خانه / سیره / اهمیت تاریخ رندگانی رسول خدا صلی الله علیه وسلم

اهمیت تاریخ رندگانی رسول خدا صلی الله علیه وسلم

Warning: mysql_query(): Access denied for user ''@'localhost' (using password: NO) in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75 Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home/rasoln/domains/rasol.net/public_html/wp-content/plugins/share4bucks/index.php on line 75

اهمیت  تاریخ رندگانی رسول خدا صلی الله علیه وسلم

ای احمدیان به نام احمد صلوات//هر دم به هزار ساعت از دم صلوات..از نور محمدی دلم مسرورست//پیوسته بگو تو بر محمد صلوات..صلی الله علیه و آله وصحبه و سلم

ماه ربیع الاول است به این بهانه می خواهیم در این خطبه از اهمیت تاریخ زندگانی رسول خدا با شما صحبت کنیم .بزرگواران یکی از نعمتهای بزرگ برای ما مسلمانان اینست که تاریخ زندگانی پر از خیر و برکات رسول خدا در اختیارمان هست و ان شاء الله تا قیام قیامت در اختیار بشریت خواهد بود .بزرگواران این نعمت کمی نیست و خداوند را بر این همه نعمتها شاکریم. اما تاریخ زندگانی رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – فایده ها و مزیت هایی دارد که از جنبه های روحی، عقلی و تاریخی برای خوانندگان لذت بخش است که واضح ترین آنها عبارتند از:

۱ – زندگانی سیدنا محمد – صلى الله علیه وسلم – کامل ترین تاریخ زندگی پیامبری مرسل یا بزرگترین مصلح دنیا می باشد که با صحیح ترین راه های علمی و مطمئن ترین روشها نقل شده است. به طوری که در پیشآمدهای بزرگ و حادثه های شگفت انگیز زندگانی آن حضرت – صلى الله علیه وسلم – ، هیچگونه جایی برای شک و گمان وجود ندارد.
۲ – همه ی مراحل زندگانی پیامبر خدا – صلى الله علیه وسلم – ، به طور کامل واضح و آشکار است : تاریخ نویسان زحمتکش ما، دوران زندگانی ایشان را از زمان ازدواج عبدالله و آمنه، والدین آن حضرت – صلى الله علیه وسلم – تا زمان وفاتش بررسی نموده و آن را ثبت کرده اند. حادثه های فراوانی را از دوران تولد، طفولیت، نوجوانی و جوانی ایشان برای ما بازگو نموده اند و در خصوص مسافرت های خارجی پیامبر – صلى الله علیه وسلم – و تجارت ایشان قبل از بعثت درس هایی به ما آموخته اند. در مورد زندگانی ایشان بعد از آنکه پیامبر شده اند به شکل کاملتر و واضح تری تمام مراحل آن سال به سال بررسی شده و زندگانی او برای مسلمانان به قول عرب ها (اظهر من الشمس) می باشد و این امتیازی است که هیچ کدام از پیامبران سابق و مصلحان بزرگ گذشته آن را نداشته اند.
۳ – سیره ی رسول خدا- صلى الله علیه وسلم – بازگوکننده ی زندگانی شخصیتی است که خداوند او را به رسالت مکرم نمود، و زندگی ایشان با افسانه ها مخلوط نگشت. که در این رهگذر خداوند می فرماید:{لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآَخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا} (احزاب / ۲۱) «یقیناً براى شما در [روش و رفتار] پیامبر خدا الگوى نیکویى است براى کسى که همواره به خدا و روز قیامت امید دارد و خدا را بسیار یاد مى کند».
۴ – زندگی رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – تمام جنبه های اجتماعی زندگانی یک انسان را شامل می شود: چه سیره ی او بازگو کننده ی زندگانی محمدی صلی الله علیه وسلم جوان است که قبل از پیامبر شدن نیز راستگو و امین بود، او بعد از آنکه پیامبر شد برای دعوت مردم به دین اسلام از جذابترین راه ها و وسیله ها استفاده نمود. از طرفی پدر و شوهری مهربان و خوش اخلاق بود که حقوق شوهری و پدری را کاملاً رعایت می نمود و از دیگر سو فرستاده ای راستگو بود که حقوق همنشینان را رعایت می کرد، ایشان جنگجویی شجاع، فرماندهی پیروز، سیاستمداری سربلند، همسایه ای امین و متعهدی راستگو بود.
۵ – روش زندگی و اخلاق سیدنا محمد – صلى الله علیه وسلم – به تنهایی بزرگترین دلیل بر راستی و راستگویی آن حضرت – صلى الله علیه وسلم – می باشد: زیرا پیشرفت رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – فقط از طریق معجزات و کارهای (خارق العاده) نبوده است. بلکه آن حضرت مانند یک انسان معمولی از طریق راه های طبیعی از یک پیروزی به پیروزی دیگری رشد نمود، او اذیت و آزار کافران را قبول کرد تا پیام خداوند را به مردم برساند و یارانی برای ایشان پیدا شد و هر وقت نیاز به جنگ بود می جنگید او فرماندهی حکیم و موفق بود. پایه و اساس مسلمان شدن عرب ها فقط معجزات نبوده زیرا معجزه فقط برای کسانی دلیل است که آن را ببینند و خداوند فقط برای احترام پیامبرش و سرکوب دشمنان آن حضرت کارهای خارق العاده را به ایشان خلعت نموده است. و گرنه همه مسلمانان از راه وجدان و عقل، اسلام را پذیرفته و به پیامبر – صلى الله علیه وسلم – ایمان آورده اند.

اینک پاسخ به یک شبهه از تاریخ زندگانی رسول خدا صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم

شبهه ای که امروز بیشتر غربی ها و همچنین دشمنان اسلام مطرح می کنند، اینکه چرا پیامبر – صلى الله علیه وسلم – در عمر  این همه ازدواج کرده است؟ و چرا چیزی را که برای خودش جایز بوده، برای امتش ناجایز قرار داده است؟ و … این تبلیغات شیطانی به حدی است که متأسفانه بعضی از مسلمانان کم اطلاع نیز تحت تأثیر قرار گرفته اند. و این ناشی از عدم آگاهی آنان از سیره و زندگانی رسول الله – صلى الله علیه وسلم ـ می باشد. و اما در مورد این شبهه، آنچه غربی ها و این افراد مطرح می کنند نه به عنوان دفاع از حق امت اسلامی است، بلکه می خواهند مردم را نسبت به رسول الله – صلى الله علیه وسلم ـ بدبین نمایند. افرادی که در این مورد اعتراض دارند، بهتر است زندگانی همسران پیامبر ـصلى الله علیه وسلم ـ را مورد بررسی قرار دهند، تا بفهمند آیا تمامی آنان قابلیّت مسایل زناشویی را داشته اند یا نه؟ اگر نعوذ بالله پیامبر – صلى الله علیه وسلم ـ به دنبال مسایل شهوانی بوده، چرا وقتی قریش پیشنهاد بهترین دخترها را به او می دهند، قبول نکرد؟ و یا چرا بعداً با وجود توان و جایگاه میان اصحاب ـ که هر کدام حاضر می شدند جان و مال خویش را فدا نمایند ـ چرا از دختران آنان کسی را برای برطرف نمودن این شهوت قوی خویش! (نعوذبالله) انتخاب نکرد؟ مگر دختران جوان و باکره از این بیوه های پیر بهتر نبودند؟! کدام انسان شهوت ران است که در بین دختر جوان و باکره و پیرزن، پیرزن ها و بیوه ها را انتخاب کند؟! پس بزرگواران! ازدواج های پیامبر – صلى الله علیه وسلم – ـ اصلاً به خاطر مسایل زناشویی نبوده، بلکه چندین جنبه داشته است که برخی ازآنها عبارتند از:

۱) جنبه ی سیاسی و ارتباط برقرار کردن با قبیله های مختلف: در آن روزگار که اسلام در آغاز راه بود، برای تسهیل و پیشرفت دعوت می بایست با قبایل و تیره های عرب ارتباط محکمی ایجاد می گشت، مثلا ازدواج رسول الله  با جویریه بدین منظور بوده است، و این امر سبب شد که قبیله بنی مصطلق اسلام را بپذیرند.
۲) جنبه ی اقتصادی و عاطفی: بسیاری از آنان توان خرج زندگی شان را نداشتند و نمی توانستند خود را اداره نمایند، پیامبر – صلى الله علیه وسلم ـ آنان را سرپرستی می کرد. آری با برخی به خاطر وضعیت اجتماعی و مشکلاتی که داشتند ازدواج فرمودند مانند سوده بنت زَمْعَهَ که شوهرش فوت کرده بود و أم سلمه  که شوهرش شهید شده و یتیمانی را از خود به جا گذاشته بود و أم حبیبه  که شوهرش در حبشه مرتد شد و وی در غربت تنها ماند، این ازدواج یک نوع مواسات و همدردی با ایشان بود.
۳) جنبه ی تربیتی: بسیاری از زنان صحابیه برای مسایلی که برایشان پیش می آمد و نیاز به گرفتن پاسخ داشتند به پیامبر – صلى الله علیه وسلم – شان مراجعه می کردند، در حالی که پیامبر – صلى الله علیه وسلم ـ نمی توانست به راحتی جواب آنان را بدهد، اما با این شکل کلاس خوبی را در منزل خویش تشکیل داد و جمعی را تربیت نمود تا به دیگر زنان تعلیم دهند. زندگانی رسول الله – صلى الله علیه وسلم – الگوی تمامی مؤمنان است، همان گونه که خداوند متعال جل جلاله می فرماید: {لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حسنه} (الأحزاب: ۲۱) «به راستی برای شما در رسول الله، الگو و سرمشقی نیکوست ». و افعال و عملکرد رسول الله – صلى الله علیه وسلم – یکی از مصادر مهم تشریع و قانون گذاری است.- برای انتقال و بیان اعمال رسول الله صلی الله علیه وعلی آله و صحبه و سلم در داخل منزل وجود چنین افرادی لازم بود، و این یکی از فلسفه های تعدد همسران رسول الله  است، تا احکام خانوادگی و زناشویی و احکام ویژه ی بانوان را در آن روزگار و تا قیامت برای امت بازگو کنند.

۴)- هم چنین خود آنان که در بیت نبوی تربیت یافتند بتوانند الگوی دیگر زنان مسلمان باشند:  به فضل و منت الهی این گونه شد، همسران رسول الله  الگوی تمامی زنان مؤمن هستند، مثلا عائشه ی صدیقه یکی از بزرگترین راویان حدیث است، این نیز یکی از فلسفه های تعدد همسران رسول الله  است. برای همین در قرآن آمده :یَا نِسَاء النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً سوره أحزاب آیه ۳۲ای همسران پیغمبر ! شما ( در فضل و شرف ) مثل هیچ یک از زنان ( عادی مردم ) نیستید . اگر می خواهید پرهیزگار باشید ( به گونه هوس انگیز ) صدا را نرم و نازک نکنید ( و با اداء و اطواری بیان ننمائید ) که بیمار دلان چشم طمع به شما بدوزند . و بلکه به صورت شایسته و برازنده سخن بگوئید . ( بدان گونه که مورد رضای خدا و پیغمبر او است ) . (وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاهَ وَآتِینَ الزَّکَاهَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً ) سوره أحزاب آیه ۳۳و در خانه های خود بمانید ( و جز برای کارهائی که خدا بیرون رفتن برای انجام آنها را اجازه داده است ، از خانه ها بیرون نروید ) و همچون جاهلیّت پیشین در میان مردم ظاهر نشوید و خودنمائی نکنید ( و اندام و وسائل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید ) و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید . خداوند قطعاً می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت ( پیغمبر ) دور کند و شما را کاملاً پاک سازد . فاذْکُرْنَ مَا یُتْلَى فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ وَالْحِکْمَهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ لَطِیفاً خَبِیراً سوره أحزاب آیه ۳۴و آیات خدا و سخنان حکمت انگیز ( پیغمبر ) را که در منازل شما خوانده می شود ( بیاموزید و برای دیگران ) یاد کنید . بی گمان خداوند دقیق و آگاه است .
۵)ایجاد ارتباط نزدیک با صحابه  و تکریم آنان: یکی دیگر از فلسفه های تعدد همسران رسول الله  است؛ همانند ازدواج رسول الله  با عائشه و حفصه دختران صدیق و فاروق ، و به همین منظور عثمان و علی را به شرف دامادی خویش نائل ساخته و دختران خویش را به عقد آنان در آوردند، رضی الله عنهم أجمعین.

۶) و ازدواج با برخی از زنان به منظور تثبیت حکمی شرعی بوده است: مانند ابطال حکم پسرخواندگی که با زینب بنت جحش بدین خاطر ازدواج نمودند. عربها در دوره جاهلیت ازدواج با مطلقه پسرخوانده خود را نمی پسندیدند. یزدان سبحان خواست این عادات را باطل کند، همان گونه که نسبت دادن پسر به غیر پدر خود را باطل گرداند. خدا به پیغمبرش (صلی الله علیه و سلم) خبر دادکه زینب را به ازدواج او درخواهد آورد بعد از آن که زید زینب را طلاق خواهد داد – تا این که این قانون چنین عادتی را باطل گرداند – ولیکن پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) در دل خود نهان داشت آنچه را که خدا بدو خبر داد. هر زمان که زید در خدمت او از ناممکن بودن زندگی با زینب صحبت می کرد، بدو می فرمود:(أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ).همسرت ( زینب بنت جحش ) را نگاه دار. ( احزاب /۳۷)این هم بدان جهت بودکه پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) می دانست مردمان ازدواج او را با زینب – پس از آن که زید زینب را طلاق می دهد – چه اندازه ناشیرین و ناپسند می شمارند. پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) پنهان می کرد چیزی را که خدا مقدر فرموده بود که آن را نمایان و آشکار سازد وقتی که زید زینب را طلاق دهد … یزدان سبحان درباره این قضیه آیاتی از قرآن را نازل کرد و در آنها پرده برداشت از آنچه در ذهن پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) درگشت و گذار بود. در این آیه ها قوانینی خاطرنشان می شود که خدا می خواهد مقرر دارد شریعت او در این مساله بر آنها استوارگردد: وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَیْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاکَهَا لِکَیْ لا یَکُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوَاجِ أَدْعِیَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَکَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولا).( یادآور شو) زمانی را که به کسی ( زید بن حارثه نام ) که خداوند ( با هدایت دادن وی به اسلام ) بدو نعمت داده بود، و تو نیز ( با تربیت کردن و آزاد نمودن وی ) بدو لطف کرده بودی ، می گفتی : همسرت ( زینب بنت جحش ) را نگاه دار و از خدا بترس . ( ای پیغمبر!) تو چیزی را در دل پنهان می داشتی که خداوند آن را آشکار می سازد، و از مردم می ترسیدی ، در حالی که خداوند سزاوار است که از او بترسی . هنگامی که زید نیار خود را بدو به پایان برد ( و براثر سنگدلی و ناسازگاری زینب ، مجبور به طلاق شد و وی را رها کرد) ما او را به همسری تو درآوردیم . تا مشکلی برای مومنان در ازدواج با همسران پسر خواندگان خود نباشد، بدانگاه که نیاز خود را بدانان به پایان ببرند ( و طلاقشان دهند) . فرمان خدا باید انجام بشود. ( احزاب /۳۷ )عائشه – رضی الله عنها – راست گفته است بدان گاه که فرموده است : اگر محمّد (صلی الله علیه و سلم) چیزی از چیزهائی را پنهان می داشت که ازکتاب خدای بزرگ بدو وحی می گردید، این را پنهان می کرد:(وَتُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ).تو چیزی را در دل پنهان می داشتی که خداوند آن را آشکار می سازد، و از مردم می ترسیدی ، در حالی که خداوند سزاوار است که از او بترسی . ( احزاب /۳۷)

بدین منوال خداوند متعال شریعت خود را اجراء کرد و آن را تحکیم بخشید و استوار بداشت ، و پرده از چیزی برداشت که به ذهن پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) می گذشت و خاطر مبارک او را مکدر می کرد. این چیز زشت شمردن و ناپسند دیدن مردمان ازدواج او با مطلقه پسر خوانده اش زید است . اهریمن نتوانست از این سوراخ رخنه کند. مساله را به کسانی سپرد که در دلهایشان بیماری (کفر و شرک و نفاق) بود، و سنگین دل بودند، و از این واقعه خمیرمایه ای برای دشمنانگی و اختلاف و جدال و ستیز بر می گرفتند، و همیشه هم برمی گیرند!!!
اگر آنگونه که مستشرقین می گویند، این ازدواج ها برای اشباع غریزه می بود، می بایست دخترانی دوشیزه و کم سن و سال را برمی گزیدند، اما جز عایشه – رضی الله عنها – دیگر همسران رسول الله – صلى الله علیه وسلم – همه مطلقه یا بیوه و صاحب فرزند بوده اند، و این عملکرد با غرایز و شهوات هم خوانی ندارد. و موارد دیگری که در اینجا مجال مطرح کردن آن نیست.

و اما در مورد اینکه چرا فقط برای خودش جایز بوده و برای امتش این تعداد زن ممنوع می باشد. باید بگوییم: خداوند سبحان بعضی چیزها را برای پیامبرانش اختصاص داده بود که برای دیگران وجود نداشت. و این فقط در بُعد راحتی و آسایش نبوده، بلکه خیلی وقت ها این اختصاصات از کارهای مشکلی بوده که دیگران از انجام آن معاف بوده اند. به عنوان مثال مسلمانان می توانند شب ها راحت بخوابند، اما رسول الله – صلى الله علیه وسلم ـ باید مقداری از شب را بخوابد و تهجد و ارتباط برقرار کردن با خداوند، برای او واجب بود و مسایل دیگر از این قبیل.

پس افرادی که به مسایل اختصاصی پیامبر- صلى الله علیه وسلم – اعتراض دارند باید جنبه های دیگر آن را نیز بنگرند و فقط مسئله ی ازدواج آن حضرت ـ – صلى الله علیه وسلم – ـ را در نظر نگیرند.

منبع: کانال خطبه‌های نماز جمعه (عزیز باباجانی)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *