خانه / احادیث / کتابت حدیث در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم)

کتابت حدیث در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم)

کتابت حدیث در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم)

نویسنده: ماموستا عبدالله احمدیان

روایت حدیث در زمان پیامبر
با توجه به کمال اهمیت حدیث در بنا و بیان احکام دین اسلام، پیامبر در زمان حیات خویش، در عین اینکه مسلمانان را به حفظ احادیث کاملاً ترغیب می‌کرد و می‌فرمود: «نضّر الله عبداً سمع مقالتی فوعاها»  یعنی: خدا شاد و شادمان کند بنده‌ای را که سخن مرا شنیده و آن را حفظ کرده است ـ همچنین مسلمانان را به نشر و تبلیغ آن با عین لفظ و عبارت حدیث تشوق می‌نمود و می‌فرمود: «نضّر الله امرءأ سمع حدیثا فادّی کما سمعه فربّ مبلّغٍ اوعی من سامع»  یعنی: خدا شاد و شادمان کند بنده‌ای را که حدیثی را شیند و همان‌گونه که خود شنیده است ـ بدون تغییر لفظ و عبارت آن را به سمع دیگری رسانیده است که بسا تبلیغ‌کننده حافظه‌اش از حافظه شنونده قوی‌تر باشد، و اکیداً و شدیداً مردم را از جعل احادیث و روایت مطالب نادرست بنام احادیث برحذر می‌داشت و می‌فرمود: «من کذب علیّ متعمّداً فلیتبوّء مقعده من النّار» . یعنی: کسی که به طور عمد و با حالت آگاهی دروغ بر من ببندد پس نشیمنی را برای خود در آتش دوزخ آماده کند (جعل‌کننده حدیث قطعاً به دوزخ می‌رود).

کتابت حدیث در زمان پیامبر
پیامبر در سال‌های اوایل وحی به علت احتیاط و جلوگیری از آمیختن قرآن و حدیث، و پیدا شدن کتابی در برابر «کتاب الله» ـ به طور کلی نوشتن احادیث را ـ چه به طور صحیفه و جزوه شخصی و چه به صورت کتاب و برای عموم ـ ممنوع اعلام کرد و فرمود: «لاتکتبو عنّی و من کتب عنّی غیر القرآن فلیمحه، و حدّثوا عنّی و لاحرج»  یعنی: از زبان من چیزی ننویسید، و هر کس غیر از قرآن چیز دیگری را از زبان من نوشته آن را پاک کند و از زبان من حدیث را روایت کنید که هیچ مانعی ندارد.
و ابوسعید خدری صحابی نیز می‌گوید: «استأذنت النّبیّ ان اکتب احدیث فابی یأذن لی»  یعنی: از پیامبر اجازه خواستم که حدیث را بنویسم و پیامبر این اجازه را به من نداد. و همچنین ابوهریره صحابی می‌گوید: «خرج الینا رسول‌الله و نحن نکتب الاحادیث فقال ما هذا الّذی  تکتبون؟ قلنا احادیث سمعناها منک. قال أکتاباً غیر کتاب الله تریدون؟ ما اضلّ الامم من قبلکم الاّ ما اکتتبوا من الکتب مع کتاب الله» . یعنی: پیامبر فرمود این چیست که می‌نویسید؟ عرض کردیم حدیث‌هایی هستند که از تو شنیده‌ایم. فرمود: مگر کتابی غیر از کتاب خدا را می‌خواهید؟ هیچ چیزی ملت‌های قبل از شما را گمراه نکرد جز اینکه، کتاب‌هایی را با کتاب خدا نوشته‌اند.

از این حدیث ـ که راوی آن ابوهریره است ـ به خوبی استنباط می‌گردد، که کتاب‌ احادیث در آن زمان تنها به صورت کتاب و برای استفاده عموم ممنوع گشته است، زیرا تنها در این صورت است که کتابی غیر از کتاب خدا در دسترس مردم خواهد بود، اما نوشتن آنها به صورت جزوه و صحیفه برای استفاده شخصی و کمک به حافظه‌های ضعیف نه تنها پیامبر آن را ممنوع نکرده بلکه طبق احادیث زیر آن را جایز اعلان فرموده است:

اجازه نوشتن جزوه احادیث
ترمذی محدّث از ابوهریره نقل کرده که مردی از انصار در محضر پیامبر حاضر می‌گردید و بیانات او را استماع می‌کرد، اما به علت ضعف حافظه نمی‌توانست بیانات پیامبر را به خاطر بسپارد، روزی در محضر پیامبر از ضعف حافظه خود شکوه کرد و چاره‌جویی نمود. پیامبر فرمود: «استعن بیمینک»  یعنی: از دست راستت کمک بگیر (احادیث را بنویس و چند مرتبه آنها را بخوان تا در حافظه‌ات ضبط شود).

همچنین ترمذی محدث در سنن خود از ابوهریره نقل کرده که بعد از فتح مکه رسول‌الله خطبه‌ای را ایراد فرمود و در پایان آن یکی از مسلمانان به نام (ابوشاه یمنی) به پیامبر گفت: اگر ممکن است دستور بفرمایید این خطبه را برای من بنویسند. پیامبر فرمود: «اکتبوا لابی شاه»  یعنی این خطبه را برای ابوشاه بنویسید.

همچنین در روایتی آمده است که عبدالله بن عمروعاص از پیامبر پرسید: «اکتب کلّ ما اسمع» آیا هر چه از تو می‌شنوم اجازه دارم آن را بنویسم؟عبدالله گفت: چه در حال رضایت و چه در حال عصبانیت هر چه از تو می‌شنوم اجازه هست آن را بنویسم؟ «قال نعم، فانی لااقول فی ذلک الاّ حقّاً» . پیامبر فرمود: بلی چه در رضایت و چه در عصبانیت هر چه از من شنیدی بنویس زیرا در همه این حالات من جز حق چیزی را نمی‌گویم.

همچنین از عبدالله بن عمر روایت شده که پیامبر فرمود: «قیّدوا العلم»  یعنی: دانش را به بند بکشید عبدالله می‌گوید: پرسیدم ای رسول‌الله به بند کشیدن علم به چه صورتی است؟ فرمود: با نوشتن آن حاصل می‌شود.

صحیفه‌هایی در دست اصحاب
طبق اسناد مذکور، در زمان پیامبر هیچ نوشته‌ای از احادیث به صورت کتاب و برای عموم وجود نداشته بلکه تنها به صورت جزوه‌های کوچک به نام «صحایف» در دسترس برخی از اصحاب بوده‌اند و تعدادی از آن صحیفه‌ها را با سندهای متفاوت در قوت و ضعف به شرح زیر گزارش کرده‌اند:
۱- صحیفه ابوبکر صدیق (م ـ ۱)، ام‌المؤمنین عایشه رضی‌الله عنها گفته است: «پدرم احادیث رسول‌الله  تا پانصد حدیث جمع کرده و نوشته بود، ناگاه شبی از شب‌ها آرام نگرفت و همواره از پهلویی به پهلوی دیگر می‌گشت و من از مشاهده این وضع غمگین و نگران شدم و عرض کردم: «این ناآرامی بر اثر درد و ناراحتی است یا خبر ناخوشایندی به تو رسیده است»، و وقتی که روز شد به من گفت: آن احادیثی که پیش توست بیاور، و وقتی آن نوشته را آوردم آتش را خواست و آن را سوزاند و به او عرض کردم چرا این نوشته را سوزاندی؟ در جواب گفت: می‌ترسم بمیرم و این نوشته بنام من باقی بماند، من احادیثی را از کسانی که مورد اطمینان من بوده‌اند روایت کرده‌ام و ممکن است آنها واقعیت را برای من روایت نکرده باشند، و در نتیجه من سبب شوم که خلاف واقعیت بنام احادیث روایت گردد.

۲- صحیفه علی مرتضی : بخاری  محدث در صحیح خود از ابی‌جحفه روایت می‌کند که به علی گفتم: آیا در نزد شما کتابی وجود دارد علی در جواب گفت: نه، غیر از کتاب خدا و درک و فهمی که به مرد مسلمانی داده شده است ، و به غیر از آنچه در این صحیفه هست چیزی در نزد ما نیست ، گفتم در این صحیفه  چه چیزهایی وجود دارد؟ در جواب گفت موضوع حکم دیه و آزاد کردن اسیر و اینکه مسلمان به قصاص قتل کافر کشته نمی‌شود» و قسطلانی در شرح این صحیفه نوشته است: «برگی بود نوشته شده و به قبضه شمشیر او آویزان بود، و بر حسب روایت نسائی، علی مرتضی در این هنگام نوشته‌ای غلاف شمشیرش  بیرون آورده، و برخی ترجیح می‌دهند  که عبارت علی مرتضی: «به غیر از آنچه در این صحیفه هست» اشاره به همان منشور وحدت شهروندان مدینه بوده، که پیامبر در سال اول هجرتش به مدینه، به منظور حفظ حقوق تمام شهروندان ـ اعم از مسلمان و غیر مسلمان ـ دستور داد آن منشور را با همین سرآغاز بنویسند: «هذا کتاب  محمد النبیّ رسو‌ل‌الله بین المؤمنین و المسلمین من قریش  و اهل یثرب و من تبعهم فلحق بهم و جاهد معهم انهم امّه واحده من دون الناس» که در این منشور عبارت «اهل هذه الصحیفه» پنج مرتبه تکرار شده است و مطالب مذکور «حکم دیه و آزاد کردن اسیر و …» از بخش‌های مهم آن منشور بوده است.

۳- صحیفه عبدالله‌بن عمروعاص (م ـ ۶۵) که از بزرگترین جزوه‌ها و به گفته ابن اثیر مشتمل بر یک هزار حدیث بوده و از معروف‌ترین صحیفه‌ها به شمار می‌آید، و عبدالله با اجازه پیامبر این احادیث را یادداشت کرده است، زیرا روایت گردیده که روزی عبدالله به خدمت پیامبر آمد و عرض کرد آیا هر چه از تو شنیدم اجازه هست آن را به قید کتابت  درآورم؟ پیامبر فرمود: بلی، عبدالله گفت چه در حال شادی و رضا و چه در حال قهر و عصبانیت؟ پیامبر فرمود: بلی همه را به قید کتابت درآور، زیرا در هیچ شرایطی من جز حق چیزی نمی‌گویم و این صحیفه در مسند امام احمد  مندرج و روایت گردیده است و به «صحیفه صادقه»  معروف است و عمروبن شعیب (م ـ ۱۲۰) نوه عبدالله بن عمروعاص و همچنین مجاهد (م ـ ۱۰۳) تابعی بزرگوار این صحیفه را از عبدالله بن عمروعاص روایت کرده‌اند و این دو راوی شخصاً این صحیفه را دیده‌اند، زیرا عمروبن شعیب (م ـ ۱۲۰) فرد بسیار نزدیک به خانواده عبدالله بن عمروعاص بوده و مجاهد نیز خود گفته است: «روزی به ملاقات عبدالله بن عمروعاص رفتم و به آن صحیفه که در زیر فرش جلو او بود دست بردم مرا از بیرون آوردن آن منع کرد، گفتم عجیب است تو تا حال هیچ چیزی را از من دریغ نکرده‌ای! گفت: این «صحیفه صادقه» است شخصاً احادیث مندرج در آن را از خود پیامبر شنیده‌ام  و کسی واسطه نبوده است.

۴- صحیفه سعدبن عباده انصاری (م ـ ۱۵) ترمذی  محدث روایت کرده است که: سعدبن عباده انصاری صحیفه‌ای در اختیار داشت که در آن پاره‌ای از احادیث و سنت‌های  رسول‌الله را گردآوری کرده بود، این صحیفه بعدها توسط فرزند همین  صحابی روایت گردید و بنا به نقل بخاری محدث این صحیفه نسخه‌ای از همان صحیفه عبدالله بن اوفی  است که احادیثی را به دست خود استنساخ کرده و مردم نیز آن را در محضر او سماع و قرائت کرده‌اند.

۵- صحیفه جابربن  عبدالله (م ـ ۷۸) که به اعتقاد مسلم حدیث در صحیحش این صحیفه درباره مراسم حج مشتمل بر احادیثی بوده است و احتمال دارد که برخی از احادیث آن در حجه‌الوداع و ضمن خطبه مفصل پیامبر ذکر شده باشند، و امری که این احتمال را قوت می‌بخشد این است که قتاده تابعی (م ـ ۱۱۸) درباره اهمیت این صحیفه می‌گفت: «من برای حفظ صحیفه جابر به اندازه حفظ سوره بقره  اهمیت می‌دهم و بعید نیست احادیثی را که سلیمان ‌بن قیس یشکری یکی از شاگردان جابر آنها را روایت کرده، از همین صحیفه  نقل کرده باشد، و شایان توجه است که برای روایتی ارزش قایل شویم مبنی بر اینکه وهب بن منبه (م ـ ۱۱۴) احادیث جابر را از املا کردن او روایت کرده  هنگامی که جابر حلقه درسش را در مسجد پیامبر تشکیل می‌داد و احتمال دارد آن احادیث هم از صحیفه جابر نقل شده باشند، و کمترین نتیجه این گزارش‌ها این است که آن صحیفه در بین مردم معروف بوده، و ممکن است بعضی از شاگردان جابر آن استنساخ کرده باشند هر چند امروز اثر محسوسی از این نسخه‌ها دیده نمی‌شود.

۶- صحیفه سمره بن جندب (م ـ ۶۰) که احادیث بسیاری در آن نوشته شده بود، و نسخه بزرگی بود که بعد از وفات سمره پسرش آن را به ارث برد  و از آن صحیفه روایت  می‌کرد و گمان می‌رود این صحیفه همان رساله‌ای باشد که سمره برای فرزندانش ارسال داشته و ابن سیرین درباره آن گفته: «در رساله سمره که برای فرزندانش فرستاده، علم بسیاری  وجود داشت».

۷- صحیفه عبدالله بن عباس (م ـ ۶۹) که به یادداشت و نوشتن بسیاری از احادیث و سیره رسول‌الله در لوح‌ها اقدام نمود و آنها را با خود به محافل  علمی می‌برد، و به طور تواتر نقل گردیده که بعد از وفاتش کتاب‌های به جا مانده‌اش بار یک شتر بود ، و شاگردش سعدبن جبیر آنچه ابن عباس بر او می‌خواند یادداشت می‌کرد و اگر کاغذ تمام می‌شد آنها را بر لباس خود و گاهی روی کف دست خود می‌نوشت و بعد از مراجعت به منزل، آنها را به برگ‌هایی از کاغذ منتقل  می‌نمود. و صحیفه ابن عباس مدت‌ها نزد همگان معروف و استفاده از آن متداول بود، و فرزندش علی این صحیفه را از پدرش ارث برده  است و مردم تا آن اندازه در هر زمانی آن را مورد استفاده و روایت خود قرار داده‌اند که کتاب‌های تفسیر و حدیث پر از روایت‌های ابن عباس گردیده است، اما معلوم نیست خود آن صحیفه درچه زمانی و به چه شکل و علتی از بین رفته است.

۸- صحیفه گردآوری ابوهریره که شاگردش تابعی معروفی همام‌بن منبه (م ـ ۱۰۱) از او روایت کرده است و بعد به صحیفه همام معروف گردیده است و این صحیفه از چندین جهت جایز اهمیت است. یکی از این جهت که این صحیفه همان‌گونه که ابوهریره احادیثش را روایت و همام آن را تدوین نموده عیناً به دست ما رسیده است و شایسته است آن را «صحیفه صحیحه»  بنامیم همان‌گونه که صحیفه عبدالله بن عمر را «صحیفه صادقه» نامیده‌اند و برای اولین بار محقق پژوهشگر دکتر محمد حمیدالله از دو نسخه خطی و مانند هم از صحیفه همام در دمشق و برلن خبر داد، و آنچه ما را از صحت مندرجات آنها مطمئن می‌کند این است که احادیث موجود در آنها تمام و کمال در مسند امام احمد آمده‌اند و بسیاری از احادیث این صحیفه نیز در صحیح بخاری در ابواب گوناگون  دیده می‌شوند و این صحیفه مشتمل بر یک صد و سی و هفت حدیث است و جهت اهمیت دیگر این صحیفه این است که به صورت علمی و عینی بیشتر از صحیفه‌های دیگر دلالت دارد بر اینکه زیرا همام در سال چهل متولد و ابوهریره استادش در پنچاه و هشت متوفی گشته و بدیهی است تدوین این صحیفه به وسیله همام قطعاً قبل از وفات استادش بوده است، زیرا تمام احادیث موجود در این صحیفه را از ابوهریره استماع نموده است و وجود این صحیفه و امثال آن این شایعه را که حدیث فقط در آغاز قرن سوم تدوین شده است به کلی تکذیب  می‌کند.

منبع: تاریخ حدیث و ضبط و ثبت احادیث/ مؤلف: عبدالله احمدیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *