خانه / احادیث / اثبات عقاید از احادیث آحاد آری یا خیر در گفتگویی با دکتر قرضاوی

اثبات عقاید از احادیث آحاد آری یا خیر در گفتگویی با دکتر قرضاوی

اثبات عقاید از احادیث آحاد آری یا خیر در گفتگویی با دکتر قرضاوی

مسلمانان بر این موضوع متفق‌القولند که پس از قرآن، سنت رسول خدا ص مصدر مطمئنی برای آگاهی یافتن از جهان غیب است، و براساس دلائل قطعی معتقدند که: حضرت محمد ص فرستاده‌ی خداست و بر او وحی نازل شده و هیچ‌گاه بر مبنای انگیزه‌های نفسانی سخن نمی‌گوید، و بجز حق و درستی زبان به سخن نمی‌گشاید و ناآگاهانه چیزی را به خداوند نسبت نمی‌دهد و در مورد جهان غیب فقط همانهایی را می‌داند که خداوند به او آموخته است.

موضوعی که در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد طریقه‌ی اثبات خبر و روایت از رسول خدا به صورت قطعی و یقینی است که موجب ایمان و اعتقاد به آن بشود و در این رابطه این سوال مطرح می‌شود که آیا برای اثبات اینگونه اعتقاد، احادیث صحیح “آحاد” کفایت می‌کند؟ یا اینکه لازم است جمع زیادی از هر طبقه و نسل آن را از جمعی همانند خود نقل نموده باشند که عادتا امکان آن وجود نداشته باشد که برای جعل حدیثی دست به یکی کرده باشند، علما این نوع حدیث را در اصطلاح حدیث ” متواتر” می‌نماند که موجب جزم و یقین می‌شود.

به عبارت دیگر آیا احادیث آحاد هرچند صحیح بوده و بیانگر ظن راجح می‌شوند می‌توانند مبنای “عقاید” و باور قرار گیرند؟ یا اینکه عقاید صرفا بایستی براساس قرآن و احادیث متواتر که نشانگر جزم و علم یقین هستند، استوار باشد؟

چیزی که راجع به آن تردیدی وجود ندارد، ” سنت متواتر” و به عبارت دیگر “حدیث متواتر” است که با اتفاق نظر همه‌ی متکلمین و اصولیین – به ویژه علمای اهل سنت – موجب اثبات و یقین و جزم عقیده می‌شوند. فرق نمی‌کند آن عقاید مربوط به الهیات یا نبوّات و یا سمعیات و امور اخروی باشند.

اما در ارتباط با ” احادیث آحاد” – منظورم احادیث صحیح آحاد است- اختلاف نظر وجود دارد. که آیا در ارتباط با امور عبادات و معاملات و احکام حلال و حرام مورد استدلال قرار می‌گیرند؟ آیا کسانی که به آن احادیث استدلال نکنند یا آن را عملی ننمایند، از طرف گروهی دیگر مورد سرزنش قرار می‌گیرند، یا نه؟

▶️ دو مسلک متفاوت :
اختلاف اساسی در ارتباط با احادیث صحیح آحاد به دو مسلک یا روش خاص بر می گردد.
اول: مسلک بیشتر متکلمین اشعری و ماتریدی و اکثریت اصولیین حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی.
دوم: روش و مسلک محدثین که در راس آن‌ها امام احمد بن حنبل قرار دارد .

گروه اول بر این باورند که به وسیله احادیث آحاد عقیده اثبات نمی‌شود.
و گروه دوم معتقدند که به وسیله احادیث آحاد_ همچون قرآن و حدیث متواتر _عقیده اثبات می گردد.

در یک بررسی ساده معلوم می‌شود که اساس اختلاف میان این دو نگرش به نوع پاسخ به دو پرسش برمی‌گردد :

اول: آیا برای اثبات عقیده وجود ظن و گمان کفایت می کند؟ یا اینکه اثبات عقیده به یقین و قطعیت نیاز دارد؟
دوم: آیا احادیث آحاد صحیح موجب علم یقین می‌شوند؟ یا تنها مفید ظن راجح می باشند ؟
آیا برای اثبات عقیده وجود ظن کافی است؟

در پاسخ به پرسش اول، ظاهر آیات متعدد قرآن بیانگر آن است که خداوند کسانی را که در امور مربوط به بینش و عقاید از ظن و گمان پیروی می نمایند مورد سرزنش قرار داده است و در مورد مشرکین میفرماید :

(وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ ۖ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا)[سوره النجم ۲۸] [وآنها به آن هیچ دانشی ندارند, جز از گمان و ظن پیروی نمی کنند, ویقیناً گمان و ظن (انسان را) از (شناخت) حق بی نیاز نمی کند.]

(وَمَا یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا)[سوره یونس ۳۶] و بیشتر آنها جز از شک و گمان پیروی نمی کنند، بی تردید، شک و گمان، هیچ‌گاه انسان را از حق بی نیاز نمی کند.

(قُلْ هَلْ عِنْدَکُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ)[سوره اﻷنعام ۱۴۸] بگو: «آیا نزد شما (دلیل و) دانشی است که آن را برای ما آشکار سازید؟! شما فقط از ظن و گمان پیروی می کنید و از روی پندار و احتمال عمل می‌کنید».

(وَمَا لَهُمْ بِذَٰلِکَ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ)[سوره الجاثیه ۲۴]

وآنها به این (امر) هیچ علمی ندارند, وتنها گمان و ظن خود قضاوت می کنند.

(مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ)[سوره النساء ۱۵۷] آنان هیچ علمی به آن ندارند و تنها از گمان و ظن پیروی می کنند.

ما نیز نباید دچار این توهم بشویم که خداوند متعال در مواردی که نیاز به یقین هست، مشرکین و اهل کتاب را مورد سرزنش قرار بدهد، اما درست در همان زمینه به مسلمانان اجازه‌ی پیروی از ظن و گمان را بدهد.

➖آیا خبر و روایت واحد موجب علم یقین می شود؟

اما در مورد سوال دوم که آیا خبر واحد می‌تواند مبنای علم یقین بشود یا خیر؟ برای پاسخ بدان سه دیدگاه وجود دارد.

اول : “خبر واحد همراه با قرینه و بدون آن به هیچ وجه مفید علم قطعی و یقین نیست.”
دوم: “اگر قرینه‌ای هم وجود نداشته باشد مفیدعلم یقینی است.”
سوم: “چنانچه قرینه ای در ارتباط با آن وجود داشته باشد می‌تواند مبنای علم یقین قرار بگیرد.”

– دیدگاه اول دیدگاه اکثریت اصولیون و متکلمین و رای امام ابوحنیفه و امام شافعی و امام مالک است، آنها می فرمایند که خبر و روایت آحاد بیانگر علم نیست، اما لازمه عمل به آن است. و در رد دیدگاه کسانی که می‌گویند خبر آحاد مفید علم یقینی می شود می گویند:

“این ادعا بدون تردید ادعای باطلی است زیرا واقعیت برخلاف آن است و همچنین تردیدی نیست که خبر واحد خبری محتمل است و یقین و احتمال در یک موضوع با هم جمع نمی‌شوند و هر کس در مورد خبر آحاد چنان بیاندیشد به بیراهه رفته و دچار اشتباه بزرگی گردیده است” . ‘۱’ و فخرالاسلام بزدوی از علمای حنفی مذهب نیز این رای را صحیح می‌شمارد.

امام_محمد_غزالی رحمه‌الله می‌فرماید: ” خبر و روایت واحد مفید علم نیست ، و این مفید علم نبودن خبر واحد موضوعی بدیهی است. و آنچه که از محدثین در مورد مفید علم بودن آن نقل گردیده، ممکن است منظورشان آن باشد که عمل به آن واجب است. زیرا گاهی ظن را علم نام می نهند. و به همین خاطر برخی از آنها گفته‌اند خبر آحاد، علم ظاهری را در پی دارد، و این نشانگر این است که منظورشان آن است که مفید ظن است زیرا این ظن است که ظاهر و باطنی دارد، اما ظاهر و باطن علم یکی است.” ‘۲’
شارح ” مسلم الثبوت ” در ارتباط با دیدگاه امام احمد که می‌فرماید: خبر واحد مفید علم است، می‌گوید: ” این کلام از کسی مانند او بعید است، زیرا آشکارا با حقیقت تصادم و اصطکاک دارد”
اسنوی نیز می‌گوید: ” سنت آحاد به هیچ وجه مفید علم نیست”.
و بَزْدوی از علمای مذهب امام ابوحنیفه در ارتباط با این سخن که خبر واحد مفید علم نیست می‌گوید: “خبر واحد از آن جهت که مفید علم یقین نیست، در مسائل اعتقادی حجت به شمار نمی‌رود، زیرا مسائل اعتقادی بایستی براساس یقین بنا گردیده باشند، اما خبر آحاد در مورد احکام عملی حجت به‌شمار می‌آید”.

اسنوی باز می‌گوید: “خبر آحاد تنها مفید ظن است. و شارع تنها در احکام عملی ، عمل بر اساس ظن را جایز شمرده است، اما در ارتباط با مسائل علمی که مبنای اصول دین‌اند چنین رخصتی وجود ندارد.

اما دیدگاه دوم می‌گوید: ” خبر واحد بدون نیاز به قرینه هم مفید علم است”.
دیدگاه امام احمد بن حنبل -هرچند اختلافی در این مورد وجود دارد و بعدا درباره‌ی آن صحبت خواهد شد- و همچنین دیدگاه داود ظاهری، حارث محاسبی، کرابیسی و اکثریت محدثین است و این دیدگاه به عامه‌ی سلف هم نسبت داده می‌شود و ابن حزم اندلسی هم این دیدگاه را درست می‌داند. این عده از ائمه و علما می‌گویند: ” حدیث صحیح مفید علم قطعی است، فرق نمی‌کند آن حدیث در صحیح امام بخاری یا امام مسلم قرار داشته باشد یا در دیگر کتب حدیث.

ابن حزم در کتاب “الإحکام” می‌گوید: ” خبر واحد عادل از عادلی همچون خود تا آنکه به رسول خدا برسد هم مفید علم و هم موجب عمل است”. و سپس به تفصیل برای صحت این ادعای خود به ارائه دلیل می‌پردازد، و در مورد نادرست بودن دیدگاه طرف مقابل اظهار نظر می‌نماید”. ‘۳’
همچنین برخی از علمای معاصر مانند: استاد احمد محمد شاکر ، در شرح کتاب ” الباعث الحثیث” نوشته‌ی ابن کثیر، این دیدگاه را ترجیح می‌دهد و می‌گوید: دلائل صحیح، این رای را مورد تایید قرار می‌دهند و آن علمی که از خبر آحاد استنباط می‌شود علمی نظری و برهانی است که تنها برای علمای متبحر و محقق در حدیث و آگاه از احوال ” رواه و علل” ‘۴’ حاصل می‌شود.
همچنین استاد ناصرالدین آلبانی و عامه‌ی علمای حنابله‌ی معاصر، این دیدگاه را در مورد خبر آحاد صحیح می‌دانند.

اما در مورد رای سوم که می‌گویند: ” خبر آحاد به شرطی مفید علم است که قراینی در ارتباط با آن وجود داشته باشد. این دیدگاه متعلق به برخی از اصولیون و متکلمین و محدثین از جمله ابن صلاح و همفکران قدیم و جدید اوست، که احادیث موجود در صحیحن را _ بخاطر پذیرش عمومی امت_ قطعی و یقین به‌شمار می‌آورند، این قبول عمومی را مفیدعلم بودن آن قرار داده‌اند.

علامه ابن صلاح در مقدمه‌ی مشهوری که در مورد علوم حدیث نگارش نموده، اقسام حدیث صحیح و مراتب آنها را بیان کرده و بلند مرتبه‌ترین آنها را احادیثی می‌شمارد که مورد اتفاق امام بخاری و امام مسلم باشند. و سپس در ادامه می‌گوید: “برخلاف عده‌ای که معتقدند احادیث صحیح مفید علم یقین نیستند این بخش بدون تردید صحیح‌اند و مبنای علم یقینی نظری قرار می‌گیرند اما امت اسلامی صحت احادیث صحیحین را پذیرفته و بر اساس ظن عمل به آنان واجب می‌شود هر چند ظن گاهی هم به خطا می‌رود”.
ابن صلاح در ادامه می‌گوید: ” مدتی من با این رای موافق و آن را قوی و صحیح می‌پنداشتم، اما پس از مدتی متوجه شدم که این دیدگاهی را که برگزیده‌ام به صحت و صواب نزدیکتر است، زیرا ظن و گمان کسی که معصوم از خطاست، خطا نمی‌کند. و امت اسلامی هرگاه در مورد موضوعی به اجماع برسند، آن اجماع اجماعی معصوم و بری از خطاست. و به همین خاطر است که اجماع مبنی بر اجتهاد حجتی قطعی است، و بیشتر اجماع علماء این‌گونه است. ‘۵’
اما او احادیث اندکی را _ که برخی از اهل حدیث و حفاظ اهل نقد مانند: دارقطنی و… در موردشان اظهارنظر نموده‌اند و بر کسانی که در مورد علوم حدیث اهل تحقیق و مطالعه هستند پوشیده نیست_از این حکم کلی مستثنی نموده است.

رای و دیدگاه ابن صلاح با آرای امام نووی در مقدمه‌ی المجموع تفاوت دارد، که خود خلاصه‌ای از آن را در کتاب “التقریب” آورده است و می‌گوید: “بسیاری از محققین با آن مخالفت می‌نمایند و می‌گویند که سنت اگر متواتر نباشد مفیدظن است”.
و امام نووی همچنین در شرح صحیح امام مسلم می‌گوید: ” منزلت احادیث آحاد بدین صورت است، و روایت شدن آنها توسط شیخین (امام بخاری و امام مسلم) یا دیگران فرق نمی‌کند، و مورد قبول قرار گرفتن آنها تنها مفید وجوب عمل به آنهاست و در مورد احادیث صحیحین نیاز به تحقیق و بررسی ندارد، اما احادیثی که توسط آنها روایت نشده است بدون تحقیق مبنای عمل واقع نمی‌شوند، و تنها زمانی مورد عمل قرار می‌گیرند که شرایط حدیث صحیح را داشته باشند. اجماع امت بر وجوب عمل احادیث روایت شده در صحیح مسلم و بخاری به معنی آن نیست که آنچه در این دو کتاب روایت شده است، قطعا کلام و گفتار پیامبر است. او می‌گوید: ” کسانی که دیدگاه “شیخ” را پذیرفته‌اند، به شدت از طرف این برهان دیدگاهشان غلط و نادرست دانسته شده است”.

همچنین ابن عبدالسلام بر این دیدگاه ابن صلاح خرده گرفته است.
امام بلقینی نیز در کتاب ” محاسن الاصطلاح” آرا و نظرات برخی از حفاظ متاخرین شافعیه مانند : ” ابواسحاق و ابوحامد اسفراینی، قاضی ابوطیب و ابواسحاق شیرازی و سرخسی از علمای حنفیه، و #قاضی عبدالوهاب مالکی و از ابویعلی و ابوالخطابی و ابن الزاغونی از علمای حنبلی و از بیشتر علمای کلام اشاعره از جمله ابن فورک و عامه‌ی مذهب سلف را نقل می‌نماید که آنها بر این باورند: که احادیث مورد قبول عامه‌ی امت بطور قطع صحیح‌اند”. ‘۶’

امام حافظ ابن حجر عسقلانی در دفاع از ابن صلاح و در ارتباط با سخنان امام نووی که می‌گوید ” بسیاری از علمای محقق با رای ابن صلاح مخالفت نموده‌اند” می‌فرماید: این سخن امام نووی از این جهت که اکثریت با آن مخالفت نموده‌اند صحیح است، اما اینکه اکثر محققین با آن مخالف باشند درست نیست، زیرا برخی از محققین هم از دیدگاه ابن صلاح دفاع کرده‌اند.
و در شرح “النخبه” می‌گوید: خبری که قراینی در ارتباط با آن وجود داشته باشد مفید علم یقینی است، اما عده‌ای این رای را درست نمی‌دانند و خبر دارای قرینه هم خود انواع مختلفی دارد.

➖مبنای اختلاف:

پس از تحقیق و بررسی کافی به این نتیجه رسیده‌ام که زمینه‌ی اختلاف میان این دو طرز تفکر، عمیق و گسترده نیست و چنانچه به درستی مورد تامل و دقت قرار گیرد، معلوم می‌شود که تقریبا هر دو طرف دارای دیدگاه متفق و مشترکی هستند و تنها تعداد اندکی آشکارا برخلاف حقایق و واقعیات موضع گرفته‌اند و از جاده‌ی انصاف پا را فراتر نهاده‌اند، ولی بقیه تقریبا باهم متفق‌القولند، به ویژه زمانی که همه قبول دارند که عقاید بایستی براساس علم یقینی قرار گیرد و احادیث آحاد بدون قرینه بیانگر علم یقینی نیست.

➖قرآن و اصول عقاید:

در ارتباط با این موضوع که آیا احادیث آحاد می‌توانند مبنای عقیده قرار گیرند، یا نمی‌توان عقاید را براساس احادیث آحاد قرار داد، سوال اساسی و مهمی مطرح می‌گردد که منظور از اصطلاح عقاید چیست؟
گاهی از اصطلاح “عقاید” اصول و ارکان آن مد نظر است مانند: وجود خداوند و توحید و یکتایی و بی‌نیازی او از پدر و فرزند و مثل و مانند و اینکه خداوند، اول و آخر است و بر همه‌‌ی مسائل آگاه و بر همه‌ی امور توانا و از همه‌ی صفات کمال برخوردار و از هرگونه نقص و عیبی منزه است و همچنانکه خود می‌فرماید:
(لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ ۖ وَهُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ)[سوره الشورى ۱۱] “هیچ چیز همانند او نیست, و او شنوای بیناست.”

و گاهی منظور از اصطلاح ” عقیده” نبوت حضرت محمد ص است و اینکه او آخرین فرستاده‌ی خداوند است که قرآن را به عنوان معجزه‌ای ماندگار بر او نازل نموده، قرآنی که در حال و آینده هیچ‌گاه باطل نگردیده و نخواهد گردید، و از جانب خداوندی حکیم و شایسته‌ی حمد و ستایش فرود آمده است.

و گاهی منظور از “عقاید” اعتقاد داشتن به مسائلی همانند جهان پس از مرگ و زنده شدن مردگان، و حشر و جمع گردیدن در روزی که تردیدی در مورد آن نیست و اعتقاد به اینکه در آن روز خداوند همه‌ی انسانها را براساس عملکردشان مورد بازخواست قرار می‌دهد و به نیکوکاران پاداش نیک و بدکاران گرفتار گرداب عذاب جهنم می‌شوند. و بهشتی پر از نعمت و لذت مادی و معنوی را برای اهل ایمان و پرهیزگاران و جهنمی را برای اهل کفر و ناپرهیزکاران که در آن عذاب جسمی و معنوی گریبانگیرشان می‌شود، آماده گردانیده است.

و گاهی مراد از اصطلاح “عقاید” این است که خداوند مخلوقاتی دارد به نام ملائک که از دستورات خداوند سرپیچی نمی‌نمایند، و هرچه را که خداوند به آنان دستور دهد انجام می‌دهند، و اینکه خداوند برای هشدار به اهل عصیان و بشارت و به اهل ایمان پیامبرانی را فرستاده است، و خداوند داستان برخی را در قرآن ذکر فرموده و از برخی دیگر نامی نبرده است، و کتابهایی را برای هدایت و راهنمایی انسانها به پیامبران داده که آخرین آنها قرآن است که از تحریف و تبدیل مصون بوده و معجزه‌ی ماندگار رسول خدا است و … .

چنانچه منظور از اصطلاح عقاید این امور و مسائل باشد، قطعا هیچ مسلمانی آنها را انکار نمی‌نماید، زیرا همه‌ی آنها براساس آیات صریح و محکم و قاطع قرآن استوارند، و امت اسلامی در موردشان اجماع و اتفاق‌نظر دارند و جزو ضروریات معلوم و مسلم دین به‌شمار می‌روند، و هیچ نیازی به اثبات آنها از طریق سنت رسول خدا ص وجود ندارد، و همه‌ی آنچه در سنت راجع‌به آن عقاید آمده است در جهت تاکید و تفصیل آنهاست.

➖فروع عقیده و حدیث صحیح:

احادیث آحاد در صورتی مفید علم خواهد بود که مقصود از واژه‌ی عقیده، مسائل فرعی و حاشیه‌ای مربوط به آن باشد مانند: سوال قبر و عذاب و نعیم در آن، رویت خداوند در آخرت، شفاعت برای مرتکبین گناهان کبیره و دخول گناهکاران موحد به خاطر عقاب گناهانی که از آن توبه ننموده و خارج شدن آنان از جهنم پس از سپری نمودن مدت زمانی که خداوند خود مناسب حال آنها می‌داند، و قضیه‌ی صراط و میزان و سنجش اعمال و امثال آنها. یعنی اموری که قرآن در موردشان به صراحت چیزی را بیان ننموده و تنها در سنت صحیح از آنها سخن به میان آمده است، یا اینکه در قرآن با عباراتی غیر صریح و قابل تاویل و برداشتهای مختلف دور و نزدیک در موردشان اشاراتی کرده است.

در مورد این مسائل تقریبا میان علمای پیرو سنت راجع‌به وجوب ایمان به آنها_ چنانچه از طریق “سنت صحیح الثبوت صریح الدلاله”_ یعنی احادیثی که صحتشان به اثبات رسیده باشد و به صراحت بیانگر آن موضوع باشند_ ثابت شوند، و با مراعات شرطی دیگر که علماء آن را وضع کرده‌اند که با عقل و اندیشه‌ی سالم سازگار باشد، و از نظر عقل محال و غیرممکن نباشد، در اینگونه موارد احادیث آحاد مفید علم می‌باشند.

امام_الحرمین_ابوالمعالی_جوینی در رساله‌ی “لمع الادله فی قواعد عقائد اهل السنه و الجماعه”می‌فرماید: ” هرچیزی که عقل آن را جائز شمارد و شرع حکمی را برای آن بیان نموده باشد، حکم به اثبات آن واجب است. از جمله اموری که شریعت آن را بیان نموده، عذاب قبر و سوال “نکیر و منکر” و بازگشت روح به جسم انسان مرده در قبر و صراط و میزان و حوض و شفاعت برای عاصیان است که همه‌ی آنها راست و حقند و به وقوع خواهند رسید. ‘۷’

امام_محمد_غزالی رح نیز در کتاب ” الاقتصاد فی الاعتقاد” و همچنین در کتاب ” قواعد العقائد” احیاءالعلوم آن مسائلی را که از طرف امام الحرمین جوینی بیان شده مورد تاکید قرار می‌دهد.
و همه‌ی متکلمین اشاعره و ماتریدی که در مورد علم‌کلام و عقاید دست به قلم برده‌اند، این نهج و روش را در پیش گرفته‌اند، و رای معتزله را در مورد انکار احوال برزخ و آخرت_ که احادیث صحیحی در موردشان آمده است_به وضوح در کتابهایشان مردود و نادرست شمرده‌اند.

اثبات عقیده به وسیله‌ی احادیث صحیح از نظر کلی موضوعی است که هردو مسلک موجود در عصر ما یعنی ” اشعریه و ماتریدیه” در مورد آن اتفاق‌نظر دارند. دو مسلک عقیدتی که تبلور و نمود آنها در دانشگاههای تاریخی و ریشه‌داری مانند: الأزهر،زیتونه،قرویین و دیوبند ، مشهود و متجلی است و همچنین در مسلک حنبلیه که پرچمدار آن علمای مملکت عربستان سعودی و پیروان و شاگردان آنها می‌باشد، مورد قبول است.

➖اختلاف بر سر چیست؟

اگر قضیه بدین صورت است، پس ریشه اصلی نزاع و اختلاف چیست؟ و چرا این همه به اختلاف نظرها دامن زده شده است؟
من ریشه‌ی اصلی این همه نزاع و اختلاف را در مطرح شدن یکی از دو قضیه‌ی زیر می‌دانم و معنا و علت دیگری را سراغ ندارم:

🔺اول: اینکه منظور از ” عقیده ” امور و مسائلی باشد که هرکس آنها را انکار نماید مرتکب کفر می‌گردد، به عبارت دیگر انکار عقیده‌ای که از حدیثی صحیح و صریح گرفته شده باشد، باعث می‌شود که منکر مرتکب کفر اکبر شده و از جماعت اهل ایمان خارج شود و جزو اهل قبله به‌شمار نیاید، و این روش را بسیاری از جوانان طرفدار مسلک اهل حدیث در پیش گرفته و گاهی برخی از بزرگان هم آن روش را مورد پشتیبانی قرار می‌دهند.

بدون تردید، این روش و مسلک روشی نادرست می‌باشد، زیرا همه‌ی مذاهب اهل‌سنت اعم از اهل کلام مانند اشعریه و ماتریدیه و حنبلیه و اهل حدیث و اکثر فقها و متصوفه_ حکم کفر فرقه‌های اهل بدعتی مانند: ” خوارج و معتزله ” را صادر ننموده و آنها را خارج از امت اسلامی به‌شمار نیاورده‌اند_علی رغم اینکه بسیاری از احادیث ” مستفیض ” و حتی گاهی احادیث متواتر را انکار نموده‌اند، تنها آنها را متهم به “بدعت” نموده‌اند و بس.

 و این بدان سبب است که حکم کفر کسانی که حتی حدیث متواتر را انکار نمایند، مورد اتفاق و اجماع نیست و تنها در مورد حکم کفر کسی که ضروریات دین را انکار نماید، اجماع و اتفاق‌نظر وجود دارد. اما قضیه این موضوع با موضوعات دیگر متفاوت است و با مجرد قضیه‌ی تواتر و اجماع متفاوت است.
برای مثال: ” اگر کسی احادیث متعلق به علامات نزدیک شدن قیامت، مانند آمدن دجال و فتنه‌ها و مصائبی که به همراه دارد ، و آمدن حضرت عیسی و کشته شدن دجال به وسیله او، که احادیث متعلق به آنها به درجه “تواتر” رسیده‌اند را انکار نماید‌‌”۸’ متهم و محکوم به کفر نمی‌شود، زیرا این موضوعات جزو عقاید مسلم و معلوم و ضروریات دین به‌شمار نمی‌روند هرچند که انکار آن نوعی بدعت و سرکشی در مقابل روش سلف و طریق‌ پیروان سنت است، اما همچنان که گفته شد منکر آنها محکوم به کفر و خروج از اسلام نمی‌شود.

اما احادیث مربوط به ” مهدی ” در منزلتی پایین‌تر از مسائل قبلی قرار دارند و در صحیح امام بخاری و صحیح امام مسلم مطلب صریحی راجع به آن روایت نشده است. هرچند برخی از محدثین احادیث مربوط به “ظهور مهدی” را به درجه‌ی تواتر می‌رسانند، اما به سهولت می‌توان موضوع “تواتر” را زیر سوال برد.

🔺دوم: موضوعاتی در ارتباط با احادیث متعلق به صفات خداوند مانند: فرود آمدن خداوند به آسمان دنیا در ثلث اخیر شب، و احادیث مربوط به ساق و قدمین و اصبعین یا اصابع و … در مورد آنها میان علمای سلف و خلف و اهل اثبات و اهل تاویل اختلاف نگرش وجود داشته است.

کسانی که این موارد اختلاف را مورد تحقیق و بررسی قرار می‌دهند، متوجه می‌شوند که روش علمای سلف در مورد احادیثی که صحت سند آنها به اثبات رسیده باشد، روش انکار و کنار نهادن آنها نیست، بلکه آنان براساس اسالیب بیان و ادبیات عرب مانند: “کنایه و استعاره و مجاز و تمثیل” به تاویل آن احادیث پرداخته‌اند، صرفنظر از درست و نادرست بودن این روش، این موضوع خارج از مساله‌ی اثبات عقیده از طریق حدیث است. کسی که در این عرصه تحقیق می‌نماید به این نتیجه می‌رسد که فلان حدیث براساس فلان اسناد از نظر من صحیح است، امام معنی آن به نظر من آنگونه نیست و بدین صورت است. ‘۹’

➖دیدگاه محققین حنبلی:

در این مورد علمای حنابله دارای دیدگاههای متفاوتی می‌باشند و علت اختلاف آنها به اختلاف روایاتی از امام احمد رضی الله عنه بر می‌گردد، و من متوجه این موضوع شده‌ام که اکثر محققین حنابله به این دیدگاه تمایل دارند که حدیث آحاد_یاخبر واحد_ مفید یقین نیست و به تعبیر دیگر مبنای علم یقین قرار نمی‌گیرند و این موضوع را قاضی_ابویعلی در کتاب “العده فی اصول الفقه” و ابوالخطاب در کتاب “التمهید” و ابن_قدامه در کتاب “الروضه” و ابن_تیمیه در “المسوده” مورد بررسی قرار داده و می‌گویند:
خبر و روایت واحد_ روایتی که به حد تواتر نرسیده باشد_ مفید و نتیجه‌بخش علم و یقین نیست، و امام احمد در رابطه با روایت “اثرم” می‌فرماید: ” هرگاه حدیثی از رسول خدا ص از طریق اسناد صحیح روایت گردید و در آن حکمی واجب شده بود، به آن عمل می‌نمایم، و به وسیله‌ی آن به خداوند تقرب و نزدیکی پیدا می‌کنم، و هیچ گاه شهادت نمی‌دهم که قطعا رسول خدا آن را فرموده است”. می‌بینیم که امام احمد به صراحت می‌گوید که: به حدیث صحیح عمل می‌نماید، اما بطور قطع نمی‌گوید که فرموده‌ی رسول خداست و اکثریت علما نیز همین نظر را دارند. ‘۱۰’

وسلام علیکم ورحمه الله

“۱” :فواتح الرحموت شرح مسلم الثبوت، المطبوع مع المستصفی،ج۲،ص۲۱۲۱.
“۲” :المستصفی، ج۱،ص۱۴۵.

“۳” : الإحکام فی اصول الأحکام، ابن حزم،ج۱،ص۱۱۹-۱۳۷،بتحقیق احمدشاکر.
“۴” : الباعث الحثیث، للشیخ شاکر، ص۳۵-۳۷، طبع دارالکتب العلمیه.

“۵”: مقدمه ابن صلاح و محاسن الاصلاح،به تحقیق دکتر عایشه عبدالرحمن بنت الشاطی، ص۱۰۰-۱۰۱ طبع الهیئه المصریه العامه.
“۶”: همان

“۷”: لمع الادله، بتحقیق دکتر فوقیه حسین محمود، ص۱۱۲-۱۱۳، طبع وارالقومیه.

“۸”: التصریح بما تواتر فی نزول المسیح، لمحدث الهند شیخ انور کشمیری.
“۹”:برای تفصیل بیشتر به کتاب ” المرجعیه العلیا فی الاسلام للقرآن و السنه” اثر دکتر قرضاوی مراجعه شود.

“۱۰”: این موضوع را در کتب المعتمد ابوالحسین بصری،ج۲،ص۵۵۶،_العده ابویعلی،ج۳،ص۸۹۸_البرهان امام الحرمین جوینی،ج۱،ص۵۵۹_”الاحکام”آمدی،ج۲،ص۳۲_الروضه،ابن قدامه،ص۹۹_فواتح الرحموت،ج۲،ص۱۲۱_المسوده،ص۲۴۰،الاحکام ابن حزم،ج۱،ص۱۰۷ مطالعه کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *