خانه / مقالات / وصیت خاتم النبیین علیه السلام به اُمت[١]

وصیت خاتم النبیین علیه السلام به اُمت[١]

وصیت خاتم النبیین علیه السلام به اُمت[١]

نویسنده: دکتر طه جابر العَلوانی

ترجمه: عدنان فلاحی

اگر قرار باشد پیامبر خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– وصیتی داشته باشد، این وصیت، همان خطبه‌ی ایشان در حجه الوداع است. همان خطبه‌ی کوتاهِ بلیغِ کافی برای همگان. ابتدا به مردم یادآوری می‌کند که ریشه‌شان یکی است: «کلکم لآدم و آدم من تراب: همه‌ی شما از [نسل] آدم هستید و آدم هم از خاک بود»[٢] ایشان تبیین کرد که فقط یک چیز، سبب برتری مابین انسان‌هاست: تقوا؛ و هر چیزی به‌جز تقوا، هیچ برتری‌ای برای کسی به نسبت شخص دیگر نمی‌آورد. سپس نسبت به [رفتار] نیکو با زنان وصیت کرد و پیوند محکم بین زنان و مردان، و وجوب حمایت و توجه و وفا به مقتضیات آن را یادآور شد. گویا ایشان – صلّی‌الله علیه و سلّم– می‌دانست که اُمتش مدت زیادی نسبت به رعایت حدود خداوند پیرامون زنان صبر نمی‌کند و از این حدود خارج می‌شود و آنها را کوچک می‌شمارد و این حدود، در هر آن‌چه مربوط به زنان است ـ اعم از جان و مال و منزلت و… ـ هتک می‌شوند، لذا وصیّت‌ خود را با تأکیدات دیگری همراه کرد.

ایضاً ایشان نسبت به تمام افراد ضعیفی ـ که امروزه معاهدات متأخّر‌، تحت عناوین حقوق بشر به آنها می‌پردازند ـ وصیت نمود و از هتک حرمت خون‌ها و اموال و نوامیس برحذر داشت و این حرمت را، قرینِ حرمت سرزمین حرام و ماه حرام و روز عرفه (روز حج بزرگ) قرار داد تا در را بر روی هرگونه تأویل و تفسیری که ممکن است مردم را نسبت به خوارداشت چیزی از این امور بِکشاند، ببندد. این خِطابِ جهانی از جانب رحمه للعالمین، برخلاف گمان باطل جاهلان، به وسیله‌ی شمشمیر نبود چنانکه برخلاف آنچه نافیان نبوّت‌ ادّعا‌ می‌کنند توأم با جنگ و خونریزی نبود بلکه به واسطه‌ی دعوت به راه خدا از طریق اَحسن و مجادله و گفت‌وگو‌ با مردم به بهترین و نیکوترین شیوه بود.

فطرت آن بزرگوار -صلوات اللّه وسلامُه علیه- با نرم‌خویی سرشته بود: ]فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ[ (آل عمران: ١۵٩)[٣] یعنی اگر تو [ای محمد] به مانند این جوانان جاهل داعش و القاعده‌ی سیاه‌دل و سایر نام‌هایی که خداوند هیچ حجتی‌ برایشان نازل نکرده است بودی، قطعاً مردم از اطراف تو پراکنده و طعمه‌ی شمشیرت می‌شدند. و لکن خداوند جل شأنه، او را رحمتی برای تمام عالمیان[۴] و گوشی شنوا [برای همگان] مبعوث کرد[۵] که به خدا ایمان دارد و برای مؤمنان نیز شخصی مورد اعتماد و امین است،[۶] از کسی که بر او ظلم کرده است درمی‌گذرد و به کسی که به او توهین نموده است، نیکی می‌کند. چیزهای از دست‌رفته را باز می‌یابد و به دل‌ها نقب می‌زند و رحمتش فقط شامل حال مستحقین نیست بلکه رحمت ایشان –صلّی‌الله علیه و سلّم– شامل حال هرکسی است که مستحق یا غیرمستحق رحمتش باشد.

اما داعشی‌‌ها و کسانی که پیرو آنهایند و به جهنم هدایت می‌کنند، اینان هزاران نفر را به مجرد ظن و شک و عدم پرداخت فدیه‌ای که بر مردم اجبار می‌کنند، به قتل می‌رسانند زیرا جبارهای حاکم بر آنان، خواستار برتری در زمین و فساد و إفساد در آنند: ]تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ[ (قصص: ٨٣)[٧] ]قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِکُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَهِ رَبِّی إِذًا لَّأَمْسَکْتُمْ خَشْیَهَ الإِنفَاقِ وَکَانَ الإنسَانُ قَتُورًا[ (إسراء: ١٠٠)[٨]

پس بَدا به حال این قوم که هیچ سخنی را نمی‌فهمند، و بدا که ذیل هدایت نبی رحمت، چیزی جز صورت‌های سیاه و چهره‌های ناراحت و تاریک نخواهند یافت: سیاه‌ترین چهره‌هایی که روزی در آتش وارد می‌شوند و هیچ چیزی از آنها مخفی نمی‌ماند، روزی ‌که از کودکان و بیوه‌ها و یتیمان و کسانی که خانه‌هایشان را ویران کردند و آبرویشان را بردند و امنیت و زندگیشان را سلب کردند و جانشان را ستاندند، مورد پرسش قرار می‌گیرند.

بشریت هیچ‌گاه نمی‌توانست تصدیق کند که چگونه می‌تواند به روزی برسد که سخن تمام انسان‌ها بر سر یک موضوع یعنی تحریم بردگی برای همه‌ی بشریّت‌ و خشکاندن منابع آن، گرد آید. این فریضه‌ای که قرن‌ها از نگاه فقها و مجتهدین ما پوشیده ماند تا اینکه آبراهام لینکلن[٩] ـ رییس جمهور پیشین ایالات متحده ـ آن را کشف کرد. اما اینک این جوانان جاهل از راه رسیده‌اند تا از زنان صابئی و ایزیدی و بعضی گروه‌های مسیحی، برده و کنیز بگیرند و درِ گشاده‌ای را به روی دیگران باز کنند و دشمنان خدا و سوداگران جنگ را به اسیرکردن و برده‌گرفتن زنان مسلمانان در افغانستان و عراق و یمن و.. سوق دهند؛ سرزمین‌هایی که جنگ بین مسلمانان و غیرمسلمانان در آنجا جریان دارد و بیشترین کسانی که از این جنگ‌های کوچک و بزرگ متضرّر می‌شوند، مسلمانان هستند.

این جاهلان نادان، برای بهره‌برداری جنسی حرام، درهایی از فتنه‌ها را به روی مسلمانان باز می‌کنند به طوری‌که اهل حلم از آنان ـ اگر اساساً اهل حلمی در میانشان باشد ـ نخواهد توانست این درها را ببندد؛ درهایی که این سفیهان در مخالفت با وصایای خداوند سبحانه تعالی و آنچه بر رسولش نازل کرده است، گشوده‌اند. و قرآن بر هیچ چیزی به اندازه‌ی آزادکردن برده و پایان نظام بردگی، حریص نیست هرچند که جنگ‌طلبان و فقهای آنان در طول تاریخ، این رسالت را آن‌چنان که باید درک نکردند و از کتاب خدا و وصیت رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– در روز حج اکبر، چنین چیزی را درنیافتند…

* منبع: خشکاندان باتلاق بردگان و کنیزان، صص٢٢١ ـ ٢٢۵، نشر احسان١٣٩۶

منبع: اصلاح وب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *