان طور که گفتیم بعید است که خدیجه در آن سن و سال، چندان زیبا و جوان بوده باشد که دل جوان ذعنایی چون محمد را ببرد. گر چه مسلمانان سنتگرا زیر تأثیر استعلای خاصی که ازدواج مکرم محمد(ص) از آن برخوردارند، کوشیده اند چهره ای بسیار زیبا، دل ربا و نفیس از خدیجه ترسیم کنند برخی دیگر نیز کوشش کرده اند تا ازدواج محمد را با خدیجه به ثروت کلانی ربط دهند که گویا این خانم محترم مالک آن بوده است.بر این ادعا، بیشتر نویسندگان غیر مسلمان پای فشرده اند؛ اگر چه بنیادگرایان مسلمان نیز ثروت او را یکسر در کنار شمشیر علی(ع) عامل اصلی گسترش اسلام شمرده اند.

مارگلویس می نویسد:«دارایی و سرمایه ی خدیجه تنها چیزی بود که محمد را به خود کنید وگرنه در بین این دو، اختلاف سنی بسیار بود.»

مویر پا را از این هم فراتر می گذارد و می گوید:« محمد از خدیجه می ترسید، زیرا خدیجه مرکز مالی و قدرت اجتماعی او بودو محمد می ترسید که خدیجه از او طلاق بخواهد»

مخلفان محمد(ص) این سخنان را در حالی به حضرتش نسبت می دهند که ثروت و دارایی خدیجه، نقش چندانی در وصلت محمد با نداشته است؛چه، به گفته ی درست بلاشر«کششی در محمد نسبت به بانو که علاقه ی بیکران و محبت و دلدادگی بیش از اندازه ی او را موجب بود.» وانگهی زندگی خصوصی عمومی محمد(ص) به نحو بارزی این نکته را ایضاح می کند که او هیچ گاه رغبت مفرطی نسبت به دارایی دنیا نداشته است، به طوری که گزارش نویسان صدر اسلام نوشته اند وی به هنگام وفات دیناری از خود بر جای نگذاشته و همه را به فقرا و مستمندان بخشیده بود. از طرف دیگر محمد در زندگی خصوصی و عمومی خود، به شدت قانع بود و کف نفس داشت به حدی که همواره می گفت:«الفقر فخری»؛ فقر فخر من است . کف نفس و بیزاری او از تجمل به گونه ای بود که حتی برای نزدیک ترین یارانش موجب شگفتی و حیرت بود. «روزی عمربن الخطاب وارد منزل حضرتش شد و ملاحضه کرد پیغمبر بر حصیری دراز کشیده و جز پیراهن، بستر و پوشاکی ندارد. در عین حال ملاحضه نمود که حصیر، بدن پیامبر را آزرده ساخته است. عمر می گوید: در همان اتاق چشمم با انبانی افتاد که از سقف آویزان و مقدار قلیلی جو در میان آن گذاشته شده بود، از توجه به این وضعیت متأثر شدم و مرا گریه گرفت. پیغمبر فرمود: چرا گریه می کنی پسر خطاب؟ گفتم ای پیغمبر خدا، چگونه گریه نکنم و حال اینکه حصیر بدنت را آزرده و خزائن تو منحصر به همین انبان است. در مقابل تو، با اینکه پیغمبر خدا و برگزیده ی خلائقی، دستگاه عظمت و ابهت کسری و قیصر، جشم ها را خیره ساخته است.»

پس با این توضیح، ازدواج محمد با خدیجه، قاعدتا” نمی تواند ناشی از چشم داشت محمد به ثروت خدیجه باشد، به ویژه اگر چنین می بود اصولا” درخواست ازدواج بایستی از سوی محمد صورت می پذیرفت و نه خدیجه؛ وانگهی تحصیل ثروت برای محمد از طریق وصلت با دختران زیباروی عربستان غربی نیز امری مخصوصا” غیر ممکننبود در مکه- پایتخت عربستان غربی – دختران اشراف زاده ی مجلل و نفیس بسیاری بودند که دل در سویدای او داشتند، زیرا محمد هم خوش صورت بود و هم بالاتر از آن خوش سیرت. افزون بر این از خاندان شریف بنی هاشم بود. پس چه جایی یرای این استدلال باقی می ماند که محمد به خاطر ثروت خدیجه با او ازدواج کرده بود؟! بی شک وجدان محمد با چنین استدلال های سودانگارانه ای تنافر جوهری داشت. واقعیت این است که خدیجه زنی مکرم و محترم و موجب آرامش خاطر و آسایش روح محمد بود، او را می نواخت و همپرواز تنهایی های ارجمندش بود. محمد تنها بدین خاطر بود که به این پیوند تن سپرد. چنین گوهری، بلاشک گم شده ی محمد بود. او با این ازدواج نشان داد که برخلاف همه ی هم سن و سالان خود«کمال» را فراتر از«جمال» می نشاند و این نشان از نوعی بلوغ فکری زودرس در محمد داشت. پس چنین شخصیتی چگونه می تواند به خاطر ازدواج های مکرر بعدی اش به ناپرهیزی در اخلاق جنسی متهم شود؟ براتفاق، نخستین ازدواج محمد( ازدواج با خدیجه) بیش و پیش از هر چیز باید به این گونه برداشت های ناروا از زندگی خصوصی پیغمبر اسلام پایان دهد. چراکه این ازدواج در بیست و پنج و یا سی سالگی محمد صورت پذیرفت، حال آنکه اگر او فردی خوددار نمی بود و یا تمایلات و حرص شدیدی نسبت به جنس مخالف می داشت، قاعدتا” چنانکه در شهر و محیط حضرتش مرسوم بود، بایستی بسیار زودتر از آن اقدام به ازدواج می کرد؛ از سوی دیگر، آئینه صاف و صیقلی دل محمد – که کوچکترین موج عشقی را و ناپیداترین خط هوسی را از چشم یک محقق پوشیده نمی دارد – پیش از ازدواج او با خدیجه، کم رنگ ترین اثری از هوس و انحراف جنسی را در زندگی محمد نشان نمی دهد. جرج سیل محقق غربی می نویسد:« به خاطر ندارم در جایی دیده باشم که هیج یک از نویسندگان غربی تذکر داده باشند که خدیجه در صحت دعوای محمد تردید کرده باشد یا هیچ گاه در عفت او ابراز سوءظنی کرده باشد.»؛ وانگهی اگر محمد احیانا” پیش از ازدواج با خدیجه و یا پس از آن دست به اعمال منافی عفت آلوده بود، دشمنان قسم خورده ی او از قریش و دیگران – که پس از بعثت، آن همه اتهام ناروا به وی بستند- یقینا” از طرح و یادآوری آن برای تضعیف حضرتش فروگذار نمی کردند و اینکه در این رابطه، حتی یک سخن از قریش و دیگران- علیه پیغمبر(ص) نمی شنویم، خود گواهی بر آن است که محمد به هیچ روی تجربه ی جنسی غیرمتعهدانه نداشته است.

صرف نظر از این همه، او از سن بیست و پنج سالگی تا پنجاه و سه سالگی فقط به یک زن بسنده کرده بود، در حالی که وحدت زوجه بویژه در عصر حضرتش اصولا” امر غریبی بود و تقریبا” خاص زهاد و تارکین دنیا بود. پس ازدواج های متعدد چنین مردی آن هم پس از پنجاه و سه سالگی – که اتفاقا” با رسالت الاهی او نیز همراه بود- دست کم نباید دلیلی بر هوس بارگی او باشد. محمد به هیچ روی برخلاف آنچه که برخی محققین غربی پنداشته اند، دون ژوان شرق نیست، بلکه- چنانکه در صفحات بعد خواهیم دید-پاره ای اقتضائات مربوط به رسالت و نیز نقش او به عنوان معلم و پدر معنوی مسلمانان، او را ناچار از اختیار زنان متعدد در دوره ی خاصی از رسالت حضرتش کرده بود. افزون بر این کسانی که شمار و تعداد زوجه ها را دلیلی بر هوس بارگی می گیرند، چه استدلال عقلی و منطقی در انبان خود دارند؟ در حالی که باید دانست که عطش مرد هوسران قاعدتا” با دلربایی، طنازی و زیبایی شریک جنسی اش فرومی نشیند و نه با تعدد همسرانش، آن هم همسران پیر و فرتوت و جاافتاده! نکته ی مهم این است که اگر محمد همسران متعدد خود را از میان دختران طناز و زیبای عربستان غربی اختیار می کرد، حق با منتقدین حضرتش بود. اما ما می دانیم که حتی برخی از همسران پیامبر به هنگام ازدواج با حضرت پا به مرگ بوده اند؛ و یا بسیاری از این ازدواج ها از باب ترحم و شفقت و یا جذب نظر شخصیت ها و قبایل متنفذ و نیرومند عربستان صورت می پذیرفت، چننکه شرح آن در صفحات آتی خواهد آمد.

محمد(ص) خدیجه را به بیست نفر شتر عقد کرده بود.

—————————————–

منبع: حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد /مؤلف: محمد حکیم پور / انتشارات : نغمه نواندیش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *