خانه / امهات المؤمنین / سن عایشه صدیقه هنگام ازدواج

سن عایشه صدیقه هنگام ازدواج

سن عائشهء صدیقه هنگام ازدواج

در میزان تاریخ:

برای آنکه مرز هایزمانی بحث ما مشخص شوند،ذکر تواریخ ذیل را مهم می دانم.

نزول وحى در سال ۶۱۰ میلادى

اسلام آوردن ابوبکر صدیق در سال ۶۱۰میلادى

علنی شدن دعوت پیامبر اسلام  در سال۶۱۳میلادى

 نامزدی پیامبر (صلى الله علیه وسلم) و عائشه (رضی الله عنها) در سال ۶۲۰ میلادى

هجرت پیامبر (صلى الله علیه وسلم) بسوى مدینه در سال ۶۲۲ میلادى

انتقال عائشه صدیقه بخانهء پیامبر اسلام (صلى الله علیه وسلم) در سال ۶۲۳ و یا ۶۲۴ میلادى.

الف: طبرى میگوید که ابوبکر صدیق داراى چهار فرزند بود که همهء آنها در دورهء جاهلیت بدنیا آمده بودند. «طبری، تاریخ الامم و الملوک، جلد چهارم، صفحهء ۵۰، دارالفکر، بیروت ، لبنان، ۱۹۷۹».اگر این سخن طبری درست باشد که عائشه قبل از بعثت پیامبر بدنیا آمده باشد، پس او به هیچ صورتى نمیتواند که هنگام ازدواج نه ساله بوده باشد.

ب: بر اساس روایتهایمعتبر تاریخى، «اسماء»خواهر بزرگ عائشه ده سال از او بزرگتر بوده است. «الامام الذهبی، سیر اعلام النبلاء ، جلد ۲، صفحه، ۲۸۹، مؤسسه الرساله، بیروت، لبنان، ۱۹۹۲ » و «ابن کثیر ، البدایه و النهایه، جلد ۸، صفحه ۳۷۱، دارالفکر العربی، الجیزه، مصر، ۱۹۳۳».و کتابهای بسیار معتبر تاریخ گزارش می دهند که اسماء در سال هفتاد و سوم هجرى به عمر صد سالگى پدرود حیات گفت. « ابن کثیر ، البدایه و النهایه، جلد ۸، صفحه ۳۷۲، دارالفکر العربی، الجیزه، مصر، ۱۹۳۳». اگر اسماء در سال هفتاد و سوم هجرى صد ساله بوده باشد، پس عمر او هنگامهجرت باید بیست و هفت و یا بیست و هشت بوده باشد. بر اساس این روایت تاریخى اگرعمراسماء در اثناى هجرت بیست و هفت و یا بیست و هشت بوده باشد، عائشه در آن زمان باید هفده ساله و یا هژده ساله بوده باشد. اگر عائشه در سال اول و یا دوم هجرى ازدواج نموده باشد، باید عمر ایشان در اثناى ازدواج هژده و یا بیست بوده باشد.

ج: ابن هشام از اولین نگارندگان سیرت پیامبر معتقد است که عائشه از نخستین پیروان محمد (صلى الله علیه وسلم) و از کسانی که در سالهای نخست اسلام،ایمان آورده بودند، می باشد. «ابن هشام، السیره النبویه، جلد ۱، صفحهء۲۳۴-۲۲۷، مکتبه الریاض الحدیثه، الریاض، المملکه العربیه السعودیه». برای پذیرش دینی باید کودکی حد اقل بتواند راه رود و حرف زند. پس اگر عائشه صدیقه در سال اول بعثت پیامبر سه ساله و یا پنج ساله بوده باشد، پس هنگام ازدواج باید حد اقل شانزده و یا هژده ساله بوده باشد. ابن هشام می گوید که عائشه بعد از هژده نفر ایمان آورده است. «ابن هشام، جلد ۱، صفحهء ۲۷۱». بر مبنای این سخن ابن هشام، سن عائشه هنگام ازدواج باید در حدود شانزده تا بیست سال بوده باشد.

د: بر اساس تاریخ ابن هشام و سخن ابن حجر عسقلانی، فاطمه دختر پیامبر پنج سال بزرگتر از عائشه بوده است. اگر این سخن درست باشد، پس عمر عائشههنگام ازدواج باید در حدودشانزده سال بوده باشد.

هـ:شگفت ترین نکتهء بحث امروزی ما، این حقیقت تاریخی است که عائشه سالهاقبل از خواستگارى پیامبر، نه تنها که نامزد مرد دیگرى بود که حتی آمادهء ازدواج بوده است. این شخص جبیر فرزند مطعم نام داشت. به این معنی که هشت سال قبل از هجرت،در آن زمانى که ابوبکر(رضی الله عنه) میخواست به حبشه هجرت نماید، نزد مطعم رفت و گفت که او میخواهدعائشه را که در قید نامزدى فرزندش جبیر می باشدبا فرزندش تزویج نماید،ولى مطعم بخاطر آنکه ابوبکر مسلمان شده بود، عقد نامزدى فرزندش را با عائشه فسخ نمود. از این روایت بر مى آید که حتى هشت سال قبل از نامزدى عائشه باپیامبر،عائشه آمادۀازدواج بوده است.ابن سعد در جلد هشتم طبقات خویش پیرامون این مسئله به تفصیل سخن گفته است.

و: ابن حجر عسقلانی معروفترین شارح بخاری در اثر معروف خویش «الاصابه فی تمییز الصحابه» میگوید: فاطمه وقتی بدنیا آمد که کعبه را بنا می کردند و پیامبر سی و پنج سال داشت…. و فاطمه پنج سال از عائشه بزرگتر بود. متن دقیق عسقلانی اینطور است: « ولدت فاطمه والکعبه تبنی والنبی صلی الله علیه وسلم ابن خمس و ثلاثین سنه …. و هی أسن من عائشه بنحو خمس سنین». «ابن حجر العسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، جلد ۴، صفحهء ۳۷۷، مکتبه الریاض الحدیثه، الریاض، المملکه العربیه السعودیه، ۱۹۷۸».

در پایان حضور کسانی که با همسر پیامبر اسلام همدردی داشته و در مصیبتش اشک می ریزند باید عرض نمود که در قدم نخست، سنت‌های اجتماعی و فرهنگی هر ملت و هر زمان را باید با معیارهای همان جامعه مورد سنجش قرار داد، نه با معیار‌های عصرحاضر. در قرون وسطای انگلستان، دختران در سن دوازده سالگی آماده ازدواج بودند و اغلب آنها در سن چهارده سالگی به خانهء شوهر می رفتند. «Joseph and Frances Gies, Life in a Medieval Castle, p.78, 1979, Harper Perennial». حتی اگر معیار های امروزی را اساس قرار دهیم می بینیم که گاهی می شود که کشور های زیادی در روی گسترۀخاک سنین پایانی را برای ازدواج می پذیرند. امروز مادهء ۱۵۱۳ قانون مدنی برازیل می گوید که اگر والدین توافق داشته باشند، دختران و پسران میتوانند در سن دوازده سالگی با هم یکجا زیست نمایند.

مکسیکو و روسیه ۱۴ سالگی را شرط گذاشته اند. ایالت نیوهمشرامریکا سیزده سالگی را شرط قرار داده است. و ایالتهای دیگری در امریکا وجود دارند که سنین نزدیک به آن را معیار ازدواج قرار داده اند.

در اینجا یک نکتهء دیگر هم قابل تذکر است و آن اینکه آخرین تحقیقات علمی ثابت ساخته است که آب و هوا، سبک زندگی و مسائل ژنتیکی اقوام مختلف تأثیر مهمی در زودی و یا دیری بلوغ دختران داشته است. تحقیقات علمی در امریکا ثابت ساخته است که دختران سیاهپوست زود تر از سفید پوستان این کشور بالغ می شوند. براى دانستن بیشتر، خواننده عزیز می تواند به این تحقیق دانشگاه بلجیم مراجعه نماید.

http://edrv.endojournals.org/cgi/content/full/24/5/668

 در حالی که هم عائشهء صدیقه و هم والدین مشفق او از این ازدواج راضی بوده و بدان می بالیده اند، پس چه کسی می تواند امروز پس از گذشت یکهزار و چهار صد سال بسان دایه ای مهربانتر از مادر عمل نموده و مدعی حقوق او گردد. اگر پیامبر(صلى الله علیه وسلم) در این مورد مرتکب اشتباهی می‌شد، بدون شک دشمنان او سخت از آن سوء استفاده کردهو از آن حربه ای بر ضد او می ساختند ولی در هیچ جا و هیچ اثری چنین نشانی دیده نمی شود. گفتیم که هم آن بانوی بزرگ، ادیب و دانشمند و هم خانواده اش بر آن ازدواج می بالیدند. در حدیثى که امام بخارى از خود عائشه (رضی الله عنها) در مورد سورهء (التحریم) روایت نموده، آمده است: باری پیامبر اسلام همسران خویش را اختیار داد که اگر نمی خواهند با او زیست نمایند می توانند از او جدا شوند. پیامبر همسرانش را مخاطب قرار داده گفت: آیا میخواهید با من باشید و یا اینکه از من جدا شوید؟ عائشه نخستین کسی بود که در پاسخ اعلام نمود که او خدا و پیامبرش و روز باز پسین را انتخاب نموده است.

همانطوری که دیدیم شواهد تاریخی به ما می ‌گویند که سن عایشه در هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، بیشتر از آن چیزى بوده است که امروز سر زبانها است. یکی از علل این کار شاید دلیل تراشى سودجویان کهنسالی باشد که براى توجیه ازدواجهاى شان با دختران خورد سال تنها به یک بخش از روایات تاریخى اتکا نموده و بخش دیگر آنرا نا دیده می انگارند.

زیان کسان از پی نفع خویش

بجویند و دین اندر آرند پیش

حضور همه وکیلان دعوایی که سنگ دفاع ازعائشه ام المؤمنین را به سینه می کوبند رسانیده می شود که او بیشتر از تاجران حقوق انسان در قرن بیست و یکم، حقوق و مصلحت خودش را می دانست و اگر تاریخ را هر قدر ورق بزنیم باز هم دلیلی نمی توان یافت که اشاره ای به عدم رضایت آن بانوی بزرگ از آن ازدواج داشته باشد. تاریخ شهادت می دهد که عائشه ام المؤمنین زنی نبود که در گفتن سخن حق و یا آنچه او آنرا حق تصور می نمود ترسی بخود راه دهد. رهبری جنگ جمل که ده ها هزار رزمجو در زیر پرچمش می رزمیدند، می تواند نمونهء روشن ادعای ما باشد.

در پایان این بحث می خواهم بگویم که در آن دوره ها چیزی بنام وثیقهء تولد «Birth Certificate» وجود نداشت تا تاریخ دقیق پیدایش افراد بر مبنای آن تعیین می شد. ما حادثه ای بزرگتر از پیدایش پیامبر«ص» در تاریخ اسلام نداریم. اما باز هم دیده می شود که پیرامون همین حادثهء بزرگ هم چندین روایت مختلف وجود دارد. پس با در نظرداشت تناقضاتی که در روایات مربوط به تاریخ پیدایش عائشه ام المؤمنین وجود داشته است، چطور خواهیم توانست تا با جزمیت تمام حکم کنیم که عائشه صدیقه در این تاریخ و یا آن سال بدنیا آمده ویا در فلان سن ازدواج نموده است.

اساس همهء روایاتی که سن عائشه را هنگام ازدواج نه سال بیان نموده است، سخن خود او می باشد. اگر این احادیث از نظر روایت و ناحیهء درایت عاری از مشکل هم باشند، باز هم دانشمندانی اند که علت ذکر این سن را بر خاسته از خصوصیتهای زنانگی موصوف دانسته اند. آنها معتقد اند، عائشه صدیقه که خصوصیتهای زنانگی را تا حد کمال داشت، در اینجا کوشیده است تا سن خویش را خورد تر گفته و بدان مباهات نماید. این ویژگی در زنان عصر ما هم تا سرحد جنون دیده می شود. در امریکا اگر زنی را از عمرش بپرسی ، سه گونه پاسخ خواهی شنید. پاسخ نخست سکوت خواهد بود و از فرط خشم جوابی برایت نخواهد داد. دوم اینکه سن خود را خورد تر از سن حقیقی خویش خواهد گفت، و سوم اینکه زنان میانه سال این کشورعادت کرده اند تا برای گریز از پاسخ، خود را نود و نه ساله بخوانند.

شاید برخی استدلال نمایند که همچو امری بعید از بانویی چون عائشه می باشد. ولی تاریخ زندگی اجتماعی و عرصهء زناشوهری او ملئ از همچو مسایل است. بعنوان مثال، او روزی صفیه همسر دیگر پیامبر را غیبت نمود: پیامبر از این مسئله بر افروخته شده و گفت: « لقد قلت کلمه لو مزجت بماء البحر لمزجته» (ترمذی). یعنی: « آنچه تو گفتی اگر با آب بحر بیامیزد آن را آلوده خواهد ساخت». نمونه های دیگری هم دراین رابطه وجود دارد. به هر حال، عائشه صدیقه از نظر هیچ مسلمانی معصوم گفته نمی شود.

در آغاز این مقال گفته بودم که اگر سخن از جنس (SEX)بمیان آید،مسیحیت و یهودیت تحریف شده بیشتر از همه نیازمند به دفاع دیده مى شوند.به عقیدهء من، آن دوکشیش سیاستمدار و سیاستمدار کشیش باید پرسشهایى را پاسخ می دادندکه از قرنها پیش بدینسو مطرح بوده است. آنها باید آیه هاى سى ام و سی و هشتم، اصحاح نزدهم، سفر تکوین، عهد عتیق، کتاب مقدس را تفسیر می نمودند،آنجا که گفته مى شود لوط علیه السلام با دو دخترش مرتکب زنا شده است. و یا اینکه «روابین» فرزند یعقوب با «بلهه» همسر پدرش همبستر مى شود و یعقوب علیه السلام از آن به نیکى یاد می کند « آیت بیست و دوم، اصحاص سى و پنجم، سفر تکوین، عهد عتیق، کتاب مقدس». و یا اینکه یهوذا فرزند یعقوب با همسر فرزندش که «ثامارا» نام داشت نزدیکى مى نماید و نتیجهءآن فعل، پیدایش شخصى بنام «فارص»مى شود. « آیتهاى ۱-۲ ، اصحاح بیست و سوم، سفر تثنیه، عهد عتیق، کتاب مقدس». اما ما معتقد هستیم که ساحت همه پیامبران بزرگ الهی؛ این الگوهای پاک تاریخ بشر، منزه از تهمتهایی است که بدانها چسپ زده اند.

خلاصهء سخن، من نمی گویم که عائشه (رض) هنگام ازدواج شانزده، هفده، هژده، نزده،بیست، بالاتر ویا پائین تر از آن بوده است ولی می توانم به کمال جرأت ادعا نمایم، با آنکه تاریخ دقیق پیدایش عائشه ام المؤمنین و سن دقیق ایشان هنگام ازدواج معلوم نیست ولی ایشان بطور قطع هنگام ازدواج دوشیزه ای بالغ بوده اند. در حدیثی که امام مسلم از جابر بن عبدالله روایت نموده، آمده است که پیامبر برایش گفت که چرا با دوشیزه ای ازدواج نکردی تا تو او را بخندانی و او تو را، و تو با او بازی کنی و او با تو”.  این سخن به این خاطر آمد که در سنت پیامبراسلام، ازدواج و مسایل مربوط به آن و حتی اموری که مربوط به جنس «SEX» می شود باید متقابل باشد که پیامبر اسلام بار بار روی آن تأکید نموده و «حدیث»؛ این میراث ادبی پیامبر شاهد گویاى این امر می باشد. و باید پذیرفت که این کار تنها در حالی قابل تحقق است که طرفین ازدواج به مرحلهء بلوغ قدم گذاشته باشند.

هرگاه پژوهشگری خواسته باشد، می تواند دامنهء این بحث را تا سطح یک رسالهءمستقل توسعه دهد.

نوشته : دکتر خواجه بشیر احمد انصاری

سر چشمه های مهم این بحث:

۱-     کتاب مقدس (تورات و انجیل)، انجمن پخش کتب مقدسه، ۲۰۰۳

۲-     میزان الاعتدال، دارالمعرفه، بیروت، لبنان

۳-     فتح الباری، شرح صحیح البخاری، جلد ۸ ، المکتبه السلفیه، ۱۴۰۷ هـ ق ، قاهره، مصر

۴-     فرهنگ نوین، باهتمام سید مصطفی طباطبائی ، کتابفروشی اسلامیه، نوبت چاپ هفتم، زمستان ۱۳۶۶، تهران، ایران

۵-     الامام الذهبی، سیر اعلام النبلاء ، جلد ۲، مؤسسه الرساله، بیروت، لبنان، ۱۹۹۲

۶-     ابن کثیر ، البدایه و النهایه، جلد ۸، دارالفکر العربی، الجیزه، مصر

۷-     ابن هشام، السیره النبویه، جلد ۱، مکتبه الریاض الحدیثه، الریاض، المملکه العربیه السعودیه

۸-     ابن حجر العسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، جلد ۴، مکتبه الریاض الحدیثه، الریاض، المملکه العربیه السعودیه

۹-     Joseph and Frances Gies, Life in a Medieval Castle, Harper Perennial, New York, NY, USA 1979

۱۰- سایت انترنتی:

http://edrv.endojournals.org/cgi/content/full/24/5/668

۱۱- ابن سعد محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، داربیروت،۱۴۰۵هـ.ق /۱۹۸۵م.

یک نظر

  1. با سلام و عرض تبریک و تحیت میلاد پربرکت پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلّم و هفته وحدت…واقعا از مشاهده سایت شما و این مطلبتون بسیار بسیار خوشحال شدم و باید عرض کنم نظرم نسبت به اهل سنت خیلی تغییر کرد.خدا قوتتون بده که اینطور بی تعصب حقایق سنت نبوی رو اعلام و تبیین میکنید. دعای خیر من همراهتان
    با احترام
    یک خواهر شیعه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *