خانه / خلفاءراشدین / رابطه حضرت ابوبکر صدیق رض با حضرت علی رض

رابطه حضرت ابوبکر صدیق رض با حضرت علی رض

رابطه حضرت ابوبکر صدیق رض با حضرت علی رض
دکتر علی صلابی
اولا: بیعت حضرت علی (رضی) با حضرت ابوبکر صدیق (رضی) بر خلافت
روایات زیادی درتاخیرحضرت علی(رض)وزبیربن العوام(رض)دربیعت باحضرت ابوبکر(رض) به دست مارسیده است که همه بی اساس اند.
در مقابل روایات فراوانی که از صحت سند برخوردارند حاکی از بیعت زود هنگام این دو شخصیت با خلیفه اول مسلمین اند.
ابوسعید خدری (رضی) می گوید: آن گاه که پیامبر (ص) وفات یافت، سخنرانان انصار بلند شدند… در ادامه ماجرای سقیفه را ذکر نموده و می گوید:سپس مردم رفتند ابوبکر (رضی) چون بر منبر نشست به سوی مردم نگاهی انداخت، حضرت علی (رضی) را ندید. از مردم درباره ی وی پرسید، مردانی از انصار بلند شدند و حضرت علی (رضی) را حاضر نمودند.حضرت ابوبکر (رضی) به حضرت علی (رضی) گفت: پسر عمو و داماد پیامبر (ص)، آیا می خواهی میان مسلمانان شکاف ایجاد نمایی؟ حضرت علی (رضی) در جواب گفت: ای خلیفه ی رسول الله (ص) هیچ ملامت و سرزنشی نیست و با حضرت ابوبکر (رضی) بیعت نمود.
حضرت ابوبکر (رضی) نگاه دوباره ای به سوی قوم انداخت و حضرت زبیر بن العوام را ندید، و از مردم درباره وی پرسید، مردم زبیر بن العوام (رضی) را حاضر نمودند، و حضرت ابوبکر (رضی) به وی گفت: پسر عمه و حواری پیامبر (ص) آیا می خواهی میان مسلمانان شکاف ایجاد نمایی؟ او نیز مشابه سخنان حضرت علی (رضی) را در جوابش گفت و با حضرت ابوبکر (رضی) بیعت نمود.
اما آن چه که بر اهمیت روایت صحیح ابوسعید خدری دلالت دارد آن است که امام مسلم بن حجاج، صاحب جامع صحیح مسلم (که صحیح ترین کتاب حدیث پس از بخاری است) نزد شیخین حافظ محمد بن اسحاق بن خزیمه، صاحب کتاب صحیح بن خزیمه رفت و از او در باره این حدیث پرسید: ابن خزیمه حدیث را برایش نوشت و آن را بر وی قرائت نمود. مسلم به شیخین گفت: این حدیث بدنه ای (شتر یا گاو چاق) می ارزد. ابن خزیمه گفت: این حدیث همچنین یک کیسه پول نیز می ارزد.
ابن کثیر نیز در تحلیلی که بر این حدیث نوشته چنین می گوید: هذا اسناد صحیح محفوظ. و در آن فایده ای بس بزرگ است زیرا در آن ذکر بیعت حضرت علی (رضی) در روز اول یا دوم وفات پیامبر(ص) است. و حق نیز همین است. زیرا علی (رضی) هیچ گاه از حضرت ابوبکر (رضی) جدا نشد. طوری که در هیچ نمازی که با امامت حضرت ابوبکر (رضی) اقامه شده غایب نبوده است.
حبیب ابن ابی ثابت در روایتش چنین می گوید: حضرت علی (رضی) در خانه اش بود که مردی نزدش آمد و گفت: ابوبکر صدیق (رضی) برای بیعت گیری از مردم بر منبر نشسته است. حضرت علی (رضی) در حالی به سوی مسجد شتافت که فقط جامه ای بر تن داشت که شلوار و چادری به همراه نداشت و بسیار عجله نمود تا در بیعت تاخیر صورت نگیرد… با حضرت ابوبکر (رضی) بیعت نمود سپس نشست و کسی را فرستاد تا چادرش را بیاورد. چادر آورده شد و آن را بالای جامه اش پوشید.
عمروبن حریث ازسعیدبن زید پرسید: چه زمانی با حضرت ابوبکر(رض) بیعت شد؟ سعید درجواب گفت: روزی که رسول الله (ص) رحلت فرمود مسلمانان پنداشتند که بعضی ازروزبرآنها بگذرد وآنها متفرّق باشند. سپس پرسید: آیا کسی با وی مخالفت هم کرد؟ فرمود خیرمگرکسی که مرتد شده بود یا درحال ارتداد بود. وبدرستی که خداوند آنها را نجات بخشید وآنها را برابوبکر(رض) جمع نمود تا این که با اوبیعت کردند.
گفت آیا از میان مهاجرین کسی از بیعتش سر باز زد؟ سعید گفت: خیر بلکه مهاجرین پی هم به بیعتش بر خاستند.
حضرت علی (رض) در پاسخ به ابن اکوا و قیس بن عباد که به بصره آمده بودند، تا از موضعش با خبر شوند، چنین گفت: اگر پیش من دلیلی از پیامبر(ص) (برخلافت) وجود داشت هرگزنمی گذاشتم که برادربنی تیم بن مره(ابوبکر صدیق) وعمربن خطاب برمنبرپیامبر(ص) بایستند، و البته با آنها می جنگیدم اگرچه بجزاین چادرم چیزی دیگر(دردستم) نبود.اماپیامبر(ص)کشته نشد،وناگهان مرگ به سراغش نیامد. شبهاوروزهایی در مرضش ماند. موذن می آمد و برای نماز اذان می داد. به ابوبکر(رضی) دستور داد تا با مردم نماز گذارد در حالی که او جایگاه من رامی دانست. یک مرتبه یکی ازهمسران پیامبر(ص) تصمیم گرفت تا وی را ازبه امامت گماردن ابوبکر(رض) درنمازمنصرف کند که با خشم ومخالفت شدید پیامبر(ص) مواجه شدوبه وی چنین گفت:شماهمانند صاحبان یوسف هستید، به ابوبکردستوردهید تا مردم را امامت کند.
وقتی پیامبر (ص) قبض روح شد، در امور خویش نظر انداختیم پس برای دنیای خویش کسی را انتخاب نمودیم، که پیامبر (ص) وی را پسندیده بود، و نماز اصل و پایه اسلام و بزرگترین امور است. پس با ابوبکر (رضی) بیعت نمودیم، و او شایستگی آن را داشت. و چنین اتفاق نیفتاد که دو نفر با او مخالفت نمایند، و بعضی از ما علیه بعضی دیگر گواهی ندادند و نیکی را از او دریغ نداشتیم. و من حق ابوبکر را ادا نمودم و اطاعتش را انجام دادم. و در رکابش جنگیدم، و گیرنده بودم آن چه را که به من می داد. و می جنگیدم آن گاه که مرا به جنگ می فرستاد. و در حضورش با شلاق خودم حدود را جاری می نمودم. همچنین در خطبه ای که در کوفه ایراد کرد، در توصیف ابوبکر و عمر (رضی) چنین گفت: مسلمانان دل بخواهی (با ابوبکر) بیعت نمودند. و از فرزندان عبد المطلب و اولین کسی که سبقت گرفت من بودم. روایاتی نیز موجود است گر چه تصریح نکرده اما به بیعت زود هنگام حضرت علی (رضی) با حضرت ابوبکر صدیق (رضی) اشاره دارد.
از ابراهیم بن عبدالرحمن ابن عوف روایت است که می گوید: عبدالرحمن ابن عوف به همراه حضرت عمر (رضی) بود سپس ابوبکر (رضی) بلند شد و برای مردم سخنرانی نمود. و از آن ها عذرخواهی کرد و گفت: به خدا قسم هیچ گاه نه در شب و نه در روز به امارت، تمایل و رغبتی نداشتم، و نه در نهان و آشکار آن را از خدا خواستم. ولی از بروز فتنه در میان امت بیم داشتم. و بسیار دوست داشتم که توانا ترین مردم امروز به عنوان خلیفه ی رسول الله (ص) در جایم قرار داشت، و در امارت راحتی ندیدم اما امر بزرگی بر گردنم انداخته اند که توانایی اش را ندارم، و چاره ای هم نیست.
حضرت علی و حضرت زبیر (رضی) فرموده اند خشم و ناراحتی ما از آن رو بود که از مشوره عقب انداخته شدیم. و ما معتقدیم که حضرت ابوبکر (رضی) مستحق ترین فرد به جانشینی پیامبر (ص) است. او در غار پیامبر (ص) را همراهی کرد و دومین دو نفر است، و ما به فضیلت و بزرگی اش اعتراف می کنیم.
پیامبر (ص) در حیاتش به وی دستور داد تا مسلمانان را در نماز امامت نماید.
قیس عبدی می گوید: در سخنرانی حضرت علی در روز بصره حضور داشتم که حمد و ثنای خداوند متعال را بیان نمود، و از پیامبر (ص) و مشکلاتی از سوی مردم به وی رسید ذکری به میان آورد و گفت: سرانجام خداوند روحش را قبض نمود. مسلمانان به این نتیجه رسیدند تا ابوبکر (رضی) را به جانشینی اش بر گزینند. پس با او بیعت نمودند، و عهد بستند و خویشتن را در تسلیم او در آوردند و من نیز بیعت نمودم، عهد بستم و خویشتن را در تسلیم او در آوردم و مردم پسندیدند و من نیز پسندیدم. ابوبکر (رضی) خیر انجام داد و جهاد نمود تا این که خداوند او را به سوی خویش فرا خواند.
به درستی که حضرت علی(رض) هیچگاه ازحضرت ابوبکر(رض) جدا نشده وهمواره به اومشوره می داد وبه او درتدبیراموریاری می رساند.
ابن کثیر و عده ای از علما معتقدند که حضرت علی (رضی)، پس از آن که شش ماه از بیعت اولش گذشت تجدید بیعت نمود، و این زمانی بود که حضرت فاطمه (رضی) وفات یافته بود.
بیعت اول با روایات صحیحی به اثبات رسیده است، اما زمانی که دومین بیعت صورت گرفت بعضی از راویان چنین تصور کردند که حضرت علی (رضی) قبلا بیعت نکرده است و به نفی آن پرداختند در حالی که اثبات مقدم بر نفی است.
محمود محمد العلی کتابی نوشته به نام «الا مام علی جدل الحقیقه و المسلمین الوصیه و الشوری» نویسنده در این کتاب وانمود کرده که در پی حقیقت است. در حالی که از روش شیعه در طرح مسئله و گذاشتن سم در عسل خلاصی نیافته است.
بنابراین آگاهی لازم است. نویسنده به بیعت حضرت علی پرداخته است و گفته است که مستحق بودن حضرت علی (رضی) بر خلافت قائم بر وصیّت پیامبر (ص) است.
ثانیا:مساعدت حضرت علی (رضی) با حضرت ابوبکر (رضی) در دفع فتنه ارتداد
حضرت علی (رضی) به عنوان یک برادر ناصح در کنار حضرت ابوبکر (رضی) قرار داشت.و هر آن چه را که نفع اسلام و مسلمین در آن بود بر هر چیز دیگری ترجیح می داد. و واضح ترین دلیل بر خیرخواهی حضرت نسبت حضرت ابوبکر (رضی) و تلاش برای حفظ خلافت اسلامی و وحدت مسلمانان زمانی تجلی می یابد که حضرت ابوبکر (رضی) شخصا تصمیم گرفت تا لشکر مسلمین را در جنگ با مرتدین فرماندهی کند. طبعا در این صورت خطرات سنگینی در انتظار شخص خلیفه و امت اسلامی بود.
حضرت عمر (رضی) به حضرت ابوبکر (رضی) چنین گفت:همان سخنانی را به تو می گویم که پیامبر (ص) در جنگ احد گفت: شمشیرت را جمع کن . و ما را با مرگت مصیبت زده نکن. و به سوی مدینه باز گرد. به خدا قسم اگر با مرگ تو مصیبت زده شویم، هرگز اسلام نظمی نخواهد یافت. حضرت ابوبکر (رضی) بعد از شنیدن این سخنان بازگشت.
اگر چنانچه حضرت علی (رضی) اجبارا با وجود عدم رضایت با حضرت ابوبکر (رضی) بیعت کرده بود، و با وی سر سازگاری نداشت این بهترین فرصت بود تا خلیفه را بگذارد به جنگ برود، شاید برایش حادثه ای پیش آید تا از دستش راحت شود. بالاتر از آن می توانست کسی را مامور کند تا وی را ترور نماید همان کاری که سیاستمداران با رقبا و دشمنان خویش می کنند.حضرت علی (رضی) نیز طرفدار جنگ با مرتدین بود، زیرا وقتی حضرت ابوبکر (رضی) به او گفت: ای ابوالحسن تو چه می گویی؟ گفت: می گویم که اگر چیزی را از آنچه که پیامبر (ص) می گرفت دریافت نکنی بر خلاف سنت پیامبر (ص) قرار داری. حضرت ابوبکر (رضی) نیز گفت: چون این را گفتی با آن ها خواهم جنگید اگر چه زانو بند شتر را از من دریغ دارند.
ثالثا: مقدم کردن حضرت علی (رضی)، حضرت ابوبکر (رضی) را
روایات متواتری بر افضلیت حضرت ابوبکر (رضی) از حضرت علی (رضی) روایت شده است. از جمله:
۱٫ ازمحمد بن حنفیه روایت است که می گوید: به پدرم گفتم: بهترین مردم بعد ازپیامبر(ص) کیست؟ فرمودند:حضرت ابوبکر(رض). گفتم بعد ازاوچه کسی برترین مردم است؟ گفت حضرت عمر(رض) وترسیدم که بگویدعثمان گفتم بعدازآنها تویی گفت: جایگاه من مثل یکی ازمردان مسلمان است.
۲٫ حضرت علی (رضی) فرمودند: آیا شما را به برترین این امت بعد از پیامبر (ص) با خبر نکنم؟ که ابوبکر صدیق (رضی) است. سپس گفت: آیا شما را به برترین این امت پس از حضرت ابوبکر (رضی) باخبر نسازم؟ که عمر (رضی) است.
۳٫ از ابی وائل شقیق بن سلمه روایت است که می گوید: به حضرت علی (رضی) گفته شد: آیا کسی را به عنوان خلیفه خویش تعیین نمی کنی که پس از تو بر ما امارت کند؟ حضرت علی (رضی) گفت: پیامبر (ص) برای خود (صراحتا) خلیفه ای تعیین نکرد که من نیز تعیین کنم. اما اگر خداوند بر مردم خیر را اراده کند قطعا آنها را پس از من بر بهترین شان جمع خواهد کرد.همانگونه که پس از وفات پیامبر (ص) آن ها را بر بهترین شان جمع کرد.
۴٫ حضرت علی (رضی) فرمودند: هر کسی مرا بر حضرت ابوبکر (رضی) و حضرت عمر (رضی) برتری دهد بر او حد تهمت را جاری خواهم کرد.
۵٫ حضرت علی (رضی) به ابی سفیان (رضی) گفت: ما حضرت ابوبکر (رضی) را شایسته خلافت یافتیم.
همچنین آثاری وجود دارد که به خوبی می توان روابط دوستانه حضرت علی (رضی) با حضرت ابوبکر (رضی) را از آن دریافت:
• (أ) عقبه بن حارث (رضی) می گوید: یک مرتبه بعد از نماز عصر که چند شب از وفات پیامبر(ص) گذشته بود همراه حضرت ابوبکر (رضی) خارج شدیم، و حضرت علی (رضی) در یک طرفش راه می رفت. گذر ما بر کودکانی افتاد که حضرت حسن ابن علی (رضی) با آن ها بازی می کرد. حضرت ابوبکر (رضی) او را روی شانه هایش نشاند و گفت: پدرم فدا باد شبیه پیامبر (ص) است. با علی شباهتی ندارد. این جملات را می گفت: و حضرت علی (رضی) می خندید.
• (ب) حضرت علی (رضی) فرموده اند: «کسی که به اندازه یک وجب از جماعت مسلمانان جدا شود، ریسمان اسلام را از گردنش در آورده است». پس آیا خود علی (رضی) چنین می کرد. حضرت علی (رضی) مخالف دو دستگی و حریص به جماعت مسلمین بود. علامه قرطبی (رح) می گوید با تامل در سرزنش و عذرخواهی که میان حضرت علی (رضی) و حضرت ابوبکر (رضی) چرخید و نیز اتفاقی که از آن سرچشمه گرفت واضح می شود که هر دو به فضل و بزرگی یکدیگر اعتراف داشتند. و قلب های شان با هم محبت داشتند، گرچه طبیعت بشری بعضی مواقع بر انسان غالب می شود اما دیانت آن را برطرف می کند.» و اما تاخیر زبیر از بیعت با ابوبکر (رضی) از طریق روایات صحیح روایت نشده است، بلکه عکس آن یعنی بیعت در اول امر روایت شده است.(روایت ابوسعید که قبلا گذشت.)
• (ج) علامه ابن تیمیه (رح) می گوید: متواتراً از حضرت علی (رضی) روایت شده که می گوید: بهترین امت بعد از پیامبر(ص) حضرت ابوبکر (رضی) و بعد از آن حضرت عمر (رضی) است، این روایت از طرق زیادی که گفته شده، به ۸۰ طریق می رسد، روایت شده است. همچنین از حضرت روایت شده است که می گوید پیش من کسی آورده نشود که مرا بر ابوبکر و عمر رضی الله عنهما برتری دهد مگر این که بر او حد تهمت زننده را اجرا کنم. ابن تیمیه در ادامه فرموده است: حضرت علی (رضی) هیچگاه نگفته است که از حضرت ابوبکر (رضی) مستحق تر است بر خلافت. و هیچ گاه مشاهده نشد که کسی بگوید فلانی در خلافت از ابوبکر مستحق تر است. کسانی گفتند که اهل بیت رسول الله (ص) مستحق تر بر خلافت است که متاثر از عرب جاهلیت یا فارسیّت بودند. زیرا عرب در جاهلیت خانواده های رؤسا را مقدم می دانستند، و پارس ها اهل بیت پادشاه را.
• (د) نامگذاری ابوبکر به صدیق و شهادت به سبقت و شجاعتش، از سوی حضرت علی (رضی)
یحیی بن حکیم بن سعد می گوید: از حضرت علی (رضی) شنیدم که قسم یاد می کرد که خداوند اسم ابوبکر را به عنوان صدیق از آسمان فرود آورد.
صله بن زفر عسی نیز می گوید: هر گاه حضرت ابوبکر (رضی) در محضر حضرت علی (رضی) یاد می شد می گفت: بسیار سبقت گیرنده بود، به یاد می آورید؟ قسم به آن ذاتی که جانم در دست اوست، هر گاه به سوی خیر با هم مسابقه می دادیم ابوبکر (رضی) پیشی می گرفت.
محمد بن عقیل بن ابی طالب می گوید حضرت علی (رضی) برایمان سخنرانی نمود و گفت: ای مردم شجاع ترین مردمان کیست؟ ما گفتیم: شما ای امیرالمومنین حضرت علی گفت: شجاع ترین مردم حضرت ابوبکر صدیق (رضی) است. زیرا در روز جنگ بدر برای پیامبر (ص) سایبانی نصب کردیم و اعلام کردیم که چه کسی در کنار سایبان نگهبانی می دهد که نگذارد که مشرکین بدان نزدیک شوند. هیچ کس بلند نشد مگر حضرت ابوبکر (رضی) شمشیرش را در آورد و در کنار پیامبر (ص) ایستاد و هر گاه کسی از مشرکین به پیامبر (ص) نزدیک می شد با شمشیرش بر وی حمله می برد.
خودم دیدم که مشرکین پیامبر (ص) را در کنار کعبه می کشاندند و به او می گفتند: تو معبودهای گوناگون را یک معبود قرار داده ای؟ قسم به خدا هیچ کس نزدیک نشد بجز ابوبکر (رضی) که دو گیسوی بافته شده داشت، و به دفع و طرد آنها پرداخت و چنین می گفت: وای بر شما!آیا کسی را به قتل می رسانید که می گوید: پروردگارم الله است، و دلائل آشکاری از جانب پروردگارتان آورده است…. و یکی از گیسو های حضرت ابوبکر (رضی) در آن روز قطع شد.
حضرت علی (رضی) خطاب به یارانش گفت: شما را به خدا قسم بگویید چه کسی از این دو نفر بهتر است: مومن آل فرعون یا حضرت ابوبکر (رضی)؟ کسی چیزی نگفت، حضرت علی (رضی) فرمود: قسم به خدا یک روز ابوبکر بهتر است از مومن آل فرعون، زیرا او ایمانش را کتمان کرد و خداوند او را ثنا گفت اما حضرت ابوبکر (رضی) جان و خونش را در راه الله فدا کرد.
منبع: سایت دکتر صلابی – نوشته: دکتر علی صلابی

یک نظر

  1. سلام دوست عزیز
    من میخوام اگه براتون ممکنه کمی درباره مذهب اهل سنت تبادل اطلاعات داشته باشیم قول میدم به هیچ یک از مقدسات هیچ کس توهین نشه وبیشتر مطالب از کتب خودتون باشه موافقید؟
    منتظرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *