خانه / اخلاق / پیروی از پیامبر (ص) نیمی از توحید و ادب

پیروی از پیامبر (ص) نیمی از توحید و ادب

پیروی از پیامبر (ص) نیمی از توحید و ادب

نویسنده: امام ابن القیم

قرآن سرشار از سفارش به رعایت ادب با پیامبر (ص) است. رأس ادب با پیامبر (ص) آن است که بنده تسلیم محض او باشد، از دستوراتش اطاعت نماید، سخنانش را بپذیرد به گونه‌ای که در تصدیق آن هیچ شک و شبهه‌ای به خود راه ندهد، در برابر آن چون و چرا نورزد، آراء و نظریات دیگران را بر او مقدم ندارد، تنها او را حکم و داور خود بداند، تنها تسلیم و فرمانبردار او باشد و تنها به او اذعان نماید، همان‌ طوری که تنها خداوند را شایسته‌ی عبادت می‌داند و خضوع و فروتنی را تنها در برابر او می‌پسندد و در پیشگاه او توبه می‌نماید و بر او توکل می‌کند.

پس دو توحید وجود دارد که بنده تنها به وسیله‌ی آن دو می‌تواند از عذاب دوزخ رهایی یابد:
۱٫ توحید و یکتا داشتن کسی که پیامبران را فرستاده است.
۲٫ توحید در پیروی از پیامبر (ص) به گونه‌ای که بنده داوری به پیشگاه دیگران نبرد و تنها به حکم داوری پیامبر (ص) راضی باشد و اجرای اوامر پیامبر (ص) و تصدیق سخنانش را به رأی و نظرات شیخ و مرشدش مشروط نسازد به گونه‌ای که اگر آنان موافق بودند، دستورات پیامبر را اجرا و سخنانش را تصدیق کند و در غیر این صورت از دستورات و تعالیم او روی ‌گرداند و مسئولیت آن را به عهده‌ی بزرگان و پیشوایان خود ‌گذارد و یا آن را به بهانه‌ی تأویل یا حمل بر چیزی، تحریف ‌نماید و بگوید تأویل و تفسیر آن چنین است.
اگر بنده‌ای با هر گناهی به جز شرک خدا را ملاقات کند، برای او بهتر از آن است که با چنین وضعیتی به دیدار خدا بشتابد.

روزی با یکی از بزرگان این گروه برخورد کردم و به او گفتم: تو را به خدا سوگند اگر پیامبر (ص) در میان ما حضور یابد و با کلام و سخنانش مواجه شویم، آیا بر ما واجب است که بدون تطبیق سخنانش با نظریات بزرگان و پیشوایان از او پیروی نماییم یا این که تا سخنانش را به آراء و نظریات بزرگان و پیشوایان خود عرضه نکنیم، از او پیروی ننماییم؟
گفت: البته که باید بدون توجه به دیگران، از او اطاعت نماییم.
گفتم: پس چه چیزی این واجب را نسخ نموده است.
او متحیر و مبهوت ماند و چیزی نگفت.

ادب خواص با پیامبر(ص) این گونه می‌باشد،‌ نه این که با دستوراتش مخالف ورزند، دیگران را با او شریک سازند، صدایشان را بلند کنند، در صلوات فرستادن بر او احساس سنگینی نمایند، از کلامش یقین حاصل نکنند، شناخت و معرفت الهی را از آن استنباط نکنند و احکام را از آن دریافت ندارند و یا در باب معرفت الهی به عقل‌های ضعیف، سرگردان و متناقض تکیه کنند و در احکام به تقلید از آراء و نظریات دیگران استناد نمایند و قرآن و سنت را تنها به عنوان تبرک بخوانند نه به هدف فراگیری اصول و فروع دین از آن و با هر کس چنین کند، مخالفت و دشمنی ورزند و برای نابودیش تلاش نمایند. خداوند سبحان می‌فرماید: ﴿بَلْ قُلُوبُهُمْ فِی غَمْرَهٍ مِنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِنْ دُونِ ذَلِکَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ * حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ یَجْأَرُونَ * لا تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنَّا لا تُنْصَرُونَ * قَدْ کَانَتْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ تَنْکِصُونَ * مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ * أَفَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُمْ مَا لَمْ یَأْتِ آبَاءَهُمُ الأوَّلِینَ * أَمْ لَمْ یَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ * أَمْ یَقُولُونَ بِهِ جِنَّهٌ بَلْ جَاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَأَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کَارِهُونَ * وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنَاهُمْ بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِکْرِهِمْ مُعْرِضُونَ * أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ * وَإِنَّکَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ * وَإِنَّ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَهِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاکِبُونَ﴾. «اصلاً دل‌های ایشان غافل از این است و آنان کارهایی جدا (از کار مؤمنان) دارند و به انجام آن‌ها مشغول می‌باشند. و هنگامی که سران خوشگذران ایشان را گرفتار عذاب می‌کنیم، ناگهان فریاد می‌کشند و لابه سر می‌دهند. (بدیشان خواهیم گفت:) امروز فریاد و واویلا سر ندهید و تضرع و لابه نکنید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید. آیات من (در دنیا) بر شما خوانده می‌شد و شما بر پاشنه‌های خود، چرخ می‌زدید (و اعراض می‌نمودید). از این عقب گرد و روی گردانی، به خود می‌بالیدید و (آیات ما را) در گفتگوهای شبانه‌ی خود به باد استهزاء می‌گرفتید و بدگویی می‌کردید. آیا آنان سخنان را نمی‌سنجند یا این است که (رسالت) او را قبول نمی‌کنند؟ یا این که خواهند گفت: او دیوانه است؟ بلکه او حق را برای آنان آورده است (ولی) بیشتر ایشان از حق بیزار می‌باشند. اگر حق و حقیقت از خواست‌ها و هوس‌های ایشان پیروی می‌کرد، آسمان‌ها و زمین و همه‌ی کسانی که در آن‌ها به سر می‌برند تباه می‌گردند. ما قرآن را به آنان داده‌ایم که در آن (موجبات) آوازه‌ی ایشان است ولی آنان از (چیزی که مایه‌ی) عزت و آبرویشان (است) روی گردانند. آیا تو از آنان اجر و مزدی طلب می‌کنی؟ ‌(نه،‌ چرا که) اجر و مزد پروردگارت بهتر است و او بهترین روزی رسان است. تو آنان را به راه راست فرا می‌خوانی کسانی که به آخرت ایمان ندارند، از راه (راست) منحرف هستند».
کسی که خیرخواه و دلسوز خویش است و برای رهایی خود تلاش می‌کنند، به طور شایسته در این آیات تدبر می‌کند و آن‌ها را بر واقعیت خویش نازل می‌کند و به چیزهای شگفتی پی می‌برد و آن‌ها را منحصر به کسانی نمی‌داند که گذشته‌اند، بلکه خود را مخاطب آن می‌داند.

یکی دیگر از مظاهر ادب با پیامبر(ص) آن است که بنده با امر، نهی، جایز شمردن و اقدامات خود بر تعالیم و دستورات پیامبر(ص) پیش دستی نکند و به امر و نهی او توجه داشته باشد. خداوند سبحان می‌فرماید: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾. «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر خدا و پیغمبرش پیشی مگیرید و پیش‌دستی مکنید و از خدا بترسید و پروا داشته باشید، چرا که خدا شنوای آگاه می‌باشد».
حکم این آیه تا روز قیامت باقی است و منسوخ نمی‌شود، پیش‌دستی بر سنت پیامبر(ص) پس از وفاتش، همانند پیش‌دستی بر او در زمان حیاتش می‌باشد و این دو در نزد صاحبان عقل سلیم تفاوتی با هم ندارند.
مجاهد می‌گوید: یعنی بر پیامبر خدا(ص) دروغ نبندید.
ابوعبیده می‌گوید: هنگامی که عرب‌ها می‌گویند: بر امام و بر پدر پیش‌دستی نکنید، منظور آن است که به جای آنان در امر و نهی کردن شتاب نورزید و پیش‌دستی نکنید.
بعضی گفته‌اند: یعنی تا پیامبر درباره‌ی چیزی امر و نهی نکند، نباید امر و نهی کنیم.

یکی دیگر از مظاهر ادب با پیامبر(ص) آن است که صدای خود را بر صدای او بلند نکنیم. زیرا این کار سبب بی‌پاداش ماندن اعمال می‌شود. برتری دادن رأی و نظر خود بر سنت و تعالیم پیامبر شدیدتر از این است. رعایت ادب در این موارد سبب پذیرفته شدن اعمال و بلند نمودن صدای خود بر صدای پیامبر سبب باطل شدن اعمال خواهد شد.
هم چنین نباید مسلمانان صدا زدن یا فراخوان پیامبر را همسان دیگری به شمار آورند. خداوند سبحان می‌فرماید: ﴿لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاء بَعْضِکُم بَعْضًا﴾. «(ای مؤمنان) دعوت پیغمبر را در میان خویش همسان دعوت یکدیگر در میان خود به شمار نیاورید».
در مورد این آیه دو تفسیر وجود دارد:
۱٫ پیامبر را با اسم صدا نزنید آن گونه که یکدیگر را صدا می‌زنید، بلکه بگویید: «یا رسول الله، یا نبی الله». بنابراین مصدر به مفعول اضافه شده است، به معنی: «دُعَاءَکُمْ الرّسُولَ»
۲٫ فراخوان و دعوت پیامبر از شما را همانند دعوت و فراخوان خودتان به شمار نیاورید که اگر خواستید بپذیرید و اگر خواستید آن را نپذیرید، بلکه هرگاه شما را فرا بخواند باید حتماً آن را اجابت کنید و اجازه‌ی تخلف ندارید. بر این اساس مصدر به فاعل اضافه شده است؛ یعنی «دُعَاؤُهُ إیاکم» به معنی دعوت و فراخوان او از شما.

هم چنین مسلمانان هنگامی که برای کاری، از جمله: جهاد، خطبه، نگهبانی و غیره نزد او گرد آمده‌اند، نباید بدون اجازه دنبال کارهای شخصی خود بروند. خداوند سبحان می‌فرماید: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ﴾. «مؤمنان واقعی کسانی هستند که به خدا و پیغمبرش ایمان دارند و هنگامی در کار مهمی با او باشند، بدون اجازه‌ی او (به جایی) نمی‌روند». اگر مسلمانان اجازه ندارند در چنین حالت‌هایی دنبال کارهای خود بروند، پس چگونه مجاز هستند که در اصول، فروع، جزئیات و کلیات دین مذهب و روش خود را انتخاب نمایند؟ آیا بدون اذن و تایید او می‌توانند چنین کنند؟
﴿فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ﴾. «پس (برای روشنگری) از آگاهان بپرسید اگر (این را)‌نمی‌دانید».

یکی دیگر از مظاهر ادب با پیامبر آن است که سخنانش را در قالب نظریات و افکار خود نریزیم، بلکه آراء و نظریات خود را مطابق سخنان او قرار دهیم. هم چنین نباید به وسیله‌ی قیاس و استدلال با نصوص مخالفت کنیم، بلکه باید قیاس‌ها و استدلال‌ها را کنار بگذاریم و به دستورات و تعالیم او تمسک جوییم. نباید سخنانش را به خاطر خیال پردازی‌هایی که صاحبانش آن را نتیجه‌ی عقل و اندیشه می‌نامند، از معنی حقیقیش منحرف سازیم. این خیال پردازی‌ها مجهول و دور از صواب هستند. پذیرش اوامر و تعالیم پیامبر مشروط به تایید و موافقت هیچ کس نمی‌باشد و همه‌ی این موارد نشانه‌ی بی‌ادبی و گستاخی در برابر آن حضرت به شمار می‌روند.

 

منبع: مدارج السالکین/ مؤلف: امام ابن القیم الجوزیه/ مترجم: محمد حسین احمدی تبار/ جلد دوم/ انتشارات آراس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *