خانه / سیره / آنگاه که رسول خدا میگریست!

آنگاه که رسول خدا میگریست!

آنگاه که رسول خدا میگریست!

محمود شلبی
ترجمه: عثمان ایزدپناه

او یک انسان بود اما فراتر از انسانها، یک بشر بود اما فراتر از سطح بشر؛ او رحمت بود اما گسترده‌ترین و فراخترین رحمت… از عایشه-رضی الله عنها- روایت شده ست که پیامبر-صلی الله علیه وسلم- در حالی که گریه میکرد، پیکر بی‌جان عثمان بن مظعون را بوسید. رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- یکی از یارانش می‌میرد و بر پیکر بی‎جان او وارد میشود و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر است، او را میبوسد!!

چرا رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- این کار را میکند؟ زیرا او نسبت به یاران‌اش سخت عشق می‌ورزید؛ کسانی که او را یاری دادند و از او پشتیبانی کردند و در راه خدا با بذل جان و مال به جهاد پرداختند. عشق رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- نسبت به یاران‌اش، دو طرفه بود؛ لذا هنگامی که پیکر بی‌جان یارش، عثمان بن مظعون را دید، سخت متأثر شد!

دلهایی که بانگ گریه سر میدهند، دلهایی سرشار از رحمت‌اند؛ اما دلهای سخت و بی‌احساس، نسبت به هیچ چیز متأثر نمی‌شوند. رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- در مقام  گریه کردن در اوج خود بود. روایت شده است هنگامی که تنها پسرش، ابراهیم، از دنیا رفت، گریه کرد. پیامبر-صلی الله علیه وسلم- دست عبدالرحمن بن عوف را گرفت و او را نزد فرزندش ابراهیم برد که در حال جان سپردن بود ، پیامبر-صلی الله علیه وسلم- او را برداشت و بر روی زانوهایش نهاد و گریه کرد. عبدالرحمن به پیامبر-صلی الله علیه وسلم- گفت: آیا گریه میکنی؟ مگر شما گریه کردن را منع نکرده‌ای؟ رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- فرمود: خیر، من تنها از برخاستن دو صدای منحرف و جاهلانه منع کرده‌ام: یکی راه انداختن داد و فریاد هنگام مصیبت و خراشیدن سر و صورت و چاک کردن سینه، و دومی صداها و آهنگهای شیطانی.

در روایت آمده است که پیامبر-صلی الله علیه وسلم- در جاهای زیادی که هر قلب مهربانی را به گریه میاندازد، گریسته است. گریه‌ی رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- چیزی به موازات گستردگی رحمتی بود که قلب‌اش را لبریز کرده بود. هر اندازه قلب آدمی مهربانتر باشد، گریه بیشتر میشود. حال، گریه‌ی او که رحمتی بسیار بزرگ برای جهانیان بود، چگونه بود؟ بدون تردید، گریه‌اش هم چون رحمت‌اش گسترده و بزرگ بود. اما والاترین مقام گریه‌ی او در قبال انسانها و شؤون بشری نبود، بلکه زمانی بود که در مقابل پروردگارش میگریست و با او راز و نیاز و خلوت میکرد… در این جا بود که پرده‌ها و موانع از میان می‌افتاد و قلب رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- تنها و تنها بدون این که حایلی میان او و خدا باشد، به راز و نیاز می‌پرداخت و آن چنان آتشفشانی جوشان و خروشان از قلب‌اش فوران می‌کرد که انفجار بمبهای هیدروژنی و قدرتمندتر از آن هم به پای او نمیرسید. شاید کسی بپرسد که قلب بشر چگونه تاب و توان این انفجارات هولناک را داشته است؟ پاسخ این است که قلب رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- بدین منظور آماده شده است که ّ جایگاه تجلیات جلال و جمال الهی باشد. اگر با شکافتن «اتم» آن چنان نیرویی قدرتمند از آن برمی‌خیزد که هر چیزی را بر سر راهش به نابودی و ویرانی میکشاند، بدون تردید قلب رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- ّ هنگامی که در معرض تجلیات الهی قرار میگرفت، انرژیهای بسیار قدرتمندتر از انرژی شکافتن «اتم» از آن برمی‌خاست.

درباره‌ی قدرت الهی چه گمان میبری؟! ّ قدرت او فراتر از درک و تصور آدمیان است. برای درک قدرت الهی کافی است که تسلط و کنترل او را بر گذشته و آینده، تصور کنی! حال اگر پرده‌ها برداشته شوند و رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- در مقابل کسی که دارای این قدرت است بایستد، چگونه خواهد بود؟ احساس خوف و خشیت او چگونه خواهد بود! چه مقام و جایگاه باشکوهی!!

رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- به تنهایی ّ مورد این آزمون قرار گرفت و اگر تجلیات جمال الهی نبود، از بیم جلال الهی نابود میشد. تا زمانی که رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- تحت این آزمون بود و خداوند با جمال و جلال اش بر قلب او تجلی میکرد، قلب مبارک‌اش به خشوع و خضوع می‌افتاد و پرتو افشانی میکرد و اشکهایش مثل باران بهاری سرازیر میشد و خاشعانه و در اوج افتادگی از خوف و خشیت خدا، محو جمال و جلالش میشد.

هر اندازه انسان به پروردگارش نزدیکتر باشد، گریه و زاری‌اش از خشیت خدا بیشتر میشود. رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- که نزدیکترین کس به خداست، باید گریه‌اش چگونه باشد؟! خوف و خشیت او نسبت به پروردگارش چگونه است؛ در حالی که َدرباره‌ی خویش میفرماید: من از همه‌ی شما نسبت به خدا با تقواتر و دارای خشیت بیشترم!

گریه و اشک ریختن پیامبر-صلی الله علیه وسلم- چگونه بود؟! من هر گاه قصد پلکیدن پیرامون این مقام را داشته‌ام، به همان سان که شیطان هنگام تلاش برای پلکیدن پیرامون قلب انبیاء، واپس میرود، عقب گرد زده‌ام و خود را کنار کشیده‌ام. چگونه شیطانی مثل من قصد نزدیکی به نور را در سر میپروراند!! ما شیاطینی بیش در جامه‌ی بشر نیستیم!! چگونه کسی که در تاریکیها دست و پا میزند، به مقام و جایگاه نور صعود میکند؟! این امر غیر ممکن است و عظمت محمدی و سطح پایینی که در مقایسه با او داریم، آن را ناممکن میسازد. تنها چیزی که میتوانیم از عهده‌ی آن برآییم، این است که عاجزانه بایستیم و سیمایی از خط و خطوط پدیده‌هایی که در این مقام از او صادر میشود، ترسیم نماییم. تنها خطوطی از آن سیما نه سیمای کامل… تا بشریتی که رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- را نمیشناسد، بداند که شخصیت و عظمت او چگونه بود؟

روایت شده است که ابن‌مسعود، سوره‌ی نساء را بر پیامبر-صلی الله علیه وسلم- خواند، هنگامی که به این فرموده‌ی خداوند رسید «آن گاه که از هر امتی گواهی آوریم و تو را بر این مردم گواه آوریم، (حال و روز این ناباوران) چگونه است؟!» پیامبر فرمود: کافی است، در حالی که چشمانش اشک میریخت. این حالت، نشانی از خوف و خشیت و درک عمیقی است که در قلب رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- وجود دارد. درخشش ظاهری این انفجارات درون، همان اشکهای گرانبهایی است که از چشم مبارکش سرازیر میشوند!!!

در روایتی آمده است که خود رسول  خدا-صلی الله علیه وسلم- با دیگران این آیه را تلاوت کردند که میفرماید: «زنجیرها و دوزخ در اختیار ماست. و ( نیز) عذابی گلوگیر و عذابی دردناک»، پیامبر-صلی الله علیه وسلم- با شنیدن آن از هوش رفت. این اتفاق با شنیدن کلماتی از کلام الله رخ داد. آری، هنگامی که آنها را شنید، عذاب خدا را آن گونه که آیات به تصویر میکشند، مشاهده کرد و تمام وجودش از خشیت خدا به لرزه درآمد.

در روایتی آمده است که رسول خدا-صلی الله علیه و سلم- این آیه را تلاوت کرد: «إن تعذبهم فانهم عبادک» اگر مجازاتشان کنی، بندگان تو هستند، آن گاه رسول خدا به گریه افتاد… ای رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- رحمت و برکات خدا بر تو باد، چرا گریه میکنی؟ حال آن که این مقام، مقام عیسی -علیه السلام- در روز قیامت است هنگامی که به پروردگارش میگوید: اگر آنان را مجازات کنی، بندگان تو هستند و هرگونه که بخواهی درباره ایشان میتوانی عمل کنی[ و اگر از ایشان گذشت کنی ]تو خود دانی و توانی چرا که تو چیره و توانا و حکیمی (لذا نه بخشش تو نشانه ضعف، و نه مجازات تو بدون حکمت است.)

جانم فدای آن اشکهای گرانبهایی که از چشمان مبارکت سرازیر شد! لحظه‌ای که این آیه را تلاوت کردی، قلبت چه حال و هوایی داشت؟! تنها تو نسبت به دل و درونت آگاه‌تری و تنها خداوند از تو آگاه‌تر است!!

چرا ما گریه نمیکنیم، در حالی که قرآن شبانه‌روز از رادیوهای جهان تلاوت میشود؟ علت این است که ما گدایان ایمان هستیم نه مردان ایمان… اکنون والاترین و شادان‌ترین تصویر را از شخصیت رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- در مقام گریه کردن، به تمام جهان نوین تقدیم میداریم:  روایت شده است که رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- نماز میخواند و سینه‌اش هم چون صدای غلیان دیگ، غلغل میکرد. آری، قلبش هم چون دیگی که روی آتش است، غلیان میکرد! چرا؟ چون انفجار درون او به سوی پروردگارش صعود میکرد. یاران پیامبر-صلی الله علیه وسلم- این تصویر باشکوه را در حال نماز از او به ثبت رسانده‌اند و از سینه‌اش صدای غلغل می‌شنیدند. چه قلب بزرگی که از حیاتی والا موج میزند و آنچنان تحت تأثیر قرار گرفته که تمام وجودش را می‌لرزاند!

این شخصیت رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- است و مردم نمیتوانند بدان پی ببرند… از ابوذر روایت شده است که رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- شبی با ما نماز شب خواند و تا آخر نماز، این آیه را تکرار کرد:

إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ(المائده/۱۱۸)[ اگر آنان را مجازات کنی، بندگان تو هستند ]و هرگونه که بخواهی درباره ایشان میتوانی عمل کنی[ و اگر از ایشان گذشت کنی ]تو خود دانی و توانی[ چرا که تو چیره و توانا و حکیمی (لذا نه بخشش تو نشانه ضعف، و نه مجازات تو بدون حکمت است.)  ای مردم دنیا! رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- را ببینید که ساعتها در شب یک آیه را تکرار میکند و اشکهایش سرازیر میشوند!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *