خانه / شبهات / آیا با وجود آیه‌ی «مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ» نیازی به سنت هست؟

آیا با وجود آیه‌ی «مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ» نیازی به سنت هست؟

آیا با وجود آیه‌ی «مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ» نیازی به سنت هست؟

نویسنده: محمد صالح العثیمین

با وجود اینکه حجیت سنت ضرورت دینی و گریز ناپذیر است و بر این اصل دینی دلائل روشن و قاطعی وجود دارد که هر گونه شک و شبهه‌ای را می‌زدایند. ولی گروهی که به ظاهر مسلمان هستند و به آن تظاهر می‌کنند و ادعای حمایت از دین و پاک کردنش از آلودگی و ناخالصی و بدعت را در سر می پرورانند، برای فریب عوام و ضعیفان شبهه‌هایی را علیه حجیت سنت ایجاد می‌کنند و ما در اینجا به ذکر یک شبهه می‌پردازیم.

یکی از شبهه‌هایی که مطرح می‌کنند فهم آنها از فرموده‌ی خداوند و این آیه می‌باشد:

«مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ» (انعام ٣٨).
«در کتاب هیچ چیز را فرو نگذاشته‌ایم».

و یا این فرموده ی الله تعالی:

«وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ» (نحل ٨٩).
«و ما این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرده‌ایم که بیان‌گر همه چیز و وسیله ی هدایت و مایه ی رحمت و مژده‌رسان مسلمانان است.»

حال می‌گویند: این آیات و امثال آنها دلیل واضح و روشنی هستند که قرآن شامل تمام چیزها می‌شود و تمام امور دین را در بر می‌گیرد و تمام احکام را شامل می‌شود، به طوری که به غیر آن نیاز ی نمی‌باشد، در غیر این صورت قرآن مفرط (غیر کامل) می‌شود و هر چیز و همه چیز را بیان نکرده است، و اگر اینگونه باشد پس در این آیات خلاف مشاهده خواهد شد.

رد این شبهه و باطل نمودن آن:

اولا منظور از کتاب در این آیه «مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ» قرآن نمی‌باشد، بلکه مراد و منظور لوح محفوظ است، چون لوح محفوظ است که همه ی چیزها را در بر می‌گیرد، و شامل و در بر گیرنده ی تمام احوال مخلوقات می‌باشد و کوچک و بزرگ، نهان و آشکار، گذشته و حال و آینده، به صورت خیلی کامل به دلیل سیاق آیه در آن موجود می‌باشد. همانطور که می‌فرماید:
«وَمَا مِن دَآبَّهٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُکُم مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ» (انعام ٣٨).
«و هیچ جنبنده‌ای در زمین و هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند وجود ندارد مگر اینکه گروه‌هایی همچون شمایند».
یعنی رزق و اجل و اعمال آنها نوشته شده است، همانطور که رزق و اجل و اعمال شما همه در لوح محفوظ نوشته شده است. که هیچ چیز از آن برای خداوند پوشیده نیست.

و اگر بفرض چنانچه قائل بر این باشیم که منظور از کتاب در این آیه قرآن است، معنی آن چنین می‌شود که: خداوند هیچ چیز را از امور دین و احکام آن را در این قرآن جا نگذاشته و همه را به صورت واضح و کافی بیان نموده است، ولی ممکن است این بیان کردن به صورت نص باشد مثل اصول دین و عقیده به آن و یا قواعد احکام عمومی، مثلاً خداوند در کتاب خود نماز، زکات، روزه، حج، حلال بودن معامله حلال بودن ازدواج، حرام بودن ربا، فساد و فاحشه، حلال بودن خوردن طیبات، حرام بودن ظلم، و حکم به عدل، همه ی این موارد را به صورت اجمال و عمومی بیان کرده است، ولی توضیح و تفصیل و وارد شدن به جزئیات آن را برای رسول خود محمد صلی الله علیه وسلم ترک کرده است.

آیا در قرآن پیدا می شود که نماز ظهر چهار رکعت است و قرائت آن به صورت سری است و جهری نمی‌باشد؟ یا کیفیت زکات و امثال آنها همراه با جزئیاتشان، آیا اینها را در کتاب خدا به صورت تفسیر شده می‌بینیم؟ کتاب خدا این مسائل را مبهم گذاشته و این سنت نبوی است که آنرا توضیح و تفسیر نموده است، اگر خداوند متعال اجازه ی نابودی سنت پیامبرش را می داد، در آنصورت پاسخ بسیاری از سوالات مبهم می شدند و آنوقت بود که حفظ دین و احکام فراشمولی آن زیر سؤال می رفت.

هر حکمی که سنت، اجماع و غیره از دلایل معتبر، آنرا بیان کنند در واقع قرآن آن را بیان کرده است، چون قرآن به آنها (سنت و اجماع و بقیه) رسمیت و اعتبار داده است و عمل به آنها را واجب کرده است. پس روشن می‌شود که تمام احکام شریعت به قرآن مرتبط هستند و ریشه در آن دارند. بنابراین خداوند متعال خبر داده است که هیچ چیز از امور دین باقی نمانده است مگر اینکه در قرآن بیان شده است، ‌اما این بیان به دو صورت است: بیان آشکار و روشن که به صورت نص صریح بیان شده است و بیان خفی و پوشیده که در ضمن تلاوت و معنی آن نهفته شده است. این قسمت آخر بیان و تفصیل آن به پیامبر صلی الله علیه وسلم موکول شده است. و این همان معنی این آیه است:
«وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» (نحل ۴۴).
«و قرآن را بر تو نازل کرده‌ایم تا اینکه چیزی را برای مردم روشن‌سازی که برای آنان فرستاده شده است و تا اینکه آنان (قرآن را مطالعه کنند و درباره ی مطالب آن) بیندیشند».

پس هر کس قرآن و سنت را همزمان بگیرد در واقع هر دو صورت بیان قرآن را گرفته است. با این توضیح گمراهی شبهه‌اندازان و فهم غلط و پوچی تشکیک آنها روشن می‌گردد و روشن می‌شود که میان حجت بودن سنت نبوی و اینکه قرآن هر چیزی را بیان کرده است منافات و تضادی وجود ندارد.

****************************

منبع: مصطلح حدیث/ نویسنده: محمد صالح العثیمین/ مترجم: محمد عبداللطیف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *