خانه / سیره / احوال پیامبر ص با پروردگارشان در حج (۲)

احوال پیامبر ص با پروردگارشان در حج (۲)

احوال پیامبر ص با پروردگارشان در حج (۲)

– تعظیم مشاعر و مراسم(مناسک)دینی
خداوند به بندگانش امر فرموده تا شعایر و مراسم متعلق به دین را با عظمت شمرده و از آن تعظیم و تجلیل به عمل بیاورند، ودر راه حفظ و نگهداشت حرمت و قداست آن با هر وسیله سعی ورزند. زیرا خداوند تعظیم حرمات خویش را جزو اساسی تقوا، و شرطی از شروط بندگی خوانده است، تا بنده بوسیلۀ آن بتواند به ثواب و پاداش بزرگی که برای مؤمنان راستین آماده نموده است نایل آمده و هنگام لقاء باوی از خیر وافر برخوردار گردد. خداوند میفرماید: ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ « الحج: »٣٢(این است– حکم – و هرکس شعایر خدا را تعظیم کند پس در حقیقت این – تعظیم– از تقوای دلهاست).

همچنان الله میفرماید: ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ «الحج: ٣٠»(این است حکم و هر کس  حرمات خداوند را تعظیم کند پس این برایش نزد پروردگارش بهتر است).

همچنان آنحضرت ص که مبلِغ اوامر خداوند به بندگانش هستند، می فرمایند: (از محرمات خداوند بپرهیز، تا از عابدترین بندگان خداوند باشی).
در مقابل بزرگداشت از حرمات، و از سبک شمردن شعایر دینی و پایمال شدن حرمت آن، و تجاوز از حدود تعین شده، وتمسخر و شوخی واستهزاء به امور دین برحذر داشته است. خداوند در مورد حرمت و قدسیت بیت الله الحرام چنین میفرماید: وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِی جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاکِفُ فِیهِ وَالْبَادِ وَمَن یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ«الحج: ٢۵»(وهر کس بخواهد در آن از سر ستمگری الحاد کند – جرمی را مرتکب شود – او را از عذابی درد ناک می چشانیم).
همچنان میفرماند : تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ «البقره: ٢٢٩»(اینها ست حدود الهی، پس از آن تجاوز نکنید، وکسانی که از حدود احکام الهی تجاوز کنند، آنان همان ستمگارا نند).
و خداوند میفرماید: (و هر که الله ورسول او را نا فرمانی کند و از حدود مقرر او تجاوز کند، خداوند او را در آتشی در آورد که جاودانه در آن است و او راست عذاب خفت بار و رسوا کننده).النساء: ١۴

لذا برگزیدگان خداوند، عارفان و عاقلان به آن پی بردند و از تجاوز حرمات خداوند باز ایستادند، که در رأس آنان، امام مرسلین و سرور و سردار عالمیان و پرهیزگارترین مردمان جهان قرار دارد، ایشان شعایر خداوند را تعظیم و توقیر می نمودند و حرمات و حدود مقرر الهی را مراعات نموده از آن حفاظت و حمایت می نمودند و از تجاوز و پایمال شدن مقدسات و حرمات او تعالی بدور بودند. در موسم حج به همه ثابت و آشکار گردید که آنحضرت ص شعایر حج و حدود تعیین شدۀ الله  را چقدر تعظیم و توقیر و رعایت می نمودند، و در حفظ و حمایت حرمت های دینی به کدام پیمانه حرص داشتند، که ما گوشه از نمونه های برجسته آنرا خدمت خوانندگان گرامی به عرض می رسانیم:

*- آنحضرت ص قبل از آنکه احرام بر تن مبارکشان نمایند، غسل نمودند، سپس موهای مبارکشان را با صمغ یا حنا با هم چسپانیدند تا از پراکندگی و ژولیدن موها جلوگیری نماید، و با بهترین عطر جسم خویش را خوشبو نمودند، قسمیکه از زید بن ثابت  روایت است که فرمود: (پیامبرخدا ص را دیدم که غسل نمودند و احرام بستند).  همچنان  از ابن عمر روایت است که فرمود: (شنیدم که آنحضرت ص نیت احرام نمودند در حالیکه سر ایشان (ملبد) بود).  ملبد یا تلبید: عبارت از چسپاندن موی سر ذریعۀ صمغ و یا حنا و یا ختمی است، و سببش آن است که موی ها باهم بچسپد و پراکنده نشود.

و در روایتی که از ام المؤمنین عایشه روایت شده، میفرماید:( پیامبرخداص را قبل از اینکه احرام ببندند، با بهترین عطر خوشبو می نمودم).  و در روایت دیگر چنین آمده: (پیامبر خداص را با بهترین عطری که داشتند خوشبو می ساختم، تا آنکه درخشش عطر را بر سر و ریش ایشان مشاهده می کردم).

*- نمونه ای دیگری از تعظیم نمودن پیامبرخدا ص از شعایر خداوند آنست که ایشان ص از ذی الحلیفه، میقاتگاه اهل مدینه، شترانی را بخاطر شکرانۀ خانه خدا با خود بردند، و این خود بزرگترین تعظیمی به یکی از شعایر الهی است، چنانکه خداوند میفرماید :وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ «الحج: ٣۶»(وشتران فربه را برای شما از جمله شعایر خدا قرار دادیم) .

آنحضرت ص قبل از عزیمت بسوی مکه، با دست شریف شان برگردن برخی از شتران قلاده (گردن بند) انداختند و کوهان آنها را با شمشیر زخمی نمودند تا آنکه خون بیرون آمد، – اینکار بخاطری است تا دانسته شود که آنها شتران قربانی است- قسمیکه از ابن عباس  روایت شده که: (آنحضرت ص نماز چاشت را در ذی الحلیفه ادا نمودند، سپس شتر خویش را طلب نموده و روی کوهان راستش را با شمشیر بریدند تا آنکه خونش ریخت و دو قلاده را بر آن آویختند).  ابن کثیر: میفرماید: (از این حدیث آشکار می گردد که رسول اکرم ص علامت گذاری و قلاده گذاشتن را بر این شتر با دستان شریف شان شروع نمودند، سپس علامت و قلاده گذاشتن باقی شتران را یاران ایشان به عهده گرفتند) ، و مصداق آن روایت دیگر است که چنین آمده: (وآنحضرت ص امر فرمودند تا همه شتران قربانی با بریدن کوهان راست و گذاشتن قلاده بر گردن آنها مشخص گردند) . همچنان ایشان صاحبان شتران قربانی را از سوار شدن بر آنها منع نمودند، چنانکه جابر روایت کرده که آنحضرت ص فرمودند: (اگر ناچار شدی، به نیکویی بر آن سوار شو تا آنکه وسیلۀ سواری بیابی).

*- نشانۀ دیگر از تعظیم نمودن آنحضرت ص و بزرگداشت ایشان از شعایر خدا تلبیه گفتن ایشان از اولین نقطه عزیمت در مدینه تا آنکه بر جمره بزرگ سنگ ریختند، می باشد. ابن عباس در این مورد می فرماید: (پیامبرخدا ص تلبیه گفتن را ترک نکردند تا آنکه بر جمره عقبه سنگ پرتاب نمودند) . همچنان ابن مسعود میفرماید: (سوگند به ذاتی که محمد ص را برحق فرستاده است! من با رسول خدا ص از منا تا عرفه همراه بودم، ایشان تلبیه گفتن را ترک نکردند تا آنکه برجمره بزرگ سنگریزه ریختند، و در میان تلبیه گفتن(لا إله إلا الله) را نیز ذکرمی نمودند) .
چنانکه ایشان ص تلبیه را با آواز بلند می گفتند حتی که اصحاب ایشان آنرا می شنیدند، ابن عمر می فرماید: (پیامبرخدا ص درحالی که موی سرشان ملبد  بود نیت احرام نموده فرمودند: (لبیک اللهم لبیک …..).  همچنان از عبدالله ابن عباس روایت شده که آنحضرت ص فرمودند: (جبریل نزدم آمد و امر فرمود تا تلبیه را با آواز بلند بگویم).  همچنان ابوسعید می فرماید: (ما با رسول خداص برای حج برآمدیم و نعرۀ– لبیک– می کشیدیم).

*- همچنان نشانۀ تعظیم و توقیر آنحضرت ص از شعایر خداوند در این حج، غسل نمودن ایشان قبل از ورود به مکه مکرمه است تا آثارسفر و ژولیدگی آن برطرف گردد، سپس ایشان کعبه را معظم دانسته آغاز به طواف نمودند، چنانکه نافع: نقل می کند که: (ابن عمر هنگام ورود به مکه شب را در منطقه ذی طوی می گذشتاند و بامداد آن روزغسل نموده وارد مکۀ مکرمه می گردید و می فرمود که پیامبر خداص چنین عمل می نمودند) ، و چنانکه حضرت عایشه فرمود: (پیامبرص هنگام قدوم به مکه اولین کاری که انجام دادند وضو بود، سپس طواف نمودند) .

*- آنحضرت ص با دیدن حجرالاسود مسرور و شادمان گردیدند و آنرا در برگرفته و بوسه زدند، و سر مبارکشان را برآن گذاشته به خداوند سجده نموده و به گریه شدند، همچنان رکن یمانی را با کف دست مبارکشان مسح کردند، چنانکه از سوید بن غفله روایت است که فرمود: (عمر فاروق  را دیدم حجرالاسود را بوسه کرده آنرا در برگرفت و فرمود: من رسول خداص را دیدم که با دیدن تو شادمان و خرسند میشدند) ،و از عبدالله بن عباس روایت است که فرمود: (عمرفاروق بر رکن- حجرالاسود – خمیده فرمود: (من خوب میدانم که تو سنگی هستی، اگر رسول خدا ص را ندیده بودم که ترا بوسه و مسح می نماید، هرگز ترا بوسه و مسح نمی کردم).
ودر روایتی دیگر چنین آمده: (عمر فاروق را دیدم که حجرالاسود را بوسه زد،  وسرش را بر آن گذاشته و به خداوند سجده نمود، سپس فرمود: من رسول خداص را دیدم این چنین کردند، ومن هم به پیروی از ایشان اینکار را کردم) .
واز جابر روایت است که فرمود:(پیامبر ص طواف را از حجر الاسود آغاز نموده آنرا لمس کردند و چشمان ایشان پر از اشک گردید). و از ابن عمر روایت است که فرمود: (پیامبرخداص در هر طواف، بر رکن یمانی و حجر الاسود دست می کشیدند).

*- دیگر نشانۀ تعظیم آنحضرت ص از شعایر خداوندی، نماز گزاردن ایشان در پشت مقام ابراهیم و آغاز نمودن سعی از کوه صفا و ایستادن ایشان برآن و همچنان کوه مروه، که همه بمنظور ذکر خداوند و دعا بود، چنانکه در حدیث جابر روایت شده که: (سپس بسوی مقام ابراهیم رفته این آیت را تلاوت نمودند: وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى (و از مقام ابراهیم نماز گاهی بسازید) « البقره: ١٢۵» و مقام را میان خویش و کعبۀ شریفه قرار دادند، سپس از دروازه بسوی صفا بیرون رفتند، و هنگامیکه به کوه صفا نزدیک شدند این آیت را تلاوت نمودند : إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَهَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ «البقره: ١۵٨»(در حقیقت صفا و مروه از شعایر الهی است)

و فرمودند: از جایی آغاز می کنم که خداوند در کلامش آغاز نموده است – یعنی از صفا – و بر کوه صفا بلند رفتند تا آنکه خانه خدا برایشان نمایان شد، و رو بسوی قبله، خداوند را به یگانگی یاد نموده تکبیر گفتند و این دعا را خواندند: (لا إله إلاالله وحد لا شریک له، له الملک و له الحمد وهو علی کل شی قدیر، لا إله إلاالله وحده، انجز وعده، و نصرعبده، و هزم الأحزاب وحده)یعنی: (به جز الله، معبود دیگری بحق وجود ندارد، یگانه است وشریکی ندارد، پادشاهی از آن اوست، وستایش مخصوص اوست، او بر هر چیز تواناست، بجز او معبود دیگری بحق وجود ندارد، یگانه است، اوست که وعده اش را تحقق بخشید، وبنده اش را پیروز کرد، و به تنهایی گروه ها را شکست داد). این دعا را سه بار تکرار کرده و در هربار خیر دنیا وآخرت را برای امت خواستند، سپس از کوه صفا پایین آمده و به طرف کوه مروه رفتند و آنچه را که در کوه صفا انجام داده بودند، آنرا تکرار کردند).  و در روایت دیگر چنین آمده است: (سپس به مقام ابراهیم آمدند واین آیت را تلاوت نمود: وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى «البقره: ١٢۵» (و از مقام ابراهیم نمازگاهی بسازید) و در حالیکه مقام ابراهیم میان ایشان و خانۀ کعبه قرار داشت، دو رکعت نماز ادا نمودند).

*- همچنان پیامبر اکرم ص با پیروی از فرموده خداوندچ در معشر الحرام زمان طولانی به ذکر و دعا ایستادند، خداوند میفرماید:لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّکُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْکُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْکُرُوهُ کَمَا هَدَاکُمْ وَإِن کُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّینَ ‏«  البقره: ١٩٨»یعنی: (بر شما گناهی نیست که در طلب روزی پروردگار تان برآیید، وچون از عرفات – بسوی مزدلفه – رخت بستید، خدا را در مشعر الحرام یاد کنید، ویادش کنید به شکرانه آن که شما را هدایت نموده است، هرآینه پیش از این، از گمراهان بودید).
ایشان درمشعر الحرام خداوند را بسیار یاد کردند و با عاجزی و تذلل، امید و توجه ، انابت و توکل و دعا و طلب ببارگاه ذات یکتا رو آوردند، حضرت جابر شب مشعر الحرام را چنین به تصویر می کشید: (بعد از اینکه روشنی صبح(صادق) آشکار شد، پیامبرص با یک اذان و اقامت نماز فجر را ادا نمودند، سپس بر شتر خویش سوار شدند ، تا اینکه به کوه مشعر الحرام رسیدند و رو بسوی قبله کرده دست به دعا شدند، و تکبیر و تهلیل (لاإله إلا الله) و خداوند را به یگانگی، بسیار یاد نمودند، و تا زمانی به دعا و ذکر خداوند ادامه دادند که فضا کاملا روشن شد و قبل از طلوع آفتاب از مزدلفه بسوی منا حرکت کردند).

*- پیامبر اکرم ص در روز دهم ذی الحجه یا یوم نحر، بعد از آنکه تحلل اول نمودند، عطر و خوشبویی استعمال نمودند و به سوی کعبۀ معظمه رهسپار شدند تا طواف افاضه را ادا نمایند، چنانکه از عایشه روایت است که فرمود: (پیامبرخدا ص را در منا، پیش از آنکه به خانۀ کعبه طواف نمایند عطرآگین نمودم).

*- همچنان یکی از مظاهر تعظیم آنحضرت ص از زمان و مکان نسک و شعایر خداوند آنست که ایشان در خطبۀ خویش فرمودند: (همانا خونها و مالهای شما در میان شما حرام است همچو حرمت این روز شما در این ماه شما و در این شهر شما) ،
همچنان  فرمودند: (ارجمندترین روز ها در نزد خداوند ، روز نحر(عید قربان) سپس روز بعد آن  یوم قر(روز استقرار) می باشد) ، یوم قر یعنی: روز یازد هم ذی الحجه یا روز دوم عید قربان است زیرا حجاج بعد از انجام اعمال روز عید، در منا استقرار یافته راحت می گیرند.
همچنان آنحضرت ص میفرمایند: (روز عرفه و روز نحر و ایام تشریق، روز های عید ما اهل اسلام است، و این روزهای خوردن و نوشیدن می باشد) . چنانکه آنحضرت ص حجاج را بر حفظ حرمت این روز های پرفیض و عدم پایمال نمودن حرمت آن ترغیب و تشویق نموده فرمودند: (وحج مقبول مکافاتی جز بهشت ندارد) ،همچنان فرمودند: (کسی که حج کند و فحش گویی نکرده و فسق ننماید، مانند روزی که مادرش او را تولد کرده بود،(بی گناه) باز میگردد).  این بیان مانند فرمودۀ خداوند است که میفرماید: الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ «  البقره: ١٩٧»
(حج در ماهای معینی است، پس هرکس در این ماه ها، حج را بر خود لازم گردانید، پس –  درحج – نه رفثی است (مقاربت با همسر و یا هر سخنی در بارۀ آمیزش با زنان) و نه فسوقی و نه جدالی است درحج، و هر کار خیری که انجام می دهید ، خداوند آنرا میداند ، و توشه بگیرید که در حقیقت بهترین توشه تقوی است، و ای خردمندان! از من بترسید).

اما اگر در حج امروزه با دقت دیده شود، اشکال و انواعی از بی حرمتی های آشکار به محرمات و حدود خداوند و سبک شمردن اعمال حج – از بسیاری حجاج– رخ میدهد که همه نتیجه عدم قدردانی حرمت و عظمت خداوند چنان که باید و شایسته عظمت اوست، می باشد. قسمیکه علامه ابن القیم: در این مورد سخنی نفیسی فرموده که: (خداوند را چنان که سزاوار اوست، قدر نگذاشتن، به این معناست: آنانیکه اوامر او تعالی را سبک و حقیر شمرده اند، راه نافرمانی و ارتکاب نواهی او را در پیش گرفته و حقوق و واجباتی که بر آنهاست ضایع نمودند، از جانب دیگر خداوند  را فراموش کرده و دلهایشان از ذکر وی غافل شده تا بلآخره هوی وهوس را بر خوشنودی الله مقدم دانستند و طاعت مخلوق را بهتر از طاعت الله شمردند، تا آنکه حقوق پروردگار در کردار و گفتار، و علم و عمل و مال شان مسألۀ بی اهمیت وپسمانده گردیده، زیب و زینت دنیا را هدف آخری و غایت زندگی قرار داده اند).

پس برادر عزیز! بر من و تو لازم است حدود، حرمت و حریمی را که الله  تعیین کرده رعایت نموده همه کردار و گفتار خویش را مطابق و موافق فرامین الله  و رسولش در همه عرصه های زندگی خویش، اعم از فرایض، واجبات، سنن و مستحبات عیار سازیم، زیرا عمل صالح و مقبول آنست که موافق شریعت باشد، و اخلاص در عمل آنست که انگیزۀ آن رضا وخوشنودی الله باشد.
برادرم! دراین روز های مبارک و پرفیض از ارتکاب گناه بپرهیز و باید سعی و تلاشت برانجام فرایض و مناسک با صبر وشکیبایی بوده و دیگران را نیز بر آن توصیه و سفارش کن، چون راه نجات ورستگاری در چهارخصلت خلاصه شده : ایمان، عمل صالح، توصیه به حق، وتوصیه به صبر.
ولی متأسفانه امروز بسیاری از مسلمانان دو خصلت اخیر را کاملاٌ ترک نمودند، و در دو خصلت اولی نیز کوتاهی مینمایند.

******************************************
نام کتاب:احوال پیامبر ص درحج/   تألیف: فیصل بعدانی/ ترجمه:قریب الله مطیع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *