خانه / اصحاب / وظیفه ما در برابر یاران پیامبر ص

وظیفه ما در برابر یاران پیامبر ص

وظیفه ما در برابر یاران پیامبر ص

اصحاب پیامبر ص بر متأخرین و کسانی که پس از ایشان آمده‌‏اند حقوق زیادی دارند، از جمله:

أولاً: احترام و دوست داشتن آنان و حرام بودن کینه نسبت به هر یک از آنان.
در این باره آیات و احادیث زیادی وارد شده است از جمله:
خداوند می‌فرماید: «‏وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ‏» (الحشر: ١٠).
«(همچنین) کسانی که بعد از آنها (مهاجران و انصار) آمدند و می‌گویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حس و کینه‌ای نسبت به مؤمنان قرار مده، پروردگارا! تو مهربان و رحیمی».

امام مالک می‌گوید: هر کس نسبت به یکی از یاران محمد ص نفرت داشته باشد، یا در دل او کینه ای وجود داشته باشد، هیچ سهمی در فیء و بیت‌المال مسلمانان ندارد (یعنی مسلمان نیست)، سپس آیه فوق: ‏وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا… را تلاوت نمود.

عدی بن ثابت روایت می‌کند که براء از پیامبر ص روایت می‌کند که آن حضرت در باره انصار فرمود: «لا یحبهم إلاَّ مؤمن، ولا یبغضهم إلاَّ منافق، من أحبهم أحبه الله، ومن أبغضهم أبغضه الله». رواه مسلم.
«بجز مؤمن کس دیگری انصار را دوست ندارد، و به جز منافق کس دیگری نسبت به آنها نفرت نمی‌ورزد، و هرکس آنها را دوست داشته باشد، خدا نیز او را دوست دارد، و هر کس آنها را مورد کینه قرار دهد، خدا او را مورد کینه و دشمنی قرار می‌دهد».

ثانیاً: دعا کردن برای آنها و فرستادن رحمت و طلب استغفار برایشان
خداوند همه مؤمنانی را که بعد از یاران پیامبر ص آمده‌اند، جهت دعاء کردن برای آنها، و فرستادن رحمت به روح پاکشان فرا می‌خواند، چنانکه می‌فرماید: «‏وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ‏» (الحشر: ١٠).
«(همچنین) کسانی که بعد از آنها (مهاجران و انصار) آمدند و می‌گویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حس و کینه‌ای نسبت به مؤمنان قرار مده، پروردگارا! تو مهربان و رحیمی».

عروه (بن زبیر )  می‌گوید: عائشه  به من گفت:  «یا ابن أختی أُمروا أن یستغفروا لأصحاب النبی ص فسبوهم». رواه مسلم.
«ای خواهر زاده من، به آنان دستور داده شده تا برای یاران پیامبر ص استغفار کنند، ولی آنها را دشنام دادند».

امام النووی : می‌گوید:  … قاضی عیاض می‌گوید: ظاهرا عائشه وقتی این سخن را گفته که شنیده است اهل مصر در باره عثمان بدگوئی کرده‌اند، و اهل شام در باره علی، و حروریه (خوارج) در باره همه اصحاب بدگوئی کرده و سخنان ناشایست گفته‌اند.

ثالثاً: دوری از سب و دشنام دادن به آنها یا پایین آوردن شخصیت و کاستن مقام و منزلت آنان
نصوص و سخنان بسیاری در باره تحریم سب و دشنام دادن و یا طعن زدن به آنان و کاستن قدر و منزلتشان وارد شده است. از جمله:
بخاری و مسلم در صحیح‌شان از ابو سعید خدری روایت مى‌کنند که پیامبر ص فرمود: «لا تسبوا أصحابی، فوالذی نفسی بیده لو أنَّ أحدکم أنفق مثل أحد ذهباً ما أدرک مد أحدهم ولا نصیفه».
«یاران مرا دشنام ندهید. سوگند به کسی که جان من در دست اوست. اگر یکی از شما به اندازه کوه اُحد طلا و جواهرات را در راه خدا ببخشد به پای یک مشت آنان بلکه به نصف آن هم نخواهد رسید».

ابن عباس روایت می‌کند که پیامبر ص فرمود: «من سب أصحابی فعلیه لعنه الله والملائکه والناس أجمعین».
«هر کس یاران مرا دشنام دهد لعنت خدا و فرشتگان و تمامی مردم، بر او باد».

رابعاً: خودداری و سکوت کردن در مورد اختلاف و جر و بحثهایی که در بین آنان رخ داده است
ابن مسعود از رسول الله ص روایت می‌کند که فرمود: «إذا ذُکر القدر فأمسکوا، وإذا ذُکر أصحابی فأمسکوا».
«هرگاه در باره قضا و قدر سخن به میان آمد و یا در مورد یاران من بحث پیش آمد سکوت اختیار کنید».

پس مذهب اهل سنت و جماعت بهترین دیدگاه و زیباترین گمان را در مورد یاران پیامبر دارد، و در مورد جر و بحثهایی که بین آنان رخ داده سکوت اختیار کرده، و جنگ و جدال میان آنان را تأویل می‌کند زیرا که آنان مجتهد بودند و در اجتهاداتشان اجر و پاداش مى‌برند خواه، خطا و اشتباه کرده باشند و یا حق را اصابت نموده باشند، زیرا که آنان مخلص بوده‌اند، و هر گروه، رأی و نظر و نیت خوبی داشته که از آن دفاع نموده است، و اختلاف آنان بر مسابقه در ثروت اندوزی و دنیاپرستی نبوده است، بلکه اجتهادشان در راستای تطبیق و اجرای شریعت اسلام بوده است، پس آنان لایق‌ترین و شایسته‌ترین کسانى‌اند که باید برایشان عذر آورد، و در باره‌اشان حسن ظن داشت.

و سخنان زیادی از جانب بعضی از سلف صالح وارد شده که موقف صحیح مسلمان را در مقابل آنچه بین یاران پیامبر ص رخ داده، بیان می‌دارد ؛ از جمله:

عبدالله بن مبارک : می‌گوید: آنچه بین آنها اتفاق افتاده، فتنه‌اى بوده که خداوند شمشیرهای ما را از آن نگه داشته و حفظ نموده است، پس ما باید زبان خود را از آن حفظ کنیم و نگه داریم.

عمر بن عبدالعزیز می‌گوید: آن، خونهائی بوده که خداوند دست مرا به آن آلوده نکرده، پس چرا زبان خود را به آن آلوده کنیم، مَثَل یاران پیامبر مانند چشم است، و دوای چشم، لمس نکردن آن است.

امام بیهقی در توضیح و تشریح سخنان عمر بن عبدالعزیز می‌گوید: این سخنی است بسیار نیکو و زیبا، زیرا سکوت در مورد آنچه که به انسان ربط ندارد عین حق و صواب است.

امام أحمد می‌گوید: بسیار واضح و آشکار است و نیازی به دلایل و براهین ندارد، این که محاسن و نیکی‌های همه یاران پیامبر ص ذکر شوند، و از ذکر بدیها و اختلافات و آنچه بین آنها اتفاق افتاده پرهیز شود.

باز هم امام أحمد در جای دیگری هنگامی که از یاران پیامبر ص سخن به میان آمده چنین می‌گوید: خداوند همه آنها را رحمت کند، زیرا که خداوند، معاویه، و عمرو بن العاص، و أبوموسى أشعری، و مغیره، و همه آنها را در کتاب خود چنین توصیف نموده است: « سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ»   (الفتح: ٢٩). «نشانه (اطاعت) آنها (از خداوند) در صورتشان از اثر سجده (و عبادت) نمایان است».

 

***********************************

منبع: بهترین انسان‌ها بعد از پیامبران (ترجمه کتاب: (خیرکم قرنی))/ تهیه کننده: وزارت اوقاف و شؤون اسلامى – کویت/ ترجمه: اسحاق بن عبدالله العوضی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *