خانه / مقالات / رسالت محمد (ص) برای تمام جهانیان است

رسالت محمد (ص) برای تمام جهانیان است

رسالت محمد (ص) برای تمام جهانیان است

این از جمله مسائل روشن و آشکار اسلام است که در آن شکی نیست و اختلافی وجود ندارد و برای همه معروف و شناخته شده می‌باشد که: رسالت محمد ص همه را در بر می‌گیرد و تنها مخصوص عرب نیست کسی که در میان‌شان مبعوث گردید و رشد و نما کرد. و یهود و نصاری نیز جزئی از این عالمی هستند که محمد به سویشان فرستاده شده تا آنان را از گمراهی به سوی هدایت و از تاریکی به سوی نور بیاورد.

و انجام این کار توسط او از مسلمات و ضروریات دین اسلام می‌باشد دلیل بر آن بسیار است که در شماره نمی‌آید. و ما در اینجا به ذکر بعضی از آن دلایل می‌پردازیم: الله تعالی خطاب به پیامبرش می‌فرماید: ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰکَ إِلَّا رَحۡمَهٗ لِّلۡعَٰلَمِینَ ١٠٧﴾ [الأنبیاء: ۱۰۷] «و ما تو را جز رحمتی برای عالمیان نفرستادیم». ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰکَ إِلَّا کَآفَّهٗ لِّلنَّاسِ بَشِیرٗا وَنَذِیرٗا وَلَٰکِنَّ أَکۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا یَعۡلَمُونَ ٢٨﴾ [سباء: ۲۸] «و ما تو را جز بشارت‌دهنده و انذار‌کننده برای مردم نفرستادیم». ﴿قُلۡ یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ إِنِّی رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَیۡکُمۡ جَمِیعًا﴾ [الأعراف: ۱۵۷] «بگو ای مردم من رسول خدا به سوی همه شما هستم». ﴿تَبَارَکَ ٱلَّذِی نَزَّلَ ٱلۡفُرۡقَانَ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦ لِیَکُونَ لِلۡعَٰلَمِینَ نَذِیرًا ١﴾ [الفرقان: ۱] «مبارک است کسی که فرقان را بر بنده خویش نازل نمود تا برای عالمیان انذار‌کننده‌ای باشد». و در سه سوره از قرآن کریم این آیه آمده است: ﴿هُوَ ٱلَّذِیٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِینِ ٱلۡحَقِّ لِیُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّینِ کُلِّهِ﴾ [التوبه: ۳۳]، [الفتح: ۲۸] و [الصف: ۹] «او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر تمام دین‌ها غالب گرداند». و معنی آن برتری اسلام بر تمام ادیان که از آن جمله دین اهل کتاب می‌باشد.

و بیشتر از آن قرآن به ارسال محمدص به طور خصوص به سوی اهل کتاب تصریح می‌کند و این حقیقتی واضح و آشکار می‌باشد. خداوند می‌فرماید: ﴿یَٰٓأَهۡلَ ٱلۡکِتَٰبِ قَدۡ جَآءَکُمۡ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمۡ عَلَىٰ فَتۡرَهٖ مِّنَ ٱلرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَآءَنَا مِنۢ بَشِیرٖ وَلَا نَذِیرٖۖ فَقَدۡ جَآءَکُم بَشِیرٞ وَنَذِیرٞۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ قَدِیرٞ ١٩﴾ [المائده: ۱۹] «ای اهل کتاب، پیامبر ما به سوی شما آمده که در دوران فترت رسولان برای شما بیان می‌کند، تا مبادا بگویید: برای ما بشارت‌دهنده و انذار‌کننده‌ای نیامد. پس قطعاً برای شما بشارت‌دهنده و انذار‌کننده آمده است. و خداوند بر هر چیزی تواناست». ﴿یَٰٓأَهۡلَ ٱلۡکِتَٰبِ قَدۡ جَآءَکُمۡ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمۡ کَثِیرٗا مِّمَّا کُنتُمۡ تُخۡفُونَ مِنَ ٱلۡکِتَٰبِ وَیَعۡفُواْ عَن کَثِیرٖۚ قَدۡ جَآءَکُم مِّنَ ٱللَّهِ نُورٞ وَکِتَٰبٞ مُّبِینٞ ١۵ یَهۡدِی بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ وَیُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذۡنِهِۦ وَیَهۡدِیهِمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِیمٖ ١۶﴾ [المائده: ۱۵ – ۱۶] «ای اهل کتاب، پیامبر ما به سوی شما آمده است که بسیاری از چیزهایی از کتاب را که پوشیده می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و از بسیاری در می‌گذرد. قطعاً از جانب خداوند برای شما روشنایی و کتابی روشنگر آمده است. خداوند هر کس را که از خشنودی او پیروی کند به وسیله آن به راه‌های سلامت هدایت‌شان می‌کند».

و آیات قرآن به صورت متوالی یهود و نصاری را به سوی ایمان به رسالت محمد ص و به آن کتابی که خداوند بر او نازل نموده و تصدیق‌کننده کتاب‌های قبل از خود و نگهبان و شاهد بر آن‌هاست یعنی تصحیح‌کننده و تکیمل‌کننده آن‌هاست، دعوت می‌کند و از تخلف و سرپیچی از این ایمان آن‌ها را برحذر می‌دارد. الله تعالی خطاب به بنی اسرائیل می‌فرماید: ﴿یَٰبَنِیٓ إِسۡرَٰٓءِیلَ ٱذۡکُرُواْ نِعۡمَتِیَ ٱلَّتِیٓ أَنۡعَمۡتُ عَلَیۡکُمۡ وَأَوۡفُواْ بِعَهۡدِیٓ أُوفِ بِعَهۡدِکُمۡ وَإِیَّٰیَ فَٱرۡهَبُونِ ۴٠ وَءَامِنُواْ بِمَآ أَنزَلۡتُ مُصَدِّقٗا لِّمَا مَعَکُمۡ وَلَا تَکُونُوٓاْ أَوَّلَ کَافِرِۢ بِهِۦۖ وَلَا تَشۡتَرُواْ بِ‍َٔایَٰتِی ثَمَنٗا قَلِیلٗا وَإِیَّٰیَ فَٱتَّقُونِ ۴١ وَلَا تَلۡبِسُواْ ٱلۡحَقَّ بِٱلۡبَٰطِلِ وَتَکۡتُمُواْ ٱلۡحَقَّ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ ۴٢﴾ [البقره: ۴۰ – ۴۲] «ای بنی اسرائیل نعمت‌هایی را که بر شما ارزانی داشتم به یاد آورید و به پیمانم وفا کنید تا به پیمانتان وفا کنم و تنها از من بترسید. بدآنچه نازل کرده‌ام که تصدیق‌کننده همان چیزی است که با شماست, ایمان آورید و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیز مفروشید و تنها از من پروا کنید. و حق را به باطل در نیامیزید و حقیقت را با آنکه خود می‌دانید کتمان نکنید». در اینجا خداوند امر می‌کند که به آنچه از قرآن نازل نموده و تصدیق‌کننده همان چیزی است که نزد ایشان است، ایمان آورند و جزو نخستین کسانی که به آن کافر شدند نباشند.

و خداوند به جایگاه یهود در قرآن اشاره می‌کند و می‌فرماید: ﴿وَإِذَا قِیلَ لَهُمۡ ءَامِنُواْ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ نُؤۡمِنُ بِمَآ أُنزِلَ عَلَیۡنَا وَیَکۡفُرُونَ بِمَا وَرَآءَهُۥ وَهُوَ ٱلۡحَقُّ مُصَدِّقٗا لِّمَا مَعَهُمۡۗ﴾ [البقره: ۹۱] «و چون به آن‌ها گفته شود به آنچه خداوند نازل نموده ایمان آورید می‌گویند: به آنچه بر خودمان نازل شده ایمان می‌آوریم. و به غیر آن با آنکه حق و مؤید همان چیزی است که با آنان است کافر می‌شوند».

خداوند موقف بنی اسرائیل را نسبت به پیامبران به روشنی بیان می‌نماید: ﴿وَلَقَدۡ ءَاتَیۡنَا مُوسَى ٱلۡکِتَٰبَ وَقَفَّیۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ بِٱلرُّسُلِۖ وَءَاتَیۡنَا عِیسَى ٱبۡنَ مَرۡیَمَ ٱلۡبَیِّنَٰتِ وَأَیَّدۡنَٰهُ بِرُوحِ ٱلۡقُدُسِۗ أَفَکُلَّمَا جَآءَکُمۡ رَسُولُۢ بِمَا لَا تَهۡوَىٰٓ أَنفُسُکُمُ ٱسۡتَکۡبَرۡتُمۡ فَفَرِیقٗا کَذَّبۡتُمۡ وَفَرِیقٗا تَقۡتُلُونَ ٨٧ وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلۡفُۢۚ بَل لَّعَنَهُمُ ٱللَّهُ بِکُفۡرِهِمۡ فَقَلِیلٗا مَّا یُؤۡمِنُونَ ٨٨ وَلَمَّا جَآءَهُمۡ کِتَٰبٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٞ لِّمَا مَعَهُمۡ وَکَانُواْ مِن قَبۡلُ یَسۡتَفۡتِحُونَ عَلَى ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ فَلَمَّا جَآءَهُم مَّا عَرَفُواْ کَفَرُواْ بِهِۦۚ فَلَعۡنَهُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلۡکَٰفِرِینَ ٨٩ بِئۡسَمَا ٱشۡتَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡ أَن یَکۡفُرُواْ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بَغۡیًا أَن یُنَزِّلَ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ عَلَىٰ مَن یَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۖ فَبَآءُو بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٖۚ وَلِلۡکَٰفِرِینَ عَذَابٞ مُّهِینٞ ٩٠﴾ [البقره: ۸۷ – ۹۰] «همانا به موسی کتاب را دادیم و پس از او پیامبرانی را پشت سر هم فرستادیم و به عیسی پسر مریم معجزات آشکار بخشیدیم و او را با روح القدس تأیید کردیم پس چرا هرگاه پیامبری چیزی را که خوشایند شما نبود برایتان آورد تکبر ورزیدید؟ گروهی را دروغگو خواندید و گروهی را کشتید. و گفتند: دل‌های ما در غلاف است بلکه خداوند به سزای کفرشان لعنت‌شان کرده است. پس آنان که ایمان می‌آورند چه اندک شمارند. و هنگامی که از جانب خداوند کتابی که تصدیق‌کننده آنچه نزد آنان است برایشان آمد و از دیر باز بر کسانی که کافر شده بودند پیروزی می‌جستند؛ ولی همین که آنچه را می‌شناختند برایشان آمد، بدان کافر شدند. پس لعنت خدا بر کافران باد. وای که به چه بد بهایی خود را فروختند که به آنچه خداوند نازل کرده بود از سر رشک انکار کردند، که چرا خداوند از فضل خویش بر هرکس از بندگانش که بخواهد فرو می‌فرستد پس به خشمی بر خشم دیگر گرفتار آمدند. و برای کافران عذابی خفت وار است».

یهود قبل از بعثت محمد ص هرگاه با عرب می‌جنگیدند به آن‌ها می‌گفتند: به زودی رسولی از نزد پروردگار مبعوث می‌گردد به آن ایمان خواهیم آورد و با شما می‌جنگیم و بر شما پیروز می‌شویم.

الله تعالی می‌فرماید: ﴿وَلَقَدۡ أَنزَلۡنَآ إِلَیۡکَ ءَایَٰتِۢ بَیِّنَٰتٖۖ وَمَا یَکۡفُرُ بِهَآ إِلَّا ٱلۡفَٰسِقُونَ ٩٩ أَوَ کُلَّمَا عَٰهَدُواْ عَهۡدٗا نَّبَذَهُۥ فَرِیقٞ مِّنۡهُمۚ بَلۡ أَکۡثَرُهُمۡ لَا یُؤۡمِنُونَ ١٠٠ وَلَمَّا جَآءَهُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٞ لِّمَا مَعَهُمۡ نَبَذَ فَرِیقٞ مِّنَ ٱلَّذِینَ أُوتُواْ ٱلۡکِتَٰبَ کِتَٰبَ ٱللَّهِ وَرَآءَ ظُهُورِهِمۡ کَأَنَّهُمۡ لَا یَعۡلَمُونَ ١٠١﴾ [البقره:۹۹ – ۱۰۱] «همانا بر تو آیاتی روشن فرو فرستادیم و جز فاسقان کسی به آن کافر نمی‌شود. و مگر نه این بود که هرگاه پیمانی بستند گروهی از ایشان آن را دور افکندند؟ بلکه بیشترشان ایمان نمی‌آورند. و آنگاه که فرستاده‌ای از جانب پروردگار برایشان آمد که آنچه را با آنان بود تصدیق می‌داشت گروهی از اهل کتاب، کتاب خدا را پشت سر انداختند چنانکه گویی نمی‌دانند».

در سوره نساء خداوند سبحانه و تعالی صراحتاً اهل کتاب را ندا می‌دهد که به آنچه بر محمد نازل کرده ایمان آورند و در صورتی که آن را انجام ندهند با مسخ و لعن ایشان را تهدید می‌کند. الله تعالی می‌فرماید: ﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ أُوتُواْ ٱلۡکِتَٰبَ ءَامِنُواْ بِمَا نَزَّلۡنَا مُصَدِّقٗا لِّمَا مَعَکُم مِّن قَبۡلِ أَن نَّطۡمِسَ وُجُوهٗا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰٓ أَدۡبَارِهَآ أَوۡ نَلۡعَنَهُمۡ کَمَا لَعَنَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلسَّبۡتِۚ وَکَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولًا ۴٧﴾ [النساء: ۴۷] «ای کسانی که به شما کتاب داده شده است، به آنچه فرو فرستادیم و تصدیق‌کننده همان چیزی است که با شماست ایمان بیاورید پیش از آنکه چهره‌هایی را محو کنیم و در نتیجه آن‌ها را به قهقرا بازگردانیم یا همچنانکه اصحاب سبت را لعنت کردیم آنان را لعنت کنیم و فرمان خدا همواره تحقق یافته است.» روشنی این نص مانند روشنی خورشید در روز بهاری است.

سرانجام پیامبر ص نمایندگانی را به سوی پادشاهان اهل کتاب از نصاری فرستاد که حامل نامه او برای ایشان بودند که در آن آن‌ها را به سوی اسلام و ترک آنچه از کفر و ضلالت بر آن بودند دعوت می‌کرد. همچنین نمایندگانی را به سوی کسری پادشاه فارس، و رئیس مجوس که آتش پرست بودند، و به سوی قیصر پادشاه روم که به هرقل معروف بود و همچنین به سوی نجاشی پادشاه حبشه و به سوی مقوقس فرماندار مصر که از طرف دولت روم بر آن قرار داشتند و به سوی امیران شهرهای شام که همه آن‌ها اهل کتاب و نصرانی بودند فرستاد و آنان را دعوت نمود که تسلیم اسلام گردند تا خداوند دو بار به آن‌ها پاداش دهد: یک بار به خاطر دینشان که قبل از تبلیغ دعوت اسلام بر آن بودند و بار دوم به خاطر داخل شدنشان در دین اسلام. سپس نامه‌هایش را با این آیه به پایان می‌رساند: ﴿قُلۡ یَٰٓأَهۡلَ ٱلۡکِتَٰبِ تَعَالَوۡاْ إِلَىٰ کَلِمَهٖ سَوَآءِۢ بَیۡنَنَا وَبَیۡنَکُمۡ أَلَّا نَعۡبُدَ إِلَّا ٱللَّهَ وَلَا نُشۡرِکَ بِهِۦ شَیۡ‍ٔٗا وَلَا یَتَّخِذَ بَعۡضُنَا بَعۡضًا أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِۚ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُولُواْ ٱشۡهَدُواْ بِأَنَّا مُسۡلِمُونَ ۶۴﴾ [آل عمران: ۶۴] «بگو: ای اهل کتاب، بیایید به سوی کلمه‌ای که میان ما و شما یکسان است و آن این است که هیچ کس را جز الله نپرستیم و چیزی را با او شریک نگردانیم و بعضی از ما بعض دیگر را غیر از خدا به خدایی نگیرد. پس اگر روی گرداندند بگویید شهادت دهید که ما مسلمانیم».

و این آیه به صراحت روشن می‌نماید که نصاری توحیدشان را با شرک مخلوط نمودند و بعضی از آن‌ها بعضی دیگر را به جای خداوند به خدایی گرفتند پس از راه مستقیم که ملت ابراهیم حنیف بر آن می‌باشد منحرف شدند. و این از اموراتی است که خداوند بر ایشان از قول خودشان آن را ثبت نموده است که گفتند: ﴿قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ ثَالِثُ ثَلَٰثَهٖۘ﴾ [المائده: ۷۳] «خداوند سومین سه است» ﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡمَسِیحُ ٱبۡنُ مَرۡیَمَ﴾ [المائده: ۷۲] «خداوند همان مسیح بن مریم است». ﴿ٱلۡمَسِیحُ ٱبۡنُ ٱللَّهِ﴾ [التوبه: ۳۰] «مسیح پسر خداست». و الله تعالی می‌فرماید: ﴿ٱتَّخَذُوٓاْ أَحۡبَارَهُمۡ وَرُهۡبَٰنَهُمۡ أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسِیحَ ٱبۡنَ مَرۡیَمَ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِیَعۡبُدُوٓاْ إِلَٰهٗا وَٰحِدٗاۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ سُبۡحَٰنَهُۥ عَمَّا یُشۡرِکُونَ ٣١﴾ [التوبه: ۳۱] «دانشمندان و راهبان وعیسی پسر مریم را به جای خدا به ربوبیت گرفتند، با آنکه مأمور نبودند جز این که خدای یگانه را بپرستند که هیچ معبودی بر حقی جز او نیست. منزه است او از آنچه شریک می‌گردانند».

**************************************

منبع: موقف اسلام در مورد کفر یهود و نصاری/ مؤلف: دکتر یوسف قرضاوی/ مترجم: هاشم آهنگری

۲ نظر

  1. شما که میگید برای تمام جهانیان
    برای موضوع روزه خداوند در قران میفرماید از سفیدی صبح تا سیاهی شب روزه بگیرید ایا در قطب جنوب یا استوا که روز ها یاشب ها بسیار طولانی است میشود اینگونه روزه گرفت این نشانه این نیست که فقط شبه جزیره عربستان مورد نظر قران بوده است

    • سلام
      خیر علما برای اون مناطق هم فتوا و حکم مناسب آنجا را داده اند
      در دین کلیات و اصول آمده و موارد اجتهادی و رها بعهده مجتهدین متعهد هست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *